استاد احمد خوانساری از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها در کتاب و سنت» پرداخت.
مقام چهارم: امّ ابيها و امّ المؤمنين
این استاد درس خارج و سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای یازدهمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: خداوند، همسران پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را با لقب «امّ المؤمنين» مورد توجه قرار داده است: «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ».
وی افزود: اين لقب، اشاره به بعضى از آثار مادر بودن، مثل احترام و تكريم آنها، مانند مادر حقيقى انسان دارد؛ در مقابل اين، فاطمه زهرا سلام الله علیها به جهت مقام حجّيت الهيش، به مقام مادرى پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مى رسد كه شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «فاطمة أمّ أبيها»؛ «فاطمه مادر پدرش است» كه به بزرگى مقام و منزلت او گواهى مى دهد.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: مادر بودن در اينجا نشان از علاقه و ارتباطى محكم در حجّيت او دارد و «امّ النبىّ» بودنش نه تنها يك سفارش و احترام ظاهرى است، بلكه از لحاظ اشراف و تصديق دعوت نبوى نيز است؛ همان طوركه مريم مقدس نوعى اشراف بر نبىّ خدا عيسى داشت كه تصديق دعوت او نمود و حتى بعضى از شئون رسالتش را برپا داشت.
وی اضافه نمود: بنابراين همان طوركه وجود و بقاى رسالت و دعوت عيسوى بر مقام مريم مقدس تكيه داشت، از ابتداى حمل حتى بعد از ولادت عيسى؛ همانطور هم فاطمه زهرا سلام الله علیها از بعد و منظر ديگرى در مقام تصديق و تأييد دعوت نبوى برآمد، زيرا در آيه تطهير در عرض رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و در آيه مباهله شريك او بيان گرديد و در سوره دهر (انسان) از جمله مقربينى ذكر گرديد كه به ابرار فيض مى رسانند و از چشمه سلسبيل استفاده مى كنند كه مربوط به رسول خداست و همه اينها «أمّ النبى» بودن او را كه مستند به حجيتش است، تأكيد مى نمايد. با توجه به اين مطالب چه فرق بزرگى است بين مادرى پيامبر و مادرى مؤمنين!
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: احتمال ديگر در مورد معناى «امّ النبى» همان است كه در تفسير حديث قدسى در مقام قبل گذشت كه عبارت باشد از اينكه نور مبارك آن حضرت، اصل و ريشه وجود جسد و بدن مطهر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم است و در لغت عرب هم «امّ» به معناى «اصل» استعمال گرديده است؛ مانند اين روايت كه: «إنّ المؤمن أبوه النور و امّه الرحمة».
مقام پنجم: خشنودى و غضب فاطمه عليها السلام
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرأ از شيعه و سنى نقل گرديده كه رضايت فاطمه عليها السلام موجب رضايت خداوند و غضب آن حضرت موجب غضب خداوند است.
وی در همین رابطه تصریح کرد: از كتاب مناقب روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «يا فاطمة إنّ اللّه ليغضب لغضبك و يرضى لرضاك» «اى فاطمه خداوند از غضب و ناراحتى تو غضبناك و از خشنودى تو خشنود مىگردد».
از كتاب كشف الغمّة از امام حسين علیه السلام از پدرش علیه السلام از نبى اكرم صلی الله علیه و آله و سلم روايت گرديد: «يا فاطمة إنّ اللّه ليغضب لغضبك و يرضى لرضاك»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اهل سنت هم از راه هاى گوناگونى اين روايت را نقل كرده اند؛ مانند طريق محب الدين طبرى از امير مؤمنان علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل مى كند كه حضرت فرمود: «يا فاطمة إنّ اللّه عز و جل يغضب لغضبك و يرضى لرضاك».
وی افزود: اين حديث شريف از جمله احاديثى است كه (علاوه بر آيه تطهير) در مورد اثبات مقام عصمت آن حضرت استفاده مى گردد؛ بنابراين، حديث شريف غضب و رضايت فاطمه عليها السلام دلالت مى كند بر رضايت و غضب خداوند؛ به عبارت ديگر، غضب و رضايت فاطمه سلام الله علیها فرع بر رضايت و غضب الهى است و بنابراين به دليل إنّى (از علت به معلول پى بردن) عصمت آن حضرت روشن مى گردد؛ زيرا رضايت و غضب انسان، رضايت و غضب الهى نمى گردد، مگر در صورتى كه اين شخص معصوم و برى از هرعيبى باشد و همه زشتى ها و پليدى ها از او محال باشد تا رضايت و غضب او در حدّ رضايت و غضب الهى باشد و نايل شدن فاطمه زهرا سلام الله علیها به چنين مقامى، بهترين دليل بر عصمت و طهارت و به طريق اولى حجّيت آن حضرت است.
استاد خوانساری در ادامه بیان کرد: اين حديث شريف، علاوه بر عصمت، دلالت بر پذيرش ولايت آن حضرت و وجوب اطاعتش بر همه مخلوقات دارد تا رضايت و خشنودى او حاصل گردد كه اگر چنين شود، رضايت الهى نيز حاصل مى گردد و غضب الهى دور مى گردد كه اين مقام رفيع فقط براى كسى به دست مى آيد كه به مقام حجيت و پاكى از همه پليدى ها و زشتى ها رسيده باشد.
وی اضافه نمود: استدلال ديگرى كه مى توان در اين مقام بيان داشت، اين است كه تعبير پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد فاطمه زهرا عليها السلام اشاره به واقعيت و ماهيت حجّيت در عقل عملى دارد كه بالاتر از عقل نظرى است كه در اشكال اربعه منطقى و يا اصول فقه در مورد آن بحث مىشود.
این استاد درس خارج حوزه افزود: سرّ مطلب هم اين است كه حجيت در عقل عملى مستلزم حجيت در عقل نظرى نيز هست؛ اما عكس اين صادق نيست (حجيت در عقل نظرى مستلزم حجيت در عقل عملى نيست) و اين مقام حجيت و عصمت علمى و عملى حضرت فاطمه زهرا را ثابت مى نمايد.
بيان استدلال:
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: به طور كلى خاصيت حجيت نظرى با ماهيت حجيت در حكمت عملى تفاوت دارد؛ در علم منطق برهان ها و قياس هايى ذكر شده كه اشاره به عقل عملى دارد؛ همان طور كه در علم اصول فقه نيز روشن گشته است كه حجيت ماهيت كاشفه و حاكيه و موصله (طريق به واقع) است.
وی افزود: اما حجيت عمليه داراى يك خصوصيت و هويّت جداگانه اى است كه لازمه آن عمل شخص است؛ البته منظور تنها عمل جوارحى نیست؛ بلكه عمل جوانحى و قلبى را نيز شامل مى شود كه عبارت باشد از حجيت عمليه اى كه با صفات عملى در نفس ارتباط دارد؛ بلكه حجيتى است كه فوق صفات عمليه و مربوط به قلب نيز مى شود؛ مانند حبّ و بغض و رضايت و غضب و تولّى و تبرّى پس خاصيت حجيت عمليه ارتباطى با جانب فعل و عمل در راستاى قلب است كه بالاترين درجه ادراكات بسيط آدمى است. به همينجهت است كه در مورد حجيت عمليه تعابيرى به كار برده شده است كه در مورد حجيت نظريه نيامده است مانند نور و يقين و بيان و غيره.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته مراتب حجيت عمليه تفاوت دارد؛ در این راستا به روایات و آیاتی اشاره می شود:
روایت اول: پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد امير مؤمنان علیه السلام مى فرمايد: «علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ» يعنى «على با حق و حق همراه على است».
روایت دوم: در مورد فاطمه زهرا سلام الله علیها مى فرمايد: «إنّ اللّه يرضى لرضا فاطمة و يغضب لغضبها» يعنى «خداوند با خشنودى فاطمه رضايت مند و با غضب او غضبناك مى گردد»
آیه اول: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» «اين چنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم؛ چرا كه او از بندگان مخلص ما بود»
آیه دوم: «وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» «همه انسان ها را فريب خواهم داد، مگر بندگان مخلص تو را»
آیه سوم: «إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا»
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: تعبیر «مخلص» همان حجیت را می رساند؛ البته حجيت عملى را نه حجيت نظريه را. هم چنان كه عناوينى مانند تطهير و اصطفاء كه به عنوان صفات الهى آمده اند، اشارت به همين معنا دارد؛ مانند: «إنّهم عندنا من المصطفين الأخيار» و «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»
وی افزود: همچنين عنوان مقرب در سوره واقعه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُون» كه عبارة اخرى حجيت عملى است و اگرچه عمل و فعل است، اما عمل و فعلى است از صميم قلب؛ همان طوركه نور فوق ادراك است با اينكه از عمل انسان برخاسته مى گردد.
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: در نتيجه، حجيت عملى همان حجيت نظرى است كه به زيور عمل آراسته شده باشد و در مرتبه اى بالاتر از حجت نظرى ايستاده است، زيرا حجيت و عصمت نظرى اگرچه ما را از خطاى فكرى در امن و امان نگه مى دارد، اما چه بسا در سلوك عملى خطاكار باشيم و در حالى كه حجيت عملى تقواى نظرى و مصونيت از خطاى فكرى است.
وی اضافه نمود: علاوه بر اين در مقام عمل و تطبيق كردارى هم در امان و مصون از خطاست از اينجاست كه از جهت دورى از اشتباهات در مقامى بالاتر از حجيت نظرى قرار دارد.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: نتيجه كلام آنكه رضايت و غضبى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم به آنها اشارت دارد، ناگزير بايد تابعى از اراده خداى تبارك و تعالى باشد. و رضايت و غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها به دنباله غضب و رضاى الهى است؛ نه اينكه بگوييم ما از رضايت و غضب آن حضرت غضب و رضايت خداوند را كشف مى كنيم، زيرا رضايت و غضب الهى متبوع اصلى است و از اينجاست كه مى توان استدلال كرد كه آگاه بودن آن حضرت از خواسته هاى خداوند و رضايت و غضب او وجود علم لدنّى نزد ايشان را تقويت مى كند، زيرا بين چنين علمى و آگاهى بر همه جزئيات به دقايق و اسرارش ملازمه وجود دارد و چنين علمى مخصوص اولياى الهى و حجتهاى مقرّب او مى باشد كه بارزترين نمونه هاى آن فاطمه زهرا عليها السلام است.
مقام ششم: مباهات خداوند به فاطمه عليها السلام
استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: از سوره مباركه كوثر به روشنى برمى آيد كه مقصود از كوثر، شخص فاطمه زهرا سلام الله علیها است و مقتضاى سياق آيه اين است كه در مقابل، كسى كه دشمنى با پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم كرده بود، بايد ابتر و بدون ذرّيه باشد؛ به خلاف پيامبر اكرم كه او داراى كوثر است؛ يعنى نسلى كثير و فراوان كه عبارت باشد از فاطمه زهرا و ذرّيه پاك او و مقتضاى مقابله همانا كثرت دودمان است؛ و الّا مقابله بى فايده بود و نفى و اثبات بر يك چيز وارد نمى شوند.
وی افزود: البته با تأويل كوثر به اينكه نهرى در قيامت است كه پيامبر اكرم به وسيله آن امتش را سيراب مى نمايد، منافات ندارد، زيرا كلام در محل نزول آيه است و همه مسلمين در شأن نزول سوره اتفاق دارند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علامه طبرسى در تفسير جوامع الجامع در ذيل آيه كريمه «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ» مى گويد: مراد از كوثر، زيادى نسل و دودمان است كه در نسل و فرزندان فاطمه زهرا آشكار مى گردد، زيرا تعداد آنها غير قابل شمارش است و بحمد اللّه تا آخر زمان چنين خواهد بود. اين دقيقا مطابق شأن نزول سوره است و آن اينکه عاص بن وائل موقعى كه عبد اللّه فرزند خردسال رسول اكرم از دنيا رفت آن حضرت را ابتر ناميد و قريش مى گفتند محمد صنبور است كه خداوند براى دلدارى به رسولش و نابودى آرزوى كفار اين سوره را نازل فرمود.
وی افزود: فخر رازى هم از علماى اهل سنت همين نظر را دارد و مى گويد: كوثر اشاره به اولاد و فرزندان رسول خدا دارد؛ زيرا اين سوره در برابر كسانى نازل شد كه آن حضرت را به بى فرزندى مذمّت مى كردند و معناى آيه اين است كه خداوند به او نسلى اعطا خواهد كرد كه در همه زمان ها خواهند بود و ببين كه چه بسيار از اهل بيت پيامبر كشته شدند و با اينهمه جهان از اولاد پيامبر مملو مى باشد؛ اما از بنى اميّه حتى يك نفر هم باقى نمانده است.
استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در حال حاضر هم مراكز سرشمارى جمعيت اعلام مى دارند كه يك ششم ساكنين مغرب عربى از سادات بنى فاطمه و از نسل امام حسن مجتبى هستند؛ يعنى پنج ميليون از 30 ميليون نفر.
وی اضافه نمود: اين آشكارترين نمونه هاى كوثرى است كه آيه كريمه به آن اشارت مى ورزد. زيرا اين عطاء كثير است كه مقتضى سپاسگزارى و برپا داشتن نماز و دعا و ثناى خداوند از جانب نبىّ اكرم است و مخفى نيست ارتباطى تام بين نهر كوثر و فاطمه زهرا عليها السلام است و بين تأويل و ظاهر آيه ارتباطى هميشگى برقرار است.
وی افزود: مخفى نيست كه مباهات نبى اكرم به آن حضرت بر دشمن از ناحيه خداوند تبارك و تعالى دلالت بر حجيت اوست؛ زيرا آيه در مقام بيان كرامت و بزرگوارى پيامبر اكرم است و اين كرامت همراه به دست آوردن با فضيلت ترين مخلوقات كه خداوند او را به كوثر- خير كثير- توصيف كرده، توسط نبى اكرم است و اين تمام نمى شود، مگر اينكه آنچه مورد افتخار قرار گرفته خير تمام و مطلق و كامل باشد.