استاد آصفی مطرح کرد؛

ضرورت نگاه جهادی به تحصیل و حضور در میدان

استاد مسیح الله آصفی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی «نشست دوره ای اساتید»، به بررسی تکالیف شرعی و اجتماعی طلاب و اساتید در شرایط کنونی پرداخت.

/270/260/20/

چالش تشخیص «وجوب کفایی» در تجمعات شبانه

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو، در رابطه با تجمعات شبانه و وجوب شرکت در این مراسم خاطرنشان کرد: شرکت در این مراسم ها از باب وجوب کفایی است، یک مطلب مسلّم است و مانند سایر موارد جهاد، حکم کفایی دارد. اما نکته مهم، نحوه تشخیص موضوع است؛ اینکه هر فرد چگونه تشخیص دهد آیا حضور او در این مقطع، "به الکفایه" است یا خیر.

 

وی با اشاره به احتمال رخ دادن افراط در این تشخیص، افزود: به نظر می رسد برخی به اشتباه، تصور می کنند به دلیل حضور تعدادی از مردم در خیابان، تکلیف حضور آنها ساقط شده است. در حالی که احراز کفایت باید توسط خود شخص و با دقت صورت گیرد. این مسئله به ویژه در مورد روحانیون حساس تر است؛ زیرا وقتی بزرگان و روحانیون در میدان حضور ندارند، این موضوع به سرعت روی مشارکت دیگران اثر می گذارد و باعث کاهش آمار حضور می شود.

 

تغییر رویکرد از «نه جنگ نه صلح» به «دوران جنگ»

در ادامه این گفتگو، در پاسخ به پرسشی درباره تحلیل وضعیت کنونی و تضاد دیدگاه ها میان صلح طلبان و طرفداران جنگ، استاد آصفی تحلیل خود را این گونه بیان کرد: به نظر من، عبارت "دوران نه جنگ نه صلح" دقیق نیست. واقعیت این است که ما در دوران جنگ هستیم. دلیل این ادعا آن است که دشمن در پشت مرزها مستقر است، تهاجمات خود را در قالب ترورها و توطئه های داخلی و خارجی پیش می برد و همواره مترصد فرصت است. شرایط فعلی را باید کاملاً «جنگی» دانست و باید در تمامی ابعاد، آرایش جنگی داشته باشیم.

 

الگوی «تحصیل جهادی»؛ تجربه جنگ هشت ساله

استاد آصفی با یادآوری دوران جنگ تحمیلی، حوزه علمیه امروز را به وضعیت طلاب در زمان جنگ هشت ساله تشبیه کرد و گفت: در آن دوران، ما طلبه ها احساس می کردیم از یک سو باید به مباحث جبهه و جنگ بپردازیم و از سوی دیگر، چنان تحصیل کنیم که در آینده، حوزه از اساتید و طلاب انقلابی خالی نباشد. لذا در زمان هایی که در جبهه نبودیم، تلاش مضاعفی در تحصیل می کردیم.

 

وی در ادامه بیان کرد: باید توزیع درست انرژی داشته باشیم؛ از یک طرف تمام حواس ما باید معطوف به حفظ میدان و خیابان باشد و از طرف دیگر، با تلاش مضاعف به مباحث علمی و حوزوی بپردازیم. اگر امروز به علوم حوزوی کمرم ببندیم، فردا می توانیم پاسخگوی نیازهای فقهی جامعه باشیم؛ در غیر این صورت، این خلأ را کسانی پر می کنند که اساساً به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بها نمی دهند.

 

جبهه سازی در طلبگی؛ حرکت جهادی در حوزه و خیابان

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: راهکار عملی، پذیرش این واقعیت است که ما در وسط جنگ هستیم و باید هم در میدان و هم در کلاس درس، رویکردی جهادی داشته باشیم. وی افزود: «درست نیست که ما توقع داشته باشیم تنها نیروهای دولتی یا مردمی جهادی باشند، اما ما در مقام طلبگی، جهاد نکنیم. ما نیز باید در مسیر تحصیل و طلبگی، روحیه جهادی را جاری سازیم.

 

نقد استناد به صلح حدیبیه در شرایط کنونی و تبیین جایگاه آیات «قتال ائمه الکفر»

 

استاد مسیح الله آصفی در ادامه این گفتگو، به تحلیل دیدگاه هایی پرداخت که با استناد به مفاهیمی چون «صلح حدیبیه» یا روایاتی خاص، بر دوری از تقابل با دشمن تأکید دارند. وی در پاسخ به این پرسش که برخی از افراد با اشاره به صلح حدیبیه، صلح را راهگشاتر می دانند، تصریح کرد: صلح حدیبیه هیچ شباهتی به شرایط امروز ما ندارد. ما بارها تجربه کرده ایم که دشمن هرگاه از صلح و مذاکره سخن می گوید، صرفاً به دنبال خرید زمان است تا فرصتی برای ترور و حمله به دست آورد.

