از نظر اسلام، هر كس بايد از دسترنج خود استفاده كند و سربار ديگران نباشد. تنبلي، بيكاري و مفت خوري از بدترين حالات است و اسلام افراد تنبلي كه به سراغ كسب و كار نمي روند را مورد خشم و لعنت خداوند معرفي مي كند. در روايات از تنبلي و بيكار گشتن مذمت شده است و ترك كسب و كار را در كنار ترك نماز شب قرار داده و فرد بيكار كه عمر را به بطالت مي گذراند، مورد غضب خداوند معرفي شده است.
استاد رضا محققیان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، با توجه به نامگزاری امسال به «جهش تولید»، به موضوع «اشتغال نسل جوان و لزوم پرهیز از کسب حرام» پرداخت؛
وی در بخش نخست، به اشتغال نسل جوان اشاره کرد و در نخستین گام، به اهمیت اشتغال و کسب کار در اسلام پرداخت و بیان داشت: دين اسلام براي اشتغال به كسب حلال اهميت فراوان قائل شده و به شدت مردم را از تنبلي و بيكاري نهي نموده است.
این استاد حوزه علمیه قم به کلامی از پيامبر اكرم (ص) اشاره کرد که حضرت هرگاه به مردي نظر مي كرد و از او خوشش مي آمد، سوال مي كرد؛ آيا او شغل و حرفه اي دارد يا نه؟ پس اگر مي گفتند: نه، مي فرمود: از چشم من افتاد و در نظر من ارزش و جايگاهي ندارد. «جَامِعُ الْأَخْبَارِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا نَظَرَ إِلَى الرَّجُلِ فَأَعْجَبَهُ قَالَ لَهُ حِرْفَةٌ فَإِنْ قَالُوا لَا قَالَ سَقَطَ مِنْ عَيْنِي قِيلَ وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ يَعِيشُ بِدِينِهِ.» (بروجردي، حسين، جامع احاديث الشيعه، ج22 ص174)
وي در ادامه به روایتی دیگر اشاره کرد و گقت: كليني(ره) به سند صحيح از امام باقر عليه السلام نقل مي كند كه حضرت فرمود: من دشمن دارم مردي را كه نسبت به امردنياي خود تنبلي كند. چون هركس نسبت به امر دنياي خود تنبلي كند، نسبت به امر آخرت خود هم تنبلي خواهد كرد.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً [كَسْلَانَ] عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَل. (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 85)
استاد رضا محققیان افزود: كسي كه كار و اشتغال نداشته باشد، توانائي انجام دستورات دين مثل حج و پرداخت خمس و زكات را ندارد بلكه قدرت بر انجام روزه و نماز را هم نخواهد داشت لذا اين حديث معروف است كه: «من لا معاش له لا معاد له» كسي كه اشتغال و درآمدي نداشته باشد؛ معاد هم ندارد. به عبارت دیگر نسبت به امور مربوط به قيامت هم توفيقي ندارد.
وي افزود: به تعبير شهيد مطهري (ره) اين حديث تقدم معاش بر معاد، به عنوان زير بنا و وابستگي زندگي معنوي را به زندگي مادي به عنوان زير بنا مي رساند. (مطهري، مرتضي، مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي ص426)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: ملعون است و از رحمت خدا دور است كسي كه بتواند كار كند ولي سربار جامعه باشد. (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 4ص 12، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ.)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: كسي كه كار و تلاش مي كند تا خودش روزي خود را به دست آورد و دست نياز جلو ديگران دراز نكند و سربار جامعه نباشد، محبوب خداوند و مورد رحمت الهي واقع مي شود.
وي این راستا به روایتی از پيامبراكرم (ص) اشاره كرد که در اين باره مي فرمايد: خداوند، بنده اي را دوست دارد كه شغلي انتخاب كرده و مشغول كسب و كار شود تا نيازمند مردم نباشد. (مجموعه ورام، ج1، ص 42)
استاد محققیان افزود: اسلام مي خواهد، مسلمانان يك زندگي شرافتمندانه و همراه با عزت داشته باشند و دستشان جلوي ديگران دراز نباشد و سربار جامعه نباشند.
