استاد مهدی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فضایل حضرت زینب سلام الله علیها» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو با تبریک سالروز میلاد حضرت زینب سلام الله علیها خاطرنشان کرد: این بانوی بزرگ اسلام، شخصیت والایی است که نسب نبوی، صفات فاطمی، تربیت علوی و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود؛ از این رو به آن بانوی مکرمه اسلام، محدثه، عالمه و فهیمه، عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه و لبْوَةُ الهاشمیه و البته «عقیله بنیهاشم» گفتهاند.
وی افزود: حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید و بوسید و نامش را زینب گذاشت و فرمود: وصیت میکنم حاضرین و غائبین امت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند؛ همانا وی به خدیجه کبری مانند است.
برترین علوم؛ علم لدنی
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به برترین علوم تصریح کرد: برترین علمها علمی است که مستقیماً از ذات الهی به شخصی افاضه شود، یعنی دارای علم لدنی باشد. خداوند متعال در سوره مبارکه کهف میفرماید: «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا»؛ پس بندهای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم. با این وجود، زینب علیها السلام به شهادت امام سجاد علیه السلام دارای چنین علمی است، آنجا که به عمهاش خطاب کرد و فرمود: «انت عالمه غیر معلمه و فهمه غیر مفهمه»؛ تو بیآنکه آموزگاری داشته باشی، عالم و دانشمند هستی.
وی با اشاره به بارزترین خصوصیت زندگی زینب کبری اظهار کرد: در زندگی زینب کبری از بدو تولد تا آخرین نفس حیات، حسین علیه السلام نقش پررنگی دارد، نه زینب؛ او به چشم میآید، نه زینب؛ در زندگی زینب، عباس نیز دیده نمیشود؛ فقط حسین باید دیده شود. همه فنا میشوند تا حسین بماند و همه چیز باید برای حسین علیه السلام باشد. حال از خود بپرسیم آیا حاضریم اینگونه زندگی کنیم؟ آیا حاضریم در زندگی دیده نشویم؟ آیا حاضریم در حالی که رشد میکنیم و ارزشمند میشویم، خود را کنار بگذاریم؟ آیا حاضریم که نباشیم تا دیگری بیشتر و بهتر به چشم بیاید؟ در زندگی، نقش اصلی را چه کسی بازی میکند؟ به گمان بسیاری، خود انسان؛ اما این «خودم» غلط است. روش زندگی را باید تغییر داد؛ در زندگی تو و امام زمانت و خدای امام زمانت، تو باید دیده نشوی و او باید دیده شود.
نقش حضرت زینب سلام الله علیها در رساندن پیام عاشورا
وی تصریح کرد: میدان نبرد پایان یافته بود، اما خطر دیگری باقی بود: اینکه حقیقت عاشورا زیر غبار تبلیغات پنهان شود و جای شهید و جلاد در روایت عمومی عوض گردد. در این مرحله، حضرت زینب (سلاماللهعلیها) در کنار دیگر بازماندگان کاروان، مسئولیتی بزرگ بر عهده داشت؛ رساندن پیام عاشورا و جلوگیری از تحریف حقیقت آن.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: معنای اصلی و اصیل اخلاق، درگیری با کفر است در اقامه حق؛ سایر صفات اخلاقی و تعهد عقیدتی و تقید عملی بر مبنای فقه باید منجر به درگیری با کفر شود و الا نمیارزد.
وی تصریح کرد: در مجلس ابن زیاد، حضرت زینب سلام الله علیها بدون توجه به قدرت ظاهری او گوشهای مینشیند و با بیاعتنایی به سؤالات او تحقیرش میکند، او را فاسق و فاجر معرفی میکند و میگوید: «الحمد لله الذی اکرمنا بنبیه محمد صلی الله علیه وآله و طهرنا من الرجس تطهیراً و انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا»؛ سپاس خدای را که ما را با نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله گرامی داشت و از پلیدیها پاک نمود. همانا فقط فاسق رسوا میشود و بدکار دروغ میگوید و او غیر ما میباشد.
فریادهای حضرت زینب سلام الله علیها بر سر مردم بیتفاوت کوفه
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه اظهار کرد: در کوفه، حضرت با مردمی سخن گفت که گروهی از آنان پیشتر امام حسین (ع) را دعوت کرده بودند، اما در لحظه حساس عهد شکستند یا در برابر ظلم سکوت کردند. حضرت در خطبهای کوبنده، آنان را به سبب خیانت، بیوفایی و بیتفاوتی نسبت به حقایق مورد نکوهش شدید قرار دادند. این سخنان که پس از فاجعه عاشورا ایراد شد، بیانگر اوج غیرت، صلابت و شجاعت بانوی کربلا در برابر ظلم و خیانت بود.
وی در ادامه فرازهایی از این خطبه را نقل کرد:
«یا أَهْلَ الْکُوفَةِ، یا أَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخَذْلِ»؛ ای اهل کوفه! ای اهل خیانت، مکر و بیوفایی!