 

وی با تبیین تفاوت های بنیادین این دو مقطع افزود: در صلح حدیبیه، مسلمانان در موقعیتی بودند که توان دفاعی نداشتند؛ آنها با لباس احرام و تنها با یک شمشیر در دست به مکه رفته بودند و در صورت وقوع درگیری، به راحتی قتل عام می شدند. از سوی دیگر، مشرکین قریش در آن زمان واقعاً قصد صلح داشتند. اما امروز، کدام طیفه از دنیای کفر واقعاً به دنبال صلح است؟ تجربه نشان داده حتی در میانه مذاکرات نیز دست از ضربات خود نمی کشند. لذا تشبیه شرایط فعلی به صلح حدیبیه، یک "قیاس الفارق" است و هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.

 

جنگ؛ پیش شرط دستیابی به صلح پایدار

استاد آصفی در نقد این دیدگاه که «هیچ جنگی با جنگ به پایان نرسیده»، خاطرنشان کرد: برعکس، جنگ ها با جنگ به پایان رسیده اند. جنگ هایی که به مذاکره ختم شده اند، مواردی بوده اند که دشمن ابتدا در میدان جنگ سرکوب شده و متوجه شده است که دیگر توان ادامه نبرد را ندارد؛ تنها در آن نقطه است که صلح صورت می گیرد. بنابراین، نباید از ابتدا به دنبال مذاکراتی باشیم که پشت پرده و اهداف آن برای ما کاملاً روشن است.

 

تحلیل فقهی و روایی آیه «قتال ائمه الکفر»

این استاد حوزه علمیه قم به بررسی دیدگاه کسانی پرداخت که مصداق «قتال ائمه الکفر» را منحصر به دوران ظهور حضرت مهدی (عج) می دانند و استفاده از این آیات را برای مباحث کنونی قبول ندارند. وی در پاسخ به این دیدگاه بیان کرد: آیات قرآن بیانگر دستورات کلی هستند و این تصور که تطبیق یک آیه تنها محدود به موردی است که در برخی روایات آمده، صحیح نیست.

 

وی افزود: بسیاری از روایاتی که سعی دارند این حکم را منحصر به زمان ظهور کنند، از نظر اسنادی قوت کافی برای استناد و فتوا را ندارند. علاوه بر این، خودِ آیه شریفه، حکم را به صورت "معلق" بیان می کند و علت آن را ذکر می کند؛ یعنی می فرماید این ها را بکشید زیرا ایمان ندارند و عهد و قسم هایشان اعتبار ندارد. اگر قرار بود این حکم منحصر به یک مورد خاص و زمان خاصی باشد، نیازی به ذکر علل کلی نبود. بنابراین، این ادعا که قتال ائمه الکفر منحصر به زمان ظهور است، با ساختار آیه و شواهد موجود سازگاری ندارد.

 

 

 رابطه تکمیلی میان تجهیز نظامی و پذیرش صلح

 

استاد مسیح الله آصفی در ادامه این گفتگو، به بررسی آیات سوره انفال در رابطه با آمادگی نظامی و همچنین تحلیل اثرات اقتصادی جنگ و فسادهای داخلی پرداخت. وی در پاسخ به پرسشی درباره علت تأکید بر آیه ۶۱ سوره انفال (آمادگی نظامی) و به کار نبردن آیه ۶۲ (پذیرش صلح در صورت تمایل دشمن)، تصریح کرد: این دو آیه در عرض یکدیگر هستند و رابطه ای تکمیلی دارند. دستور به آمادگی و تجهیز تسلیحاتی یک فرمان کلی و همیشگی است. وقتی شما تجهیزات خود را تکمیل کردید، دو حالت پیش می آید؛ یا دشمن متمایل به صلح می شود یا نمی شود. اگر صلح صورت بگیرد، باز هم شما باید همان آمادگی و تجهیزات خود را داشته باشید.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به شرایط کنونی افزود: در حال حاضر، مصداق آیه دوم (تمایل واقعی دشمن به صلح) وجود ندارد. وقتی سوابق تاریخی و جنایات دولت آمریکا را می بینیم، متوجه می شویم که آنها اصلاً در جایگاه "جناحٌ للسلم" (تمایل به صلح) نیستند. بنابراین، آیه اول که دستور به آمادگی است، علی الاطلاق و برای همه زمانهاست، اما آیه دوم در زمان فعلی مصداقی ندارد که بخواهیم به آن استناد کنیم.

 

نقد مغالطه «تسلیم به بهانه مشکلات معیشتی»

در بخشی از گفتگو، خبرنگار به پدیده «الیگارشی»، نفوذ صاحبان قدرت و رسانه و همچنین بحث واگذاری ارزی اشاره کرد و پرسید که آیا می توان به بهانه مشکلات معیشتی، صلح و تسلیم را پذیرفت؟ استاد آصفی در پاسخ، این استدلال را یک «مغالطه» دانست و افزود: اینکه بگوییم برای بهبود وضعیت اقتصادی باید در برابر دشمن کوتاه بیاییم، کاملاً اشتباه است. نگاهی به کشورهای لیبی، سوریه، عراق و افغانستان بیندازیم؛ کدام یک از این کشورها در برابر استکبار کوتاه آمدند و مشکل معیشتشان حل شد؟ برعکس، وضعیت آنها صد هزار مرتبه بدتر شد و حتی عرض و آبرویی برایشان باقی نماند. کوتاه آمدن در جنگ، هرگز معیشت مردم را بهبود نمی بخشد، بلکه نتیجه آن بدتر شدن اوضاع خواهد بود.

