استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها از منظر کتاب و سنت» پرداخت.
مقام هفتم: مضامين عالى خطبه حضرت زهرا عليها السلام
این استاد درس خارج و سطوح عالی در ابتدای دوازدهمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: خطبه آن حضرت سلام الله علیها براى هميشه در گوش زمان طنين انداز است و در هر دوره اى از تاريخ بشر، جهاتى از شخصيت الهى او را نمايان مى سازد و معارفى در اين خطبه وجود دارد كه به بزرگى علم و دانش ايشان اشارت دارد كه فقط و فقط اولياى مخصوص حضرت حق و صاحبان سر الهى مى توانند از آنها اطلاع داشته باشند؛ همان كسانى كه خداوند همه زشتى ها و پليدى ها را از آنان دور نگه داشته و آنان را پاك و طاهر اراده فرموده است و از آنجا كه فاطمه زهرا سلام الله علیها يكى از مصاديق آيه تطهير است، تعجبى ندارد كه سخنان او شامل بعضى از معارف الهى باشد.
وی افزود: ايشان در ابتداى خطبه خداوند را بر نعمت هايش سپاس مى گذارد و مدح و ثناى حضرت ربوبى مى نمايد و توحيد صفاتى خداوند را تأكيد مى كند و بيان ايشان در توحيد به گونهاى است كه در هيچ يك از مكاتب فلسفى يونانى، هندى و ايرانى آن دوران، سابقه ندارد، زيرا قبل از ظهور اسلام معهود نبود و اصلا در افهام مسلمين صدر اول سابقه اى نداشت كه حقيقت توحيد، نفى صفات از اوست و مقام صفات الهى و تجليات اسمائيه از مقام غيب الغيوب و غيبت مطلق پايين تر است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: حضرت زهرا عليها السلام در قسمتى از خطبه طولانى خود مى فرمايد: «و أحمدوا اللّه الذى لعظمته و نوره يبتغى من فى السماوات و الأرض اليه الوسيلة و نحن وسيلته فى خلقه».
وی تصریح کرد: در اين عبارت حضرت زهرا سلام الله علیها اشاره مى فرمايد كه معرفت خدا از راه احاطه و تسلط بر حقيقت او ممتنع و محال است، چون مستلزم تشبيه عقلى يا نفسانى يا جسمانى است كه لازمه محدوديت ذات يكتا است؛ و از طرفى كه تعطيل شناخت خداوند هم باطل است، پس تنها راه معرفت خداوند توسل جستن به آيات و تجلّيات الهى است كه آن وسيله اهل بيت عليهم السلام هستند كه از ابواب معرفت الهى اند. حضرت در جمله اى كوتاه، برهان هاى متعدد اقامه فرمود كه در انديشه بشرى آن دوران اصلا معهود نبود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سپس كلام ايشان در مورد بيان سلسله علّى و معلولى و كيفيت آن و اختلاف نشئه ها به گونه اى است كه باز در معارف بشرى آن روزگار اعم از فلسفى و يا عرفانى سابقه نداشت و فقط در قرآن كريم اشاراتى مخفى و غير ظاهر بدان شده است كه افهام مسلمين آن دوران به آن آگاهى نداشتند.
وی افزود: سپس ضرورت شرع و شريعت را روشن مى سازد و مقامات پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را چه در نشآت گذشته و همين طور عوالم آينده بيان مى فرمايد.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: سپس سرفصلهاى علوم قرآن و ابواب مختلف آن و علت احكام و اركان دين را بيان و روشن مى سازد كه باز هم قبل از ايشان سابقه ندارد.
وی اضافه نمود: بعد از آن به طور اجمال سيره و روش نبوى و سنت آن حضرت و عظمت واقعيت و حقيقت دعوت نبوى و نقش برادر رسول خدا و وزيرش و پسر عمويش و جانشينش امير المؤمنين در دعوت نبوى تلاش و كوشش فرمود، روشن مى سازد و اينكه آن دو بزرگوار بودند كه بناى دين و نظام اسلامى را استوار ساختند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سپس به تحليل و بررسى فتنه اى مى پردازد كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امت اسلامى را از جهت سياسى و اجتماعى گرفتار ساخت و اينكه اين فتنه (غصب خلافت) امت اسلامى را دچار چه مشكلاتى خواهد كرد.
وی تصریح کرد: همه اينها با بيانى شيوا و الفاظى زيبا و تناسبى زيباتر و عباراتى برگزيده كه به وسيله آنها رازها و حقايق بزرگى را آشكار مى سازد و همه اينها از معارفى است كه به هيچ وجه در بين مسلمين رواج نداشته است، زيرا در احاديثى كه اهل سنت از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل مىكنند، نيامده است.
وی افزود: مجمل كلام آنكه اين خطبه شيوا برهانى است تام، كه تنها مى تواند از سرچشمه علم لدنّى و خداداد آن حضرت نشأت بگيرد. به بيان ديگر اين خطبه در صدد بيان مقام نبوت است، كه معدن رسالت الهى و فضيلتى است كه قابل توصيف نيست، زيرا خداوند مردم دوران جاهليت را به وسيله نبوت الهى از تاريكىهاى نادانى به روشنايى هدايت و دانش خارج نمود و مردم را از زشتى و پليدى شرك و ذلت پاك و طاهر فرمود.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: بعد از اينكه برخى مقامات پدر بزرگوارش را در نزد خداوند تبارك و تعالى مى شناساند، فضائل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را روشن مى سازد و همان برهان و حجت او را مى آورد و معالم دين را به آنان اعلام مى فرمايد و پايه واجبات و بيان حكمت هر ركنى از اصول و فروع را روشن مى سازد و تكليف هر قضيه اى دينى و يا دنيوى را واضح مى فرمايد.