«فَلَا رقأت الْعِبْرَةَ وَ لَا هَدَأَتِ الرَّنَّةَ»؛ اشک چشمانتان خشک مباد و نالههایتان آرام نگیرد!
«فَمَا مِثْلُکُمْ إِلَّا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ»؛ شما مانند کسی هستید که رشتهای را پس از محکم بافتن از هم باز میکند و قسمهای خود را مایه خیانت و فساد قرار میدهید.
«هَلْ فِیکُمْ إِلَّا الصَّلِفُ النُّطَفُ وَ الصَّدْرُ الشَّنْفُ»؛ آیا در میان شما کسی جز انسانهای خودخواه و حقدآلود وجود دارد؟
«خُوَّارُونَ فِی اللِّقَاءِ، عَاجِزُونَ عَنِ الْأَعْدَاءِ»؛ شما در نبرد سست و بیارادهاید و در برابر دشمن ناتوان.
«نَاکِثُونَ لِلْبَیْعَةِ، مُضَیِّعُونَ لِلذِّمَّةِ»؛ شما پیمانشکنان و از بین برندگان عهد و ذمهاید.
«لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ»؛ چه بد است آنچه که نفسهایشان برایشان پیش فرستاد؛ خداوند بر آنان خشمگین است و در عذاب جاودانهاند.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به محورهای این خطبه گفت: نخست، سرزنش خیانت و مکر؛ حضرت مردم کوفه را بهخاطر خیانت و بیوفاییشان مورد نکوهش شدید قرار دادند. دوم، تشبیه به بیثباتی؛ ایشان کوفیان را به کسی تشبیه کردند که رشتهای محکم را از هم میگسلد و قسمهای خود را وسیله فساد و خیانت قرار میدهد. سوم، صفات نکوهیده؛ ایشان صفاتی چون خودخواهی، حقد، سستی در برابر دشمن و خیانت در پیمان را برای مردم کوفه برشمردند. چهارم، عاقبت خیانت؛ ایشان عاقبت خیانت به اهلبیت را غضب الهی و عذاب جاودانه دانستند.
پیام خطبه؛ مسئولیتپذیری به جای تماشاگری
وی خاطرنشان کرد: با تشبیه پیمانشکنی به کار زنی که رشته محکمشده خود را از هم باز میکند، حضرت مسئولیت مردم را به آنان یادآور شد. پیام این بخش روشن است: گریه پس از حادثه، جای مسئولیت پیش از حادثه را نمیگیرد و انسان باید درباره انتخابها، وعدهها و سکوتهای خود پاسخگو باشد. هنر حضرت زینب سلام الله علیها این بود که مردم را از تماشاگران حادثه به کسانی تبدیل کرد که باید درباره عملکرد خود بیندیشند.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در شام گفت: ایشان در خطبهای کوبنده، در اوج اسارت، پیام جاودانهای را به یزید دادند که نشاندهنده عظمت و رسالت اهلبیت (علیهم السلام) است.
وی تصریح کرد: در شام، حضرت زینب سلام الله علیها با فضایی روبهرو بود که تبلیغات حکومت اموی بر آن تأثیر گذاشته بود. اسارت اهلبیت (ع) ممکن بود نشانه شکست و خواری آنان تلقی شود و قدرت یزید، نشانه پیروزی و حقانیت او جلوه کند. حضرت این معیار نادرست را به چالش کشید و خطاب به یزید فرمود: «أَحَسِبْتَ أَنَّنَا عَلَى اللَّهِ هَوَانٌ وَبِکَ عَلَیْهِ کَرَامَةٌ؟»؛ یعنی آیا گمان کردی که ما نزد خدا خواریم و تو نزد او گرامی هستی؟
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این سخن، یک معیار اساسی را روشن میکند: قدرت ظاهری، پیروزی سیاسی یا اسارت، بهتنهایی معیار حق و باطل نیست. ممکن است کسی در ظاهر پیروز باشد، اما از نظر اخلاقی و دینی محکوم باشد؛ و ممکن است کسی در ظاهر شکست خورده باشد، اما حقیقت و عزت را حفظ کرده باشد.
وی در ادامه فرازهایی از این خطبه را نقل کرد:
«فَکِدْ کَیْدَکَ وَ اسْعَ سَعْیَکَ وَ نَاصِبْ جُهْدَکَ»؛ هر حیلهای که میخواهی به کار گیر و هر چه میتوانی تلاش کن.
«فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا»؛ سوگند به خدا که هرگز نمیتوانی یاد و نام ما را محو کنی.
«وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا»؛ و وحی ما را نمیتوانی بمیرانی.
«وَ لَا تُدْرِکُ أَمَدَنَا»؛ تو به غایت ما نخواهی رسید.
«وَ لَا تَرْحَضُ عَنْکَ عَارَهَا»؛ و این عار و ننگ از تو زدوده نخواهد شد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به محورهای این خطبه گفت: نخست، جاودانگی پیام اهلبیت (علیهم السلام)؛ حضرت زینب (سلام الله علیها) با این بیان به یزید فهماندند که نه جنایتهای او و نه هیچ تلاشی از دشمنان، نمیتواند نور اهلبیت (علیهم السلام) و پیام عاشورا را خاموش کند. دوم، شجاعت در اسارت؛ حضرت زینب (سلام الله علیها) در شرایطی که ظاهراً دشمن پیروز میدان بود، با قدرت کلام خویش، واقعیت را آشکار کرده و ماهیت ظلم یزید را برای همگان روشن کردند. سوم، ننگ ابدی ظلم؛ یزید و سایر ظالمان تاریخ هرگز نمیتوانند از لکه ننگی که به سبب مقابله با اهلبیت (علیهم السلام) بر دامن خود دارند، رهایی یابند.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به پیام عملی سیره حضرت زینب سلام الله علیها اظهار کرد: درسی که از آن حضرت میگیریم، استقامت در مسیر حق و تلاش برای زنده نگهداشتن پیام دین است، حتی در سختترین شرایط. یاد و نام اهلبیت (علیهم السلام) همواره زنده است، اگر ما نیز در زندگی رهرو راه آنان باشیم.
روش حضرت زینب سلام الله علیها در جهاد تبیین
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به روش حضرت زینب سلام الله علیها در جهاد تبیین تصریح کرد: از رفتار و خطبههای آن حضرت چند اصل مهم به دست میآید: بصیرت، یعنی شناخت درست حق و باطل و تشخیص مسئله اصلی؛ شجاعت، یعنی بیان حقیقت حتی در برابر صاحبان قدرت؛ شناخت مخاطب، یعنی سخن گفتن متناسب با شرایط و نیاز مخاطب؛ انتخاب زمان و مکان مناسب، یعنی توجه به موقعیتی که سخن در آن بیان میشود؛ بیان روشن و اثرگذار، یعنی استفاده از زبانی که حقیقت را قابل فهم و تأمل کند؛ حفظ عزت و کرامت، یعنی نپذیرفتن روایت تحقیرآمیز دشمن؛ امیدآفرینی، یعنی نشان دادن اینکه دشواری و شکست ظاهری پایان راه حق نیست؛ و امانتداری در نقل، یعنی تکیه بر حقیقت و شواهد، نه ادعاهای بیپشتوانه.
تفاوت خطبه کوفه و شام
وی افزود: تفاوت خطبه کوفه و شام در همین نکته قابل توجه است. در کوفه، تأکید بر پیمانشکنی و مسئولیت مردم بود؛ در شام، حقانیت اهلبیت (ع) و نادرستی معیارهای قدرت به چالش کشیده شد؛ یعنی پیام اصلی ثابت بود، اما شیوه بیان با مخاطب و موقعیت تناسب داشت.
مسئولیت امروز ما
استاد درس خارج حوزه با اشاره به مسئولیت امروز ما خاطرنشان کرد: امروز نیز در فضای رسانهها و شبکههای اجتماعی، روایت رخدادها اهمیت فراوانی دارد. خبرها با سرعت منتشر میشوند و گاهی واقعیتها ناقص، گزینشی یا وارونه بازنمایی میشوند. الگوگرفتن از حضرت زینب سلام الله علیها در این عرصه، به معنای تکرار صرف شعارها نیست؛ بلکه یعنی نخست، پیش از بازنشر هر خبر از درستی آن اطمینان پیدا کنیم؛ دوم، میان واقعیت، تحلیل و داوری شخصی تفاوت بگذاریم؛ سوم، از نقل سخنان و حوادث بدون مأخذ معتبر پرهیز کنیم؛ چهارم، حقیقت را روشن و متناسب با فهم مخاطب بیان کنیم؛ پنجم، هنگام نقد ظلم، از تحقیر بیدلیل مخاطب و ادعاهای اثباتنشده پرهیزیم.
وی در پایان تصریح کرد: عاشورا به ما میآموزد که دفاع از حقیقت، تنها به حضور در میدان حادثه محدود نیست؛ گاهی پس از پایان میدان، مسئولیت دیگری آغاز میشود: توضیح دادن، ثبت کردن، روشنگری و جلوگیری از تحریف. حضرت زینب (سلاماللهعلیها) الگویی از صبر همراه با بصیرت، عزت همراه با شجاعت و سخن همراه با مسئولیت است. ایشان نشان داد که اسارت ظاهری به معنای شکست حقیقت نیست و قدرت سیاسی نیز نمیتواند بهتنهایی معیار حقانیت باشد. اگر میخواهیم از سیره ایشان درس بگیریم، باید حقیقت را درست بشناسیم، امانتدارانه نقل کنیم، شجاعانه سخن بگوییم و پیام خود را با زبانی روشن و متناسب با مخاطب به جامعه برسانیم. خداوندا، ما را از اهل بصیرت، صدق و امانت در نقل قرار بده؛ به ما شجاعت دفاع از حق و توفیق شناخت و پیروی از سیره اهلبیت (علیهمالسلام) عنایت فرما.