استاد محمدهادی جوادی گیلانی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «ویژگیها و جایگاه سوره مبارکه بقره در قرآن کریم» پرداخت.
/270/260/21/
استاد درس خارج حوزه با اشاره سوره مبارکه بقره، به عنوان طولانیترین سوره قرآن کریم و روایاتی که درباره فضیلت آن وارد شده است، تصریح کرد: در برخی روایات سوره بقره به «سید السور» (سرور سورهها) تعبیر شده است، در حالی که در روایات دیگر سوره حمد «افضل السور» نامیده شده است. این دو رویکرد با یکدیگر تناقضی ندارند، بلکه ناظر به وجوه مختلفی از فضیلت هستند.
استاد جوادی گیلانی در تبیین این تفاوت افزود: سوره حمد از آن جهت افضل است که عصاره توحید و معارف بنیادین دین، از جمله ربوبیت، توحید افعالی و صراط مستقیم را در متنی بسیار مختصر و مندمج گرد آورده است. در مقابل، سوره بقره از جهت «تفصیل» ممتاز است؛ زیرا مجموعهای جامع از احکام فقهی (مانند قصاص)، مسائل اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و مباحث مربوط به منافقین را در بر دارد و گزارههای معارفی دین را در ساحتهای مختلف و در کنار قصص انبیا ارائه میدهد.
تأثیر فضای نزول (مکی و مدنی) بر تفسیر آیات
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه سوره بقره احتمالاً اولین سوره مدنی است، اظهار داشت: فضای نزول سوره (مکی یا مدنی بودن آن) تأثیر بسزایی در نگاه مفسر دارد. در حالی که در سورههای مکی، تأکید بر مبانی اعتقادی نظیر توحید، مبدأ و معاد بود، در سورههای مدنی به دلیل تغییر فضای سیاسی و اجتماعی و گسترش قدرت اسلام، بحثها به سمت «احکام حکومتی» و «بست دین در ناحیه شریعت» سوق یافت. لذا غالب آیات سوره بقره در فضای مدینه و با رویکرد تشریع احکام نازل شده است.
استاد جوادی گیلانی در پایان با اشاره به ساختار نزول آیات فرمود: رویه کلی بر این بود که نزول «بسم الله الرحمن الرحیم» نشانه پایان یک سوره و آغاز سورهای جدید است؛ اما در مورد سوره بقره، برخی آیات پس از آغاز سوره بعدی نازل شدند که پیامبر اکرم (ص) صراحتاً دستور دادند این آیات را ملحق به سوره بقره کنند. وی همچنین خاطرنشان کرد که مدت زمان نزول مجموع آیات این سوره در منابع تفسیری (مانند تفسیر تسنیم) ذکر شده و احتمالاً نزدیک به یک سال به طول انجامیده است.
استاد جوادی گیلانی در ادامه تبیین آیات ابتدایی سوره بقره، به تحلیل عبارت «لا ریب فیه» و پیوند آن با آرامش انسانی پرداخت. وی اظهار داشت: قرآن کریم به قدری محکم و قاطع است که جای هیچگونه شک و تردیدی در آن وجود ندارد و همین ویژگی است که باعث میشود انسان با مطالعه این کتاب، به جای اضطراب و سرگردانی، به آرامش و اطمینان قلبی دست یابد.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به عبارت «هدی للمتقین» تأکید کرد: قرآن برای کسانی که از خداوند پروا دارند و تقوا پیشه کردهاند، چراغ هدایت است. وی تصریح کرد: این هدایت الهی تنها از طریق مراجعه به این کتاب میسر میشود و نتیجه نهایی این مسیر، جایگزینی اطمینان و سکینه جایگزین اضطرابهای دنیوی است.
تحلیل کلامی اسم «الله»؛ اسم جامع یا اسم ذات؟
استاد محمدهادی جوادی گیلانی در ادامه تبیین مفاهیم ابتدایی سوره بقره، به بررسی جایگاه واژه «الله» در بسمالله پرداخت و دو وجه تفسیری را مطرح کرد: نخست آنکه میتوان «الله» را اسم برای «ذات معروف» دانست؛ چرا که ذات الهی فراتر از هرگونه درک و دسترسی است و انسان برای استعانت، ناچار است از اسمهای او (مانند رحمان و رحیم) بهره بگیرد. وجه دوم این است که «الله» را یک «اسم جامع» بدانیم؛ اسمی که تمامی صفات الهی از جمله اول، آخر، ظاهر و باطن در آن مندمج است.
وی در تبیین رویکرد دوم اظهار داشت: وقتی انسان «یا الله» میگوید، بسته به مقام، نیاز و استدعای او، اسم متناسب با حالش بروز میکند. برای مثال، یک بیمار هنگام ذکر «یا الله» در واقع «یا شافی» (ای شفا دهنده) را فرا میخواند و کسی که مورد ظلم قرار گرفته، در حقیقت «یا منتقم» را استمداد میطلبد. در این میان، «انسان کامل» به دلیل اشرافات معنوی، با یک بار ذکر «یا الله»، در واقع تمامی اسمای الهی را یاد کرده است.
