استاد علی ربانی گلپایگانی، از اساتید برجسته حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «پاسخ به شبهات پیرامون عصمت و تحلیل منشأ آن؛ موهبتی یا اکتسابی» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج کلام اسلامی در ابتدای گفتگو، با گرامیداشت یاد شهید سید حسن نصرالله (ره)، خاطرنشان کرد: شهید سید حسن نصرالله (ره) حق بزرگی بر تمامی آزادیخواهان جهان و بهویژه مسلمانان و شیعیان دارد. ایشان شخصیتی اثرگذار بود که در برابر صهیونیسم با صلابت ایستاد و سخنانی قاطع و منطقی را در برابر دشمن مطرح میکرد.
وی با بیان این نکته که حقیقت شهادت، تعالی و زندگی ابدی است، اظهار داشت: باورهای دینی و حقایق تاریخی ثابت می کند که شهید زنده است. برای مجاهدانی چون سید حسن نصرالله که عمر خود را در مسیر مبارزه با ظالمان سپری کردند، مرگ در بستر ننگ بود و شهادت، برای آنان فوز و رستگاری عظیمی است. اگرچه از نظر مادی خسارتی به جامعه وارد شده، اما از نظر معنوی، مسیر، مرام و مکتب ایشان ادامه خواهد داشت و ایشان در پیشگاه الهی ماجور هستند.»
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه گفتگو، به یکی از مباحث بنیادین کلامی، یعنی «موهبتی یا اکتسابی بودن عصمت» پرداخت و ابراز داشت: این پرسش مطرح است که «اگر عصمت امری اعطایی و موهبتی باشد، چه مزیتی برای فرد دارد و چه فضیلتی به شمار میآید؟» همچنین برخی میپرسند «آیا عمل معصوم جبری است یا اختیاری؟» زیرا اگر بگوییم جبری است، مانند رباتی عمل میکنند که برنامهریزی شده و در نتیجه عملشان بیارزش است، و اگر بگوییم مختارند، این اختیار با مقام عصمت چگونه سازگار است؟
وی با تبیین پاسخ به این شبهات اظهار داشت: عصمت، «اختیارسوز» نیست، بلکه نوعی قدرت و توانایی است که توسط خداوند به فرد اعطا میشود. عصمت یک منقبت و فضیلت ویژه است؛ همانگونه که در آیه تطهیر آمده است: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً». باید توجه داشت که «طهارت» در این آیه، به معنای اراده تشریعی (دستورات کلی) نیست، بلکه «طهارت تکوینی» است؛ یعنی خداوند این ویژگی و صفت را در کینونت و وجود آنها قرار داده است.
استاد خارج کلام اسلامی در ادامه با مقایسه دیدگاههای کلامی تصریح کرد: نگاه ما به فضیلت عصمت، به مبنای ما در اراده تکوینی الهی بازمیگردد. اگر در اراده تکوینی، "اشعریمسلک" باشیم و معتقد باشیم اراده الهی صرفاً گزاف است، در این صورت هر چه خداوند کند را بدون معیار پذیرفتهایم (هر چه آن خسرو کند شیرین بود). اما اگر مبنای ما "عدلیه" باشد که به حسن و قبح عقلی باور دارند، میپذیریم که هر فعل الهی حکیمانه است. بر این اساس، پاداش ابوذر یا عذاب ابوجهل، بر اساس استحقاق و شایستگی است. بنابراین، قرار دادن انسانی در رتبه پیامبر اکرم (ص) یا حضرت نوح (ع)، توجیهی حکیمانه دارد، هرچند ما از تفصیل آن بیخبر باشیم.»
علی ربانی گلپایگانی در بخش دیگری از گفتگو به بررسی «امکان ذاتی و وقوعی» پرداخت و اظهار داشت: ما دو نوع امکان داریم: امکان ذاتی و امکان وقوعی. به لحاظ ذاتی، تبدیل یک موجود به موجود دیگر (مانند تبدیل شتر به خرگوش) محال نیست، اما امکان وقوعی متفاوت است؛ زیرا وجود دارای مراتبی است که وقوعاً قابل تغییر نیست. تفاوتهای عالم بر اساس ملاکها و حکمتهای الهی واقع شده است.
وی با نقد دیدگاه اشاعره در مورد حکمت الهی، افزود: اگر بگوییم هر چه خداوند میکند شیرین است (بدون هیچ معیاری)، این کلام اشاعره است. اما اگر بگوییم بر اساس اصولی که مقتضای ذات و صفات الهی است، خداوند عمل میکند، یعنی هر چه خسرو میکند بر اساس حکمت و عدل است و پس شیرین است. عقل میفهمد که باید پیامبری باشد، اما تعداد پیامبران را نمیتواند درک کند، زیرا این امر به «امکان وقوعی» و حکمت الهی بازمیگردد.
استاد ربانی گلپایگانی در پایان تأکید کرد: ما با برهان عقلی قطعی، وجود خداوند و علم و حکمت مطلق او را اثبات کردهایم. بر این اساس، هر فعلی که از او صادر شود، کاملترین فعل است؛ چراکه وقتی علت اکمل باشد، فعل او نیز مقتضای همان وجود کامل است و اکمل خواهد بود.