وي افزود: اولياء گرامي اسلام با كمال صراحت پيروان خود را به كار و كوشش مشروع، ترغيب و تشويق مي نمايند و ارزش مجاهدت آنان، در راه تأمين معاش خود و اهل و عيالشان را، برابر با فداكاري سربازان اسلام به حساب آورده اند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اولياء گرامي اسلام، خودشان كار مي كرده اند و عملا مردم را به سعي و كوشش دعوت كرده اند.
استاد محققیان افزود: دشمنان و مغرضان، به اديان اشكال مي كنند كه مردم را از اهتمام به امور دنيا باز دارند و در ميان پيروان اديان زاهد بينوا و عابد خشك فراوان است و سخن آنها اين است كه تقوي و سلوك با ثروت و دارائي منافات دارد و فقر ابزار سلوك و دين داري است ولي اگر اين سخن نسبت به اديان تحريف شده و يا فرقه هاي گمراه صحيح باشد، هرگز در مورد دين اسلام صحيح نيست. چون تاريخ گواه است كه، اسلام در عصرهاي اول در هر ملتي قدم مي گذاشت، بر ثروت و دارائي آنها مي افزود و كشورهايشان را آباد مي ساخت و زمين هاي باير آنها را سرسبز مي گرداند.
وی خاطرنشان کرد: كسي كه در احاديث و سخنان شريف پيامبر اكرم (ص) دقت كند، مي فهمد كه چگونه مسلمانان را به كار و كوشش تشويق نموده است تا مسلمانان را از ضعف و ناتواني مادي كه دامنگير بعضي از افراط كنندگان در دين شده است؛ برهاند. ضعفي كه موجب سقوط امت است و آنها را از رسيدن به كمال باز مي دارد.
اين استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم به روایتی از پيامبر اكرم (ص) اشاره كرد که ثواب پاداش عمل براي دنيا را مساوي پاداش عمل براي آخرت قرار داده و مي فرمايد: بهترين شما آن كس نيست كه دنيايش را براي آخرتش رها سازد و يا آخرتش را براي دنيايش ترك گويد بلكه بهترين شما كسي است هم از اين دنيا و هم از آخرت بهره گيرد «قَالَ عليه السلام لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لَا آخِرَتَهُ لِدُنْيَاهُ.» (شيخ صدوق، منلايحضرهالفقيه، ج 3 ص 156)
وی افزود: به تعبيرشهيد مطهري (ره) اين سخن از هيچ مصلح ديني غير از پيامبر اكرم (ص) نقل نشده است. او با تعقل عالي و تفكر والايش و ارتباطي كه با وحي داشت، دريافت كه انسان در اين جهان مادي نمي تواند به كمال برسد، مگر اين كه احتياجاتش تأمين گردد و احتياجاتش تأمين نمي گردد، مگر با اشتغال به كسب و كار. بنابراين پيامبراكرم (ص) هم چنان كه مردم را نسبت به عمل براي آخرت تشويق و ترغيب مي كند، براي عمل دنيوي نيز آنها را تشويق و تمجيد مي كند تا آنان را براي بدست آوردن پايه هاي زندگي اجتماعي موفق سازد.