تأثیر «روح سوره» بر معنای بسمالله
استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه هر سوره دارای «روحی» خاص است، تصریح کرد: معنای بسمالله بر اساس روح هر سوره تغییر میکند؛ لذا بسمالله در هر سوره، معنای متفاوتی دارد. وی برای اثبات این مطلب به یک مؤید فقهی اشاره کرد و افزود: طبق نظر برخی فقها و علامه، اگر شخصی در نماز، بسمالله را به نیت یک سوره بخواند و سپس نیت خود را به سوره دیگری تغییر دهد، باید مجدداً بسمالله را بخواند؛ زیرا بسمالله هر سوره به لحاظ معنایی با سوره دیگر متفاوت است.
بررسی ماهیت «حروف مقطعه» و تمایز آن با متشابهات
استاد جوادی گیلانی به موضوع حروف مقطعه (مانند «الف لام میم») پرداخت و اظهار داشت: در مورد این حروف ادعاهای بسیاری شده است، اما آنچه مسلم است این است که اولیای الهی و راسخان در علم، از معانی این حروف واقفاند، هرچند این معانی برای ما در دسترس نیست.
وی با نقد دیدگاه کسانی که حروف مقطعه را جزو «متشابهات قرآن» میدانند، تفاوت این دو را چنین تبیین کرد: آیات متشابه، دارای معنا هستند اما معنای آنها را باید از طریق رجوع به «محکمات» دریافت کرد. اما حروف مقطعه، به صورت وضعی و استعمایی (مانند سایر کلمات در مقام تخاطب)، معنایی را به مخاطب منتقل نمیکنند. ایشان تأکید کرد که این حروف لزوماً بیمعنا نیستند، بلکه ممکن است به عنوان «رمز» یا بر اساس وضعی خاص باشند که ما از آن اطلاع نداریم، لذا قوانین حاکم بر آنها با قوانین آیات متشابه متفاوت است.
چالشهای تفسیری و رویکرد استنباطی در حروف مقطعه
استاد جوادی گیلانی در ادامه با پرداختن به موضوع «حروف مقطعه»، اظهار داشت: در مورد معنای حروف مقطعه (مانند الف، لام، کاف و...) روایات متعددی وجود دارد که هر یک میتوانند معانی تعبیری خاصی متناسب با فضای هر سوره داشته باشند. وی با مقایسه متدولوژی تفسیر و فقه اشاره کرد: همانطور که در فقه، مجتهد با روایاتی مواجه است که ممکن است در ظاهر با یکدیگر تعارض داشته باشند و باید از مجموع مدارک روایی به استنباط برسد، در تفسیر روایات مربوط به حروف مقطعه نیز وضعیت مشابه است.
وی تصریح کرد: روایات تفسیری در این زمینه همواره یکدست نیستند، اما میتوان به یک حد مشترک رسید که نشان میدهد این حروف دارای معانی تعبیری خاصی هستند که تنها در اختیار معصومین (ع) است. ایشان با نقد برخی روایات که در آنها منسوب به معصوم عبارت «نمیدانم» آمده، تأکید کرد که این روایات را باید در کنار روایاتی که بر «علم به اولین و آخرین» تأکید دارند، نقد و بررسی کرد تا تضادی ایجاد نشود.
مراتب وجودی قرآن؛ از مصحف کتبی تا نقطه تکوین
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با تبیین آیه «ذلک الکتاب لا ریب فیه»، به بررسی ظرافتهای ادبی و معرفتی این عبارت پرداخت و اظهار داشت: استفاده از اسم اشاره بعید «ذلک» به جای «هذا»، در علوم معانی و بیان برای «تعظیم» است تا مقام والای کتاب الهی را برجسته کند.
استاد جوادی گیلانی با اشاره به کاربردهای مختلف واژه «کتاب» در قرآن، تبیین کرد: قرآن کریم دارای مراتب و بواطنی است. پایینترین مرتبه آن، همان «مصحف کتبی» است که حروف در آن تفصیل یافتهاند. اما در مراتب بالاتر، این حقیقت از ترکیب و تفصیل خارج شده و به عالم تجرید و بساطت میرسد؛ به گونهای که کل قرآن در نهایت به یک کلمه، سپس یک حرف و در نهایت به یک «نقطه» تبدیل میشود. وی در این راستا به کلام امیرالمؤمنین (ع) اشاره کرد که حقیقت قرآن را در مقام «نقطه» و در پیوند با حقیقت ولایتی ایشان تبیین فرمودهاند.
تأمل در ساختار تجلی قرآن
وی در پایان خاطرنشان کرد: عبارت «احکمت ثم فصلت» نشاندهنده آن است که قرآن حداقل دارای دو مرتبه است؛ مرتبه «احکام» (بساطت و اجمال) و مرتبه «تفصیل». این ساختار نشان میدهد که قرآن هم صورت کتبی دارد و هم حقیقتی عینی در عالم تفصیل و حقیقتی مجرد در عالم اجمال، که هر دو وجه از یک حقیقت واحد الهی هستند.