استاد بدیعی خوزانی مطرح کرد؛

وظیفه نخبگان در قبال هدایت مردم برای استکبار ستیزی

به مناسبت فرا رسیدن  سیزدهم آبان و روز استکبارستیزی، استاد رحیم بدیعی خوزانی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حرکت و نهضت و سکوت و قول و فعل و تقریر معصوم علیه السلام، بر اساس اصول و مبانی بوده است؛ از این رو در طول تاریخ جاودانه شدند و راهشان باقی مانده است؛ در مقابل، انسان هایی که احساساتی کار بکنند و هر روزی به یک گونه کار بکنند، بدون آنکه مبنا و روش و اصول خاصی داشته باشند، معمولا حرکاتشان و اقوالشان جاودانه نیست و باقی نمی ماند؛ اما کسانی که اصول اساسی دارند و بر اساس آن اصول حرکت می کنند، اینها قابل تأسی هستند.

 

وی افزود: کلام با مثال است که جا می افتد؛ و حرکت اباعبدالله الحسین علیه السلام، نمونه بارز این کلام است؛ از حسین علیه السلام، نه تنها در محرم و صفر، که در هر زمانی می توان صحبت کرد؛ حرکتی که به واسطه مبنای درست داشتن، در طول تاریخ، ماندگار گردید.

 

استاد بدیعی خوزانی خاطرنشان کرد: اولین محور در حرکت اباعبدالله علیه السلام، قرآن محوری بوده است؛ امام مفسر قرآن است و حرکت ایشان بر اساس قرآن است؛

 

وی اضافه نمود: دومین محوری که در حرکت امام حسین علیه السلام مطرح بود، «سنت محوری» است. اباعبدالله الحسین علیه السلام به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پایبند است؛ و اصولا یکی از افتخار ائمه صلوات الله علیهم همین است که در مدار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حرکت می کنند. اهل بیت علیهم السلام افتخار می کردند که فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند.  

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به این مطلب اشاره داشتند. در زیارتنامه آنها می خوانیم «یابن رسول الله» به حضرت صدیقه طاهره «یا بنت رسول الله» به امیرالمؤمنین «ابن عمّ رسول الله»

 

وی افزود: در همین رابطه خوب است به زیارت امین الله اشاره کنیم؛ زیارتنامه ای که بسیار معتبر است و برای زیارت هر امامی می توانیم آن را بخوانیم؛ چند خطی از آن زیارت و باقی آن، دعا است. در آن زیارتنامه می خوانیم، «السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته فی عباده اشهد انک جاهدت فی الله حقّ جهاده و اتبعتم سنة رسول الله»؛ ائمه علیهم السلام به اطاعت کردن از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افتخار می کنند. اگر  امام حسین علیه السلام را هم با زیارت امین الله زیات کنیم، همین جمله را می گوییم.

 

استاد بدیعی خوزانی خاطرنشان کرد: بیان فتواها در آن عصر، اختلافی بود؛ غالب هم با فقه اهل سنت بود؛ آنها کارهایی را انجام می دادند، در نماز دست به سینه می ایستادند؛ در وضو بجای مسح سر و پا، پا را می شستند؛ اما در مقابل، ائمه طاهرین علیهم السلام گفتارشان را به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم استناد می ددند.

 

وی در ادامه بیان کرد: امام کاظم علیه اسلام در لباس احرام بودند؛ می دانید که یکی از محرمات در احرام، آن است که مُحرم در حال حرکت حق ندارد که در سایه قرار بگیرد. حضرت رعایت می کردند؛ ولی در کنار کجاوه یا دیواری که سایه است، می شود حرکت کرد. به امام می گفتند: آقا ما شما را می بینیم که در زیر کجاوه ای که سایه دارد، قرار نمی گیرید، ولی در کنار کجاوه که دیوارمانند است، قرار می گیرید. این از کجا است؟ حضرت فرمود: «کما فعل رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم»

«عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: كُنَّا فِي دِهْلِيزِ يَحْيَى بْنِ خَالِدٍ بِمَكَّةَ وَ كَانَ هُنَاكَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام وَ أَبُو يُوسُفَ فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُو يُوسُفَ وَ تَرَبَّعَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ جُعِلْتُ فِدَاكَ الْمُحْرِمُ يُظَلِّلُ قَالَ لَا قَالَ فَيَسْتَظِلُّ بِالْجِدَارِ وَ الْمَحْمِلِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَضَحِكَ أَبُو يُوسُفَ شِبْهَ الْمُسْتَهْزِئِ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع يَا أَبَا يُوسُفَ إِنَّ الدِّينَ لَيْسَ بِالْقِيَاسِ كَقِيَاسِكَ وَ قِيَاسِ أَصْحَابِكَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالطَّلَاقِ وَ أَكَّدَ فِيهِ بِشَاهِدَيْنِ وَ لَمْ يَرْضَ بِهِمَا إِلَّا عَدْلَيْنِ وَ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالتَّزْوِيجِ وَ أَهْمَلَهُ بِلَا شُهُودٍ فَأَتَيْتُمْ بِشَاهِدَيْنِ فِيمَا أَبْطَلَ اللَّهُ وَ أَبْطَلْتُمْ شَاهِدَيْنِ فِيمَا أَكَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجَزْتُمْ طَلَاقَ الْمَجْنُونِ وَ السَّكْرَانِ حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَحْرَمَ وَ لَمْ يُظَلِّلْ وَ دَخَلَ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ وَ اسْتَظَلَّ بِالْمَحْمِلِ وَ الْجِدَار (يعني إذا كان سائرا يمشى تحت ظل الجدار أو المحمل) فَعَلْنَا كَمَا فَعَلَ‏ رَسُولُ‏ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله و سلم فَسَكَتَ» (كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق؛ ج ‏4؛ ص 352)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نمونه های اینچنین، فراوان است؛ و اصولا باید بدانیم که  «و اهل البیت ادری بما فی البیت»اهل بیت در آنچه  که در بیت پیامبر بود، بیشتر از دیگران آشنا و مأنوس بودند؛ و این بیان، غیر از صاحب علم لدنی بودن است که جای خود دارد.

 

استاد بدیعی خوزانی خاطرنشان کرد: این بیان، علاوه بر مسائل فردی، در مسائل اجتماعی نیز صادق است؛ امام حسین علیه السلام مطلبی را از پییامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«ایّها الناس! انّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنت رسول الله فلم یغیروا علیه بفعل او .. کان حق علیه الله ان یدخله مدخله

کسی که ببیند یک سلطان ظالم حلال خدا را حرام می کند، عهد و پیمان الهی را زیر پا بگذارد، با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت باشد، این شخص، اینچنین سلطانی را ببیند و کاری علیه او انجام ندهد، سزاوار است بر خدا که او را در جایگاهی قرار بدهد که آن سلطان جائر و ستمگر و ناقض پیمان الهی و سنت رسول الله را قرار می دهد. خطابش به همگان است!

 

این استاد حوزه و دانشگاه  خاطرنشان کرد: مردم جامعه زمان امام حسین علیه السلام سه گروه هستند،

گروه نخست، حاکمان بنی امیه، یعنی معاویه و عمرو عاص، همان ها که بلاها بر سر جامعه مسلمین آوردند و یزید بن معاویه را جانشین کردند.

گروه دوم: توده های مردم هستند که البته به خاطر مشغله و کارهای روزمره، یا تحلیل ندارند یا درس نخواندند، و از این رو معمولا تابع نخبگان و عالمان هستند.

گروه سوم: نخبگان جامعه و عالمان دینی هستند؛ آنها که به خاطر سابقه در رکاب پیامبر بودن و در بدر و احد بودن، یک ویژگی خاصی در جامعه داشتند.

 

وی تأکید کرد: مردم به آنها «صحابی» می گفتند. اهل سنت برای صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یک حساب ویژه باز می کنند، قول و اجماع صحابه را حجت می دانند؛ خلافت ابوبکر را حجت می دانند، چون صحابه پیامبر آن را امضا کردند. آنها متنفذان جامعه بودند.