استاد محققیان خاطرنشان کرد: با مراجعه به سخنان پيامبر اكرم (ص) مشخص مي شود كه ایشان چه قدر نسبت به حفظ عوامل ارتقاء و پايه هاي عمران و ارتباط اين عمران و آباداني با بقاء ديني كه مردم را به سويش دعوت مي كند اهميت داده است تا آنجا كه براي بدست آوردن پايه هاي زندگي، پاداشي مساوي با پاداش مجاهد در راه خدا قرار داده است و يا كار و كوشش را در كنار نماز شب قرار داده و اشتغال به كار را براي همه واجب نمود و ترك آن را گناه شمرده و فرموده است: اشتغال به كسب و كار حلال بر هر مسلماني واجب است. «قال رسول الله ص طلب الحلال فريضة على كل مسلم و مسلمة». (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 100 ص 9)
اشتغال و كسب و كار از منظر قرآن:
استاد رضا محققیان در بخش دیگری از این گفتگو به بیان اهمیت اشتغال از منظر قرآن کریم پرداخت و بیان کرد: خداوند در مقام امتنان بر انسان مي فرمايد: «و جعلنا النهار معاشا» (روز را براي زندگي و تحصيل معاش شما قرار دادیم (نبأ 31)
وی در ادامه به بيان ديگر قرآن اشاره كرد: «ومن رحمته جعل لكم الليل لتسكنو فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون» (از نمونه هاي رحمت خداوند اين است كه براي شما روز را آفريد تا در روشنائي روز به دنبال كسب و كار باشيد و با كار، به فضل خدا، روزي خود را به دست آوريد؛ شايد شكر نعمت او را بجا آوريد.)(قصص 73)
این استاد سطوح عالی حوزه های علمیه در ادامه افزود: از نظر قرآن تنوع و فراواني كسب، كار و قدرت داشتن بر كسب و كار نعمتي است كه شكر آن لازم است. چنان چه مي فرمايد: «و لقد مكناكم في الارض و جعلنا لكم فيها معايش قليلا ما تشكرن» ( ما شما را بر زمين مسلط نموديم و بر روي آن از انواع وسائل زندگاني و تحصيل معاش براي شما قرار داديم اما شما كم شكرگذاري مي كنيد.) (اعراف 10)
استاد محققیان افزود: از نظر قرآن، اصل كلي اين است كه هر كس نتيجه كسب و كار خود را برداشت مي كند. «وان ليس للانسان الا ما سعي» (براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش او نيست.) (نجم 39)
وی خاطرنشان کرد: اين آيه، گرچه در سياق آيات، بهره مندشدن انسان در قيامت از سعي خود قرار گرفته است، ولي معناي آن عام است و شامل كار و تلاش براي معاش هم مي شود.
وجوب اشتغال به كار وكسب حلال
استاد رضا محققیان در ادامه به وجوب اشتغال به کار و کسب حلال پرداخت و گفت: از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است كه فرمودند: طلب حلال، بر هر مرد و زن مسلمان فريضه و واجب است. «قال رسول الله ص طلب الحلال فريضة على كل مسلم و مسلمة.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 100 ص 9)
وي افزود: شايد علت لزوم اشتغال به كسب و كار اين باشد كه انسان، براي پرداخت نفقه خود و نفقه اهل و عيالاش كه بر او واجب است نياز به كسب و كار دارد و تا مشغول به كسب و كار نشود، از عهده پرداخت نفقه آنان بر نمي آيد. به همين جهت است كه امام صادق عليه السلام در روايتي به هشام مي فرمايد: براي گناه كار بودن انسان كافي است، زندگي كساني كه نفقه آنها بر او واجب است را ضايع كند و نفقه آنان را پرداخت نكند. «وَ قَالَ علیه السلام كَفَى بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ يُضَيِّعَ مَنْ يَعُولُ» (شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه ج 3 ص 168)
این استاد حوزه علمیه قم به روایتی دیگر اشاره کرد که می فرماید: اين كه خداوند رزق هر كس را ضمانت نموده است تو را از انجام فريضه كسب و كار باز ندارد. (مجلسي، محمد باقر، ِبحارالانوار، ج 75 ص 374)