وی اضافه نمود: گويى اين سخنان از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به گوش مى رسد و از جهت حكمت، معرفت، فصاحت و بلاغت، همانند اوست. در واقع اولين خطبه اى است كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از زبان يكى از حجّت هاى الهى صادر مى شود و بعد از آن، امت را از عاقبت كارشان مى ترساند، زيرا به سوى باطل منحرف شده بودند و تراث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به وسيله هوا و هوس هاى آنها به فراموشى سپرده مى شد و ايشان سر در لاك خويش فروبرده بودند و نه از انحراف جلوگيرى مى شد و نه حتى امر به معروف و نهى از منكر مى گرديد. همه اينها از علم الهى لدنّى آن حضرت نشأت مىگيرد كه حجيت ايشان را مى رساند.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: نتيجه آنكه خطبه آن حضرت سلام الله علیها چند امر را روشن مى كند؛ نخستین امر اینکه اولين خطبه اى است كه بعد از خطبه هاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله محافل مسلمين را تحت تأثير قرار داد و در خاطره ها ماند و اهتمام آن حضرت در امور مسلمين مقام و منزلت و حجيت بالغه اش را در اذهان آنان مى رساند.
وی در ادامه بیان کرد: امر دوم آنکه يكى از ملاحم توحيدى به شمار مى رود كه در آن به ثناى خداوند و يگانگى او تذكار مى دهد و اشارت به نبوت محمد رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم و اثر عميق آن در زندگى مسلمين مى فرمايد و اركان دين و حكمت تشريع فروع دين را روشن مى سازد و بعد از آن اين سؤال را در ذهن ها جاى مى كند كه چه دليلى بر مشروعيت بيعتى كه گرفته شده بود وجود دارد؟ و تا چه حدى مى تواند اين بيعت (سقيفه) در حيات دينى و دنيوى مسلمانان اثر داشته باشد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امر سوم آنکه خطبه آن حضرت سلام الله علیها شامل نكاتى است كه در آن بى پرده عدم مشروعيت نظام سياسى را كه حزب سقيفه براى آينده اسلام درست كرده بود، آشكار ساخت و در ضمن آن پايه هاى اعتقادى نظام اسلامى را بر اساس ديدگاه رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم محكم ساخت تا مبادا مسئله بر آيندگان مشتبه گردد و حق و باطل ممزوج گردند و در اين بين مقام و منزلت خويش را در بين مسلمين كه بر اساس وحى الهى و تأكيدات پدر بزرگوارش نبى اسلام بود گوشزد مى نمود.
وی اضافه نمود: اين نبود مگر به سبب حجّيت تامه آن حضرت در همه شئون مسلمين از احكام و مواعظ و نصايح گرفته تا قوانين حكومت اسلامى و از اينجا بود كه آن حضرت همه مسائلى را كه مسلمين تا آن روز با آن مواجه شده بودند و يا در آينده، پيش رویشان بود، تحليل فرمود.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: تمامى اين معانى، حجيت آن حضرت را در اعماق مرتكزات و افكار مسلمين مى رساند؛ چه رسد به حجيت ثابته الهيّه آن حضرت.
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: امر چهارم آنکه آينده نگرى صديقه طاهره كه مسلمين را به آن آگاه مى فرمايد؛ از قبيل فتنه و بى دادگرى و اختلاف در بين آنها در آنجايى كه مى فرمايد:
«أما لعمرى لقد لقحت فنظرة ريثما تنتج ثم احتلبوا ملأ القعب دما عبيطا و زعافا مبيدا هنالك يخسر المبطلون و يعرف الباطلون غب ما أسس الأوّلون ثم طيبوا عن دنياكم أنفسا و اطمأنّوا للفتنة جأشا. و أبشروا بسيف صارم و سطوة معتد غاشم و بهرج شامل، و استبداد من الظالمين يدع فيئكم زهيدا و جمعكم حصيدا» به جانم قسم كه روزگار آبستن حوادث است البته به كندى نتيجه آن معلوم مى گردد؛ اينان يك ظرف سرريزان از خون تازه و زهرى كشنده دوشيدند در اينجاست كه تباه كاران زيان عمل خود را خواهند ديد و معلوم خواهد گشت كه چه اساس و پايه اى را شالوده ريزى كردند و فتنه دل ها را به تپيدن وا خواهد داشت و بشارت باد شما را به شمشيرى برّان و ذلّت دشمنى ستمگر و غاصب و هرج و مرجى عمومى و فراگير و استبدادى كه شما را پست و بى ارزش خواهد كرد و جمع شما را پراكنده خواهد ساخت.
وی افزود: تمام آنچه كه حضرتش پيشگويى فرموده بود، به تحقق پيوست تا بدانجا كه مسلمين با همه كثرتشان در مقابل جمعيت اندك يهود، ذليل و خوار گرديده است و امروز مسلمين قادر نيستند، دست متجاوزان را كوتاه كنند و جمع آنها پراكنده و ذليل گشته است.
/270/260/20/