 

تفکیک میان «ناسامانی های داخلی» و «اصل نظام»

استاد آصفی با پذیرش وجود برخی کم کاری های داخلی، بر لزوم مدیریت درست در داخل تأکید کرد و افزود: ما مسلماً خیانت ها و سیاست های غلط اقتصادی داریم که به معیشت مردم ضربه می زند. اما باید بین این نابسامانی ها و اصل نظام تفکیک قائل شویم. مردم ۴۷ سال است که پای انقلاب و نظام ایستاده اند و با تمام سختی ها سازگار شده اند. باید از طریق کانال های صحیح و قانونی، مطالبه گری کنیم تا مشکلاتی که از ناحیه بانک ها یا بنگاه های اقتصادی ایجاد شده، حل شود. اما در عین حال، باید با احتیاط عمل کنیم تا حرکاتی تند، باعث تضعیف قوای اصلی نظام در شرایط حساس کنونی نشود.»

 

رد مغالطه «تسلیم به بهانه معیشت»

استاد مسیح الله آصفی به بررسی رابطه میان وضعیت معیشتی مردم و استقامت در برابر دشمن پرداخت و توصیه هایی برای پیشگیری از دلزدگی مردمی در تجمعات شبانه ارائه کرد. وی با اشاره به تلاش برخی برای پیوند دادن مسائل اقتصادی به موضوع صلح و تسلیم، تأکید کرد: اینکه گفته شود برای بهبود معیشت مردم باید در برابر دشمن کوتاه بیاییم، یک مغالطه آشکار است. نگاهی به تاریخ کشورهای منطقه مانند لیبی، سوریه، عراق و افغانستان نشان می دهد کسانی که در برابر دشمنانی چون آمریکا تسلیم شدند، نه تنها مشکلات اقتصادی شان حل نشد، بلکه وضعیتشان صدها مرتبه بدتر شد و حتی عزت و آبروی ملی خود را از دست دادند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: ما باید میان "اصل نظام" و "نابسامانی های داخلی" تفکیک قائل شویم. مردم ۴۷ سال است که پای انقلاب و نظام ایستاده اند و به دلیل مسائل معیشتی، به دنبال نابودی آن نیستند. نابسامانی های داخلی، سیاست های غلط اقتصادی یا تخلفات در بنگاه های اقتصادی و بانک ها باید از طریق کانال های قانونی و نظارتی ساماندهی شوند، اما این مسائل هرگز نباید به بهانه آنها در میدان جنگ کوتاه بیاییم؛ زیرا تسلیم شدن، معیشت مردم را بدتر می کند و هرگز راهکار بهبود آن نیست.

 

مبارزه با دلزدگی؛ درس هایی از تاریخ و ضرورت امیدبخشی

استاد آصفی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال دلزدگی مردمی که در تجمعات شبانه حضور دارند اما شاهد فسادهای اداری و اقتصادی (الیگارشی) هستند، خاطرنشان کرد: باید به تاریخ بنگریم؛ حتی در کنار امیرالمومنین علی (ع) در جنگ های فتنه، کسانی بودند که بر اثر کمبودها و ناراحتی ها دچار خستگی شدند، اما نتیجه این خستگی، کوتاه آمدن و بدتر شدن شرایط بود. حضور مردم در خیابان برای حفظ اصل نظام و انقلاب است، نه برای حمایت از کسانی که از جایگاه خود سوءاستفاده می کنند. نباید برای متوقف کردن سوءاستفاده گران، اصل نظام را نادیده گرفت؛ زیرا اگر اصل نظام از بین برود، ما با وضعیتی روبه رو می شویم که استکبار بر خیابان ها و سرنوشت ما حکومت کند.

 

نقش طلاب و سخنوران در ایجاد امید

این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به مسئولیت طلاب و کسانی که در تجمعات مردمی سخنرانی می کنند خاطرنشان کرد: سخنرانان باید با دقت بیشتری صحبت کنند و از بیان خبرهای تاییدنشده که باعث دلسردی مردم می شود، پرهیز کنند. ما باید الگوی امیدبخشی در سخنان خود داشته باشیم؛ همان طور که در فرمایشات رهبر شهیدمان موج امید جاری بود، ما نیز باید به مردم یادآوری کنیم که مقاومت ما در برابر دشمنی با این همه تسلیحات و قدرت، خود گویای دستیابی ما به قدرتی است که دشمن را ناتوان کرده است. وظیفه ما این است که با امیدوار کردن مردم، آنها را در صحنه نگه داریم.

ج, 05/23/1405 - 10:50