استاد محمدرضا باقی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع شرح روایت امام حسن مجتبی علیهالسلام در تبیین سفاهت، غفلت و حرمان پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه، با اشاره به روایت دهم باب نوزدهم جلد هفتاد و پنج بحارالانوار، گفت: امام حسن مجتبی علیهالسلام در پاسخ به پرسش «قيل فما السفه قال اتباع الدناة و مصاحبة الغواة» سفاهت را تبعیت از افراد دنی و فرومایه و همراهی با گمراهان معرفی کرده است؛ کسانی که راه خود را از صراط مستقیم جدا کردهاند و اگر راه گمراهی ببینند در آن میروند و اگر راه رشد و هدایت ببینند از آن روی برمیگردانند.
وی با استناد به روایت محمد بن سابق از امام موسی کاظم علیهالسلام تصریح کرد: این دسته، مردم سفیهی هستند که نباید سیاهیلشکرشان شد؛ چنانکه وقتی امام حسن علیهالسلام صلح میکنند در مقابل جبهه میگیرند و وقتی امام حسین علیهالسلام قیام میکنند به یاریاش نمیآیند.
استاد باقی اصفهانی با اشاره به دومین واژه این روایت، یعنی «الغفلة»، اظهار کرد: غفلت آن است که مسجد خدا را ترک و از مفسد اطاعت کنیم. خدا در سر راه انسان زمانها و مکانهای خاصی قرار داده تا تابلویی برای هدایت به سوی مبدأ و معاد باشد؛ شب و روز عرفه، شب و روز اربعین، شب جمعه، حرم ائمه اطهار و مسجد، همه یادآور خدا و مرگ و مقصدند.
وی با تأکید بر اینکه مسجد تا زمانی یادآور خداست که دنیازده نشود، گفت: اگر مسجد در اختیار مفسدان قرار گرفت و بر منارش سبّ و لعن امیرالمؤمنین علیهالسلام شد، رفتن به آن مسجد مصداق «طاعة و کل المفسد» است و انسان سیاهیلشکر فساد و تکثیر سواد مفسدان میشود؛ که خداوند فرمود: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا».
این استاد حوزه علمیه قم در توضیح سومین واژه روایت، یعنی «الحرمان»، افزود: محرومیت آن است که انسان سهم و بهرهی خود را که بر او عرضه شده، ترک کند؛ مانند کسی که نیازمند وام است و شرایط شرعی آن را دارد، اما از باب تصور نادرست نمیگیرد؛ یا مهمانی که میوهی حلال و مباح بر او عرضه شده و از سر نادانی خود را محروم میکند. قرآن میفرماید: «قل من حرم زینة الله الّتی أخرج لعباده»؛ کسی با نخوردن گوشت و پرهیزهای خودساخته به جایی نمیرسد؛ چنانکه در برخی تشرفات فرمودهاند «مثل حیوان نخور»، نه «حیوانی نخور»؛ یعنی حلال و حرام را نشناسی و مانند حیوان بخوری. با حیوانی نخوردن، کسی جز به راه تصوف و درویشمسلکی نمیرسد.
وی در تبیین مصداق سفیه گفت: در روایت آمده «السفيه الأحمق في ماله المتهاون في عرضه يشتم فلا يجيب المتحرم بأمر عشيرته هو السيد»؛ سفیه کسی است که در مال خود احمق و در آبروی خود بیاعتناست. بسیاری از مردم در مال سفیه نیستند و حتی در دو زار حسابگری میکنند، اما در عرض و ناموس بیتفاوتند؛ اگر کسی به کفش و شانه و حولهی آنان دست بزند ناراحت میشوند، اما به آبرو و ناموس خود بیاعتنا هستند.
استاد محمدرضا باقی اصفهانی با اشاره به «الاحمق فی ماله» اظهار کرد: سفیه کسی است که مال خود را هدر میدهد و نمیتواند «اصلاح المال» کند؛ اموال خود را بیسند و شاهد به دست دیگران میسپارد و سپس نشسته نفرین میکند، در حالی که قرآن در بزرگترین آیه خود به نوشتن و گرفتن شاهد فرمان داده است؛ نفرین چنین کسی مستجاب نمیشود.
وی در تبیین «المتهاون فی عرضه» گفت: این فرد نسبت به آبرو و ناموس خود سست و بیاعتناست؛ فحش میشنود و پاسخ نمیدهد، اهانت میبیند و باز به همان محیط و همان رابطه برمیگردد؛ این همان سفاهت است که زشتی این امور را درک نمیکند.
استاد حوزه علمیه قم در پایان با اشاره به آخرین فراز روایت، «المتحرم بأمر عشيرته هو السيد»، گفت: در برخی نسخهها «المحتم» آمده است؛ یعنی کسی که به امر اطرافیان و نزدیکان خود اهتمام دارد و حرمت و احترام آنان را در گفتار و رفتار پاس میدارد. عشیره گاهی نزدیکان نسبی، گاهی معاشران و برادران دینی است؛ و چنین کسی که نسبت به خانواده، زیردستان و ملت خود دلسوز و هوادار باشد، همان «سید» و آقاست؛ چنانکه حضرت بقیتالله ارواحنا فدا میفرماید: «إنّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم»؛ ما هوای شما را داریم و یاد شما را فراموش نکردهایم، و اگر چنین نبود، دشمنان شما را بیچاره میکردند.