استاد افشاگر:

درس هایی از حکمت 131 نهج البلاغه

استاد احمدزکی افشاگر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به تحلیل حکمت ۱۳۱ نهج‌البلاغه، به روایت امامزاده ناصرالحق، و تبیین نقش مواهب دنیوی در مسیر تعالی انسان پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به شخصیت برجسته و تمدن ساز امامزاده ناصرالحق خاطرنشان کرد: از این امامزاده واجب التعظیم، که به عنوان یکی از علمای بزرگ تشیع قلمداد می شود، صدها روایت به ما رسیده است؛ که از جمله آنها روایاتی است که بعدها نوه دختری ایشان، یعنی سید رضی (ره) آن کلمات را در نهج البلاغه بیان کرده است.

 

وی افزود: حکمت 131 نهج البلاغه، یکی از بیانات امیرالمؤمنین علی (ع) است که به روایت امامزاده ناصرالحق می باشد. این حکمت به بررسی دنیا به عنوان نعمتی الهی می‌پردازد که مواهب آن باید وسیله‌ای برای دستیابی به سعادت اخروی قرار گیرد.

 

استاد احمدزکی افشاگر با تحلیل رویکرد مولای متقیان (ع) در مواجهه با نکوهش‌کنندگان دنیا، خاطرنشان کرد: توصیف دنیا به «فریبکار بودن» بدون دلیل است؛ چرا که اگر انسان با بصیرت بنگرد، نشانه‌های فانی بودن دنیا در تمام وقایع، ابتلائات و حتی درگذشت نسل‌ها به وضوح آشکار است و دنیا هرگز حقایق را مخفی نکرده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: کسی که در عین تعلق به دنیا، آن را متهم به فریبکاری می‌کند، دچار تناقض است. دنیا در حقیقت «قنطره» و پلی است که انسان از آن عبور می‌کند و هدف باید استفاده از این امکانات برای تقرب به خداوند و رسیدن به مراتب عالی سعادت، از ایمان و عمل صالح تا مقام رضا و لقاءالله باشد.

 

وی با تفکیک میان «دنیای ممدوح» و «دنیای مذموم» تصریح کرد: ملاک این تفکیک، فاصله یا نزدیکی انسان به خداست. دنیای مذموم هر چیزی است که انسان را از خدا دور کند، حتی اگر در ظاهر معنوی باشد (مانند نماز شب یا انفاق با نیت ریا). در مقابل، دنیای ممدوح هر فعالیتی است که به قصد تقرب باشد؛ حتی کارهای دنیوی نظیر کشاورزی و صنعت، اگر برای امرار معاش حلال و در راه خدا باشد، ممدوح است.

 

استاد افشاگر با استناد به فرازهای حکمت ۱۳۱ افزود: دنیا برای کسی که با آن صادق باشد «سرای صدق»، برای کسی که حقیقتش را بفهمد «سرای عافیت»، برای توشه جمع‌کنندگان «سرای غنا» و برای عبرت‌گیرندگان «سرای موعظه» است.

 

وی با تحلیل تعبیر «دار الغرور» در روایات، تأکید کرد: این تعبیر به معنای ضرورت دوری از تعلقات مادی است. انسان نباید چنان دل به ماده ببندد که تمام هم و غمش دنیا شود، بلکه باید از این عالم به عنوان «سکوی پرواز» برای صعود به عوالم برتر ملکوت و جبروت استفاده کند.

 

حکمت 131 نهج البلاغه به روایت امامزاده ناصرالحق

این استاد حوزه علمیه قم در پایان گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان روایت حکمت 131 نهج البلاغه به روایت امامزاده ناصرالحق پرداخت و افزود: سید ابوطالب آملی در تیسیر المطالب، صفحه 506 روایت می کند:

«عَنْ جَعْفَرِ بن مُحَمَّدٍ علیهما السلام، عَنْ أَبِيهِ علیه السلام، عَنْ جَدِّهِ علیه السلام، عَنْ أَبِيهِ علیه السلام أَنَّ عَلِيًّا علیه السلام سَمِعَ رَجُلاً يَذُمُّ الدُّنْيَا فَأَطْنَبَ فِي ذَمِّهَا فَصَرَخَ بِهِ عَلِيٌّ علیه السلام؛ فَقَالَ: هَلُمَّ أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا فَلَمَّا أَتَاهُ، قَالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام: أَيُّهَا الذُّامُّ لِلدُّنْيَا وَيْحَكَ لِمَ تَذُمَّهَا أَنْتَ الْمُجْتَرِمُ عَلَيْهَا أَمْ هِيَ الْمُجْتَرِمَةُ عَلَيْكَ؟!؛ امیرالمؤمنین علی علیه السلام کلام مردی را شنید که دنیا را نکوهش می‌کرد و در مذمّت آن سخن، بسیار می‌گفت. امیرالمؤمنین علی علیه السلام بر او فریاد زد و فرمود: ای نکوهش‌گرِ دنیا، پیش بیا!» وقتی آن مرد نزدیک شد، علی علیه السلام به او فرمود: «ای نکوهش‌گرِ دنیا؛ وای بر تو! چرا آن را نکوهش می‌کنی؟ آیا تویی که به دنیا به ستم کرده‌ای، یا دنیا به تو ستم روا داشته است؟»

 

«فَقَالَ: بَلْ أَنَا الْمُجْتَرِمُ عَلَيْهَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؛ مرد گفت: «نه، بلکه من بودم که به آن ستم کردم، ای امیر مؤمنان.»

 

«قَالَ: وَيْحَكَ فِيمَ تَذُمُّهَا؛ أَلَيْسَتْ مَنْزِلَ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا، وَ دَارَ غِنَاءٍ لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا، وَ دَارَ عَاقِبَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا مَسْجِدَ أَحِبَّاءِ الله عَزَّ وَجَلَّ وَ مَهْبَطَ وَحْيِهِ وَ مُصَلَّى مَلائِكَتِهِ وَ مَتْجَرَ أَوْلِيَائِهِ، اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ، وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ؛ حضرت پرسید: «وای بر تو! پس چرا آن را نکوهش می‌کنی؟ آیا این [دنیا] برای کسانی که با آن صادق‌اند، سرای راستی، و برای کسانی که از آن توشه برمی‌گیرند، خانه کفایت و بی‌نیازی، و برای کسانی که پندهایش را به کار می‌بندند، جایگاه عبرت و سرانجام‌شناسی نیست؟ دنیا، سجده گاه بندگانِ محبوبِ خداوندِ عزّوجلّ و جایگاهِ نزولِ وحیِ الهی و عبادتگاهِ فرشتگانِ خدای متعال و محلّ تجارت اولیای اوست؛ که در آن، رحمت کسب کردند و به بهشت دست یافتند.

فَمَنْ ذَا يَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَيِّنِهَا، وَ نَادَتْ بِانْقِطَاعِهَا، وَ مَثَّلَتْ بِبَلائِهَا البَلاءَ، وَ شَوَّقَتْ بِسُرُورِهَا إِلَى السّرُورِ [در تیسیر المطالب، «الشرور» آمده است]، رَاحَتْ بِفَجِيعَةٍ، وَ ابْتَكَرَتْ بِعَافِيَةٍ، بِتَحْذِيرٍ وَ تَرْغِيبٍ وَ تَخْوِيفٍ، فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ النَّدَامَةِ  حَدَّثَتْهُمْ فَلَمْ يُصَدِّقُوا، وَ ذَكَّرَتْهُمْ فَلَمْ يَذْكُرُوا، وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ ذَكَّرَتْهُمْ فَذَكَرُوا، وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا ...؛ و زوال و ناپایداری‌اش را اعلام کرده،  پس چه کسی آن را نکوهش می‌کند؛ حال آنکه خود، خبر از رفتنِ قریب‌الوقوعش داده، و با آزمون‌هایش، ماهیتِ بلا و سختی را نمایان ساخته، و با شادی‌های زودگذرش، اشتیاق به خیرِ نهایی را برانگیخته است؛ در پایانِ روز، اندوه می‌آورد، و در آغازِ روز، عافیت و آسایش پیش می‌آورد؛ هشدار می‌دهد، ترغیب می‌کند و بیم می‌افکند. با این حال، مردمان آن را نکوهش می‌کنند، هنگامی که زمانِ پشیمانی فرا رسیده است. زیرا دنیا با آنان سخن گفت، اما آنان باور نکردند.  دنیا آنان را پند داد، اما نپذیرفتند؛ دیگران را پند داد و آنان پند گرفتند، و با آنان سخن گفت و آنان ایمان آوردند.»

«فَأَيُّهَا الذَّامُ لِلدُّنْيَا، الْمُغْتَرُّ بِتَغْرِيرِهَا مَتَى اسْتَذَمَّتْ إِلَيْكَ، بَلْ مَتَى غَرَّتْكَ؟! أَبِمَضَاجِعِ آبَائِكَ مِنَ البَلاءِ، أَمْ بِمَصَارِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ الثَّرَى؟! كَمْ عَلَّلْتَ بِيَدَيْكَ، وَ كَمْ مَرَّضْتَ بِكَفَّيْكَ، تَلْتِمْسُ لَهُ الشِّفَاءَ، وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُ الأَطِبَّاءَ؟!«لَمْ تَنْفَعْهُ شَفَاعَتُكَ، وَ لَمْ تُغْنِ عَنْهُ طِلْبَتُكَ؛ ای آن که دنیا را نکوهش می‌کنی، و در عین حال فریفته‌ی نیرنگ‌های آن شده‌ای؛ چه زمانی دنیا، پستی و ناپایداری‌اش را بر تو آشکار ساخت؟ راستی، چه وقت تو را فریب داد؟ آیا از طریقِ آرامگاه‌های رو به زوالِ نیاکانت بود، یا گورهای مادرانت در دلِ خاک؟ چه بسیار که با دستان خود به تیمارشان پرداختی، و با کفِ دستانت آن‌ها را پرستاری کردی، در پیِ درمانشان بودی، و برایشان با پزشکان مشورت می‌کردی؛ اما آن تلاش و میانجی‌گری‌ات سودی به حالشان نداشت، و کوشش‌های صادقانه‌ات نیز بی‌اثر ماند.»

«مُثِّلَتْ لَكَ -وَيْحَكَ- الدُّنْيَا بِمَضْجَعَةِ مَضْجَعَكَ، حِينَ لاَ يُغْنِي بُكَاؤُكَ، وَ لاَ يَنْفَعُ أَحِبَّاؤُكَ؛ وای بر تو! دنیا آینه‌ای از آرامگاهِ ابدیِ خودت را به تو نشان داده است؛ زمانی که گریستن، سودی نخواهد داشت، و عزیزان و نزدیکانت نیز کاری از پیش نخواهند برد.»

 

ش, 07/18/1405 - 18:51