استاد محققیان در ادامه بیان داشت: مقدر بودن رزق هر كس منافات با لزوم اشتغال به كسب و كار ندارد. خداوند چنين مقدر نموده است كه برخي از ارزاق انسان با اشتغال به كسب و كار به دست او برسد. هم چنين امام صادق عليه السلام مي فرمايد: دو چيز بر هر فرد مومن واجب است: يادگرفتن علم و اشتغال به كسب و كار. پس براي عمل به دين طلب علم لازم است و براي اداره امور دنيا و تأمين مخارج زندگي بدست آوردن كسب و كار لازم است. هر كس فقط طلب علم كند و كسب و كار را رها كند. روز قيامت مفلس و تهي دست وارد محشر خواهد شد. «خصلتان فريضتان علي كل ذي ايمان طلب العلم و طلب الكسب، طلب العلم لصلاح دينه و طلب الكسب لصلاح دنياه فمن طلب العلم ولم يطلب الكسب جاء يوم القيامه مفلسا.» (مشكيني، علي، مواعظ العدديه، ص53)
اشتغال به كسب وكار بهترين عبادت
استاد رضا محققیان از اساتید حوزه علمیه قم به بخش دیگری از موضوع اشتغال، یعنی «اشتغال به کسب و کار، بهترین عبادت» پرداخت و در این راستا به روایتی از پيامبر اكرم (ص) اشاره کرد که مي فرمايد: عبادت هفتاد قسمت است. بهترين آنها اشتغال به كسب حلال است. «قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَالِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 78)
وی افزود: هم چنين در حديث معراج، خداوند مطالب بسيار مهمي را براي پيامبر اكرم (ص) بيان نموده است. در اين حديث خداوند خطاب به پيامبر مي فرمايد: اي احمد! بدان كه عبادت ده جزء است و نه جزء آن با اشتغال به كسب حلال به دست مي آيد پس وقتي كه شغل و خوراك تو پاكيزه و حلال باشد مورد لطف و نظر خاص من هستي. «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ أَنَّهُ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فِي لَيْلَةِ الْمِعْرَاجِ يَا أَحْمَدُ إِنَّ الْعِبَادَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَالِ فإذا طيبت مطعمك و مشربك فأنت في حفظي وكنفي.» (نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج13، ص 20)
اين استاد سطوح عالی در ادامه بیان نمود: مردي نزد پيامبر از همسفر خود بسيار تعريف نمود و عرض كرد: عابدتر و زاهدتر از او نديده ام. هميشه مشغول عبادت بود هرگاه قافله توقف مي كرد، مشغول نماز و دعا مي شد و هر گاه به راه مي افتاد در راه مشغول ذكر گفتن مي شد. پيامبر اكرم (ص) فرمود: پس چه كسي براي او غذا تهيه مي كرد؟ آن مرد عرض كرد: البته بقيه اهل كاروان افتخار خدمت او را داشتند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: در اين صورت همه شما عابدتر از او بوده ايد و بهتر از او مي باشيد. بهترين افراد، كساني هستند كه سر بار ديگران نباشند. مشغول به كار باشند و ملعون است كسي كه بار خود را بر روي دوش ديگران افكند. «رُوِيَ أَنَّ رِفْقَةً كَانُوا فِي سَفَرٍ فَلَمَّا قَدِمُوا قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا رَأَيْنَا أَفْضَلَ مِنْ فُلَانٍ كَانَ يَصُومُ النَّهَارَ فَإِذَا نَزَلْنَا قَامَ يُصَلِّي حَتَّى نَرْحَلَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ كَانَ يَمْهَدُ لَهُ وَ يَكْفِيهِ وَ يَعْمَلُ لَهُ فَقَالُوا نَحْنُ قَالَ كُلُّكُمْ أَفْضَلُ مِنْهُ.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 8 ص 220)
كداميك عابدترند؟
