استاد خوانساری مطرح کرد؛

مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها «قسمت هشتم»

با همه اين مقدمات مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها كه يكى از وسائط فيض الهى بر مردم است روشن مى ‏شود و آشكار مى ‏گردد كه آن حضرت شاهد و گواه خداوند بر اعمال خلق است و هادى امت است و از راسخين در علم است كه كتاب مكنون در لوح محفوظ را درك و لمس فرموده است.

 

استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.

 

خلاصه:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای هشتمین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: ابرار از ظرف‏ هاى آبى سيراب مى شوند كه با كافور آميخته است و مقربين مصدر ابرارند و چشمه سلسبيل مصدر مقربين است كه خودشان از آن سيراب مى ‏شوند و به ابرار هم مقدارى از آن مى ‏دهند.

 

وی اضافه نمود: پس در واقع مقربين واسطه افاضه بر ابرارند كه به آنها نور و علم و حكمت و هدايت اعطا مى‏ كنند و اين عده مقربين عبارتند از: امير مؤمنان عليه السلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها، حسن و حسين عليهما السلام، كه به خود آنان از چشمه سلسبيل به واسطه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فيض مى‏ رسد، پس علوم ايشان از رسول خداست؛ چنان ‏كه در روايات از آنان نقل شده است؛ يعنى مقربين هم حجّت خدا بر خلقند و هم ولايت بر مردم دارند، زيرا ولايتشان از ولايت خدا نشأت مى ‏گيرد كه ولايت و حجيت او بدون هيچ شك و شبهه ‏اى به امر خداى تبارك و تعالى است.

 

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: با همه اين مقدمات مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها كه يكى از وسائط فيض الهى بر مردم است روشن مى ‏شود و آشكار مى ‏گردد كه آن حضرت شاهد و گواه خداوند بر اعمال خلق است و هادى امت است و از راسخين در علم است كه كتاب مكنون در لوح محفوظ را درك و لمس فرموده است. پس در واقع آن حضرت يكى از كسانى است كه اعمال عباد به او عرضه مى‏ گردد.

 

وی افزود: فاطمه زهرا سلام الله علیها يكى از مطهّرينى است كه كتاب را درك فرموده است؛ تا اينجا ثابت گرديد كه پاكان و مطهرون به حكم آيه تطهير عبارتند از: حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام و از خصوصيات ‏شان اين است كه به حقيقت قرآن دست يافته ‏اند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته مراد از «مسّ» در اينجا دست زدن و مسّ خود وجود خطى و كتبى قرآن كريم نيست و آيه چنين معنايى را نمى ‏رساند؛ بلكه آيه در مقام اشاره به مكنونيت و مخفى بودن اين كتاب است كه چنين مطلبى را با جمله خبريه القا مى ‏فرمايد نه انشائيه و لفظ «لا» در «لا يمسّه» نافيه است و نه ناهيه و اخبار مى ‏دهد نه اينكه نهى كند.

 

 وی اضافه نمود: همان ‏طور كه كتاب مكنون را به كتابى توصيف مى‏ كند كه قرآن از آن نازل شده، پس قرآنى كه در كتاب مكنون است يك حقيقت علوى ملكوتى دارد كه غير مطهر معصوم كسى را ياراى دست ‏يابى بدان نيست.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: پس حقيقت ملكوتى قرآن از عقول مردم فاصله‏ ها دارد و قابل درك نيست؛ مگر به واسطه معصومين و مطهرين اين امت كه بيان و تفسير و شناخت آن را بر عهده دارند و هم ايشانند كه به بطن قرآن و علوم بى ‏پايان آن عالم و آگاهند: «وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»

 

وی افزود: علم به تأويل آيات قرآن فقط و فقط در نزد راسخون در علم است: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به کلامی از امام صادق اشاره نمود که مى‏فرمايد: «نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأويله»؛ «ما در علم راسخ و پايداريم و ما تأويل قرآن را مى‏ دانيم.»

 

وی اضافه نمود: قبل از اين ثابت شد كه مطهّرون همان مقرّبون هستند و مقرّبين درگاه الهى همانا «على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام» هستند و كتاب مكنون را فقط مطهّرون درك مى‏ كنند.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: سيوطى از ابن مردويه كه سند راويان او به ابن عباس مى ‏رسد، از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل مى ‏كند در مورد آيه كريمه: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ» كه حضرت فرمود: در نزد خداوند در صحيفه ‏هايى پاك و مطهر. بعد در مورد آيه «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» فرمود: مقرّبون يعنى مطهّرون همان مقربينند»

 

وی افزود: حال ‏كه روشن شد مطهرون همان مقربونند كه حقيقت كتاب را مس و درك كرده ‏اند و بطون قرآن را آگاهند ثابت مى‏ گردد كه هم ايشان حجت‏ خدا بر خلقند، زيرا حجت يعنى طريق و مسير شناخت و معرفت خدا و از اينجاست كه درمى‏ يابيم احاطه و علم آن حضرات به همه اشياء دليل بر حجيت آنهاست، زيرا علم به كتاب الهى مساوى است با علم به همه ‏چيز و در كتاب علمى فراگير محفوظ است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به این آیه  شریفه اشاره نمود:

«وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» و نه هيچ دانه ‏اى در تاريكى‏ هاى زمين و نه هيچ تر و خشكى وجود ندارد، جز اينكه در كتابى آشكار [در كتاب علم خدا] ثبت است.

 

وی اضافه نمود: پس حجّيت معصومين هر دو گونه ولايت را هم ولايت تشريعى و هم ولايت تكوينى براى ايشان عليهم السلام ثابت مى ‏نمايند و شامل مى ‏شود.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: ولايت تشريعى ايشان از علم كتاب كه علم به همه ‏چيز است، منبعث مى‏ شود، زيرا ولايت تشريعى تمام نمى ‏گردد، مگر در صورت معرفت به حكم هر چيزى و اين از لوازم علم است و ولايت تكوينى ايشان بر خلق نيز به سبب علم و آگاهى آنها به رموز كتاب خداست، زيرا حقيقت علمى مكنون تكوينى ملكوتى قرآن را كه فقط مطهّرون بدان آگاهند، داراى قابليت‏هايى است كه خداوند در آن به وديعه نهاده است:

«وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ ... » اگر به وسيله قرآن كوه ‏ها به حركت درآيند يا زمين‏ ها قطعه قطعه شوند يا به ‏وسيله آن با مردگان سخن گفته شود ....

 

وی در ادامه به این آیه شریفه اشاره نمود:

«قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ» كسى‏ كه دانشى از كتاب داشت گفت: پيش از آنكه چشم برهم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: پس حجّيت، مقامى است الهى كه هردو قسم ولايت الهى را براى معصومين ثابت مى ‏گرداند؛ با توجه به اين مطالب گامى ديگر در شناخت و معرفت فاطمه زهرا عليها السلام برداشتيم و دانستيم:

 آن حضرت عالم به كتاب خدا و باطن و علوم آن است؛

و اينكه: آن حضرت نيز داراى ولايت تكوينى و تشريعى است.

 

وی افزود: روايات زيادى درباره اثبات ولايت آن حضرت بر خلائق در عرض ولايت اهل كساء آمده است.

لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/5860

/270/260/20/

 

 

د, 11/06/1399 - 12:18