 

استاد بدیعی خوزانی تأکید کرد: کلام اباعبدالله الحسین علیهم السلام را باید دوباره شنید که می فرماید: «من رأی سلطانا جائرا» اگر یک نفر سلطان جائر را دید و کاری نکرد، مثل سلطان جائر است؛ چرا حرکت نمی کنید؟! مگر نمی بینید که خون ها می ریزند و حجر بن عدی ها را می کشند؛ میثم تمارها را به دار می زنند؛  بیت المال را غارت می کنند و ویژه گروه خود قرار دادند؛ چرا حرکت نمی کنید؟ شما که کنار پیامبر بودید و سخنان حضرت را شنیدید؛ مردم به شما نگاه می کنند.

 

وی افزود: صدها صحابی در زمان امام حسین علیه السلام زنده بودند؛ مگر نشنیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ان الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة» یا «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» پس چگونه ساکت می شوند تا امام حسین علیه السلام به تنهایی در مقابل  گرگ های بنی امیه قرار بگیرد.

 

این استاد حوزه  علمیه قم در ادامه بیان کرد: اینها ساکتان زمان امام حسین علیه السلام بودند و نقش آنها کمتر از نقش یزید نیست. اگر یزید توانست آن فاجعه بشری را به وجود بیاورد، به خاطر سکوت عالمان دینی زمان امام حسین علیه السلام بود؛ به خاطر سکوت نخبگان زمان امام حسین بود؛ آنها وقتی خبر شهادت امام حسین علیه السلام را شنیدند، صرفا سری تکان دادند و اظهار تأسف نمودند و گفتند: ای کاش چنین نمی شدد. اینها همانها هستند اظهار ندامت از آنها قبول نیست. آنها که «سمعَت و رضیَت به» راضی بودن به خاطر آن است که تو می توانستی کاری بکنی که فاجعه کربلا انجام نپذیرد؛ ولی ساکتی.

 

وی تأکید کرد: آنها از جمله کسانی هستند که در زیارت عاشورا لعن می شوند ؛ آنها که شنیدند و سری  تکان دادند و تأسف خوردند؛ آنها جزو شریکان در خون امام حسین علیه السلام هستند؛ نخبگان جامعه، عالمان جامعه، آنها که می دیدند مسیر جامعه به کجا می رود، اما به خاطر عافیت و رفاه طلبی و وعد و وعیدهای اموی ها ساکت نشستند.

 

استاد بدیعی خوزانی خاطرنشان کرد: از بین صحابی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، یک فرد به نام جابر بن عبدالله انصاری است که توفیق شرکت در کنار امام حسین علیه السلام را پیدا نمی کند، بعدها حرکت می کندد و به زیارت امام حسین علیه اسلام می رود؛ اما صحابه بزرگی در زمان امام حسین علیه السلام بودند که ساکت بودند؛ چرا ساکت ایستادند و مانع نشدند که یزید به چنین جنایتی مرتکب نشوند.

 

وی افزود:در طول تاریخ مردم به اینها نگاه می کنند و آنها وظیفه شان را انجام نمی دهند و در تمام حقوقی که از مردم غارت می شود، آنها شریک هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام در جایی خطاب به آنها می فرماید: شما حقوق مردم را ضایع کردید؛ معاویه غارت می کند و می کشد، اما امام حسین علیه السلام می فرماید: شما هستید که غارت کردید و کشتید.

 

وی اضافه نمود: وقتی آتشی در خانه کسی می اندازد، اگر من بتوانم آن آتش را خاموش بکنم و نگذارم کسی سوخته شود، من هم در آن آتش سوزی شریک هستم.

اگر کسی بیمار شد و دکتر، آن را دید و می توانست آن را مداوا کند و نکرد، اگر آن بیمار بمیرد، می گویند آن دکتر او را کشت. این دکتر می توانست جلوی مرگ او را بگیرد و نگرفت

 

وی افزود: معاویه جنایت می کند، یزید خیانت می کند، عالمان می توانستند جلوی حرکت او را بگیرند، اما نمی گیرند؛ امام حسین علیه السلام می فرماید: شما هستید که حقوق مسلمان ها را ضایع کردید.

 

این کلام امام حسین علیه السلام وظیفه علما و نخبگان را نسبت هدایت مردم سنگین و سنگین تر می کند.

/270/260/20/

پ, 08/13/1400 - 18:06