وی در ادامه خاطرنشان کرد: يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام كه هميشه، در محضر درس آن حضرت شركت مي كرد و در مجالس رفقا حاضر مي شد و با آنها رفت و آمد مي كرد، مدتي بود ديده نمي شد، يك روز امام صادق عليه السلام از اصحاب و دوستانش پرسيد: «راستي فلاني كجاست كه مدتي است ديده نمي شود؟» عرض كردند: يابن رسول الله! اخيراَ خيلي تنگدست و فقير شده. حضرت سؤال نمود: پس چه مي كند؟ عرض كردند: هيچ در خانه نشسته و يكسره به عبادت مي پردازد. حضرت فرمود: پس چه كسي براي او غذا تهيه مي كند و مخارج او را تأمين مي كند. عرض كردند: «يكي از دوستانش عهده دار مخارج زندگي او شده است.» حضرت فرمود: به خدا قسم اين دوستش به درجاتي از او عابدتر است. «عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقِيلَ لَهُ أَصَابَتْهُ الْحَاجَةُ قَالَ فَمَا يَصْنَعُ الْيَوْمَ قِيلَ فِي الْبَيْتِ يَعْبُدُ رَبَّهُ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ قُوتُهُ قِيلَ مِنْ عِنْدِ بَعْضِ إِخْوَانِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ اللَّهِ لَلَّذِي يَقُوتُهُ أَشَدُّ عِبَادَةً مِنْهُ». (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 78)
استاد محققیان خاطرنشان کرد: انس بن مالك، صحابي پيامبر اكرم (ص)، نقل مي كند: به همراه پيامبر اكرم (ص) در مسافرت بوديم، چند نفر از ما روزه گرفتند و بقيه روزه نبودند. هوا بسيار گرم و آفتابي بود؛ به طوري كه از شدت حرارت آفتاب، هر كس عبا داشت، آن را جلو صورت خود قرار مي داد؛ تا صورتش از سوزش و گرماي آفتاب محفوظ بماند و هركس كه عبا نداشت، دست هايش را در مقابل آفتاب، جلوي صورت خود قرار مي داد تا از آفتاب محفوظ بماند. وقتي كه توقف كرديم، كساني كه روزه بودند، بر اثر ضعف و خستگي روي زمين افتادند ولي بقيه كه روزه نبودند و رمق داشتند كارها را انجام مي دادند و براي ديگران آب و غذا تهيه مي كردند.
در پايان روز، پيامبر اكرم (ص) فرمود: كساني كه روزه دار نبودند و كارها را انجام دادند، تمام اجر و ثواب را بردند. (فؤاديان، رمضان، سيري در ارزش كار و كارگر، ص 116)
ثواب كار و اشتغال همانند جهاد در راه خدا
استاد رضا محققیان در ادامه موضوع اشتغال به «ثواب کار و اشتغال» پرداخت و به این نکته اشاره کرد: ثواب آن همانند جهاد در راه خداوند می باشد؛
وی افزود: روزي پيامبر اكرم (ص) با اصحابشان نشسته بودند، پس جوان توانا و نيرومندي را مشاهده كردند كه اول صبح، به كسب و كار مشغول شده بود. برخي از صحابه گفتند: حيف از اين جوان كه جواني و نيروي خود را در راه خدا صرف نمي كند و سر گرم كار دنيا است. پيامبر اكرم (ص) فرمود: اين سخن را نگوئيد، چون اگر اين جوان براي معاش خود كار كند به اين نيت كه محتاج ديگران نباشد كار او در راه خدا است. هم چنين اگر كار مي كند تا زندگي پدر و مادر پير و ضعيف خود را تأمين كند كار او در راه خدا است ولي اگر كار مي كند تا ثروت خود را زياد كند و با آن بر ديگران افتخار كند و فخر فروشي كند، كار او براي شيطان است و از راه خدا منحرف شده است. «و كان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جالسا مع أصحابه ذات يوم فنظر إلى شابّ ذي جلد و قوّة و قد بكّر يسعى فقالوا: ويح هذا لو كان شبابه و جلده في سبيل اللّه؟ فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: »لا تقولوا هذا فإنّه إن كان يسعى على نفسه ليكفّها عن المسألة و يغنيها عن النّاس فهو في سبيل اللّه، و إن كان يسعى على أبوين ضعيفين أو ذرّيّة ضعاف ليغنيهم و يكفيهم فهو في سبيل اللّه و إن كان يسعى تفاخرا و تكاثرا فهو في سبيل الشيطان» (فيض، ملا محسن، المحجة البيضاء، ج 3 ص 140)
حضرت موسي بن جعفر عليه السلام مي فرمايد: هر كس با اشتغال به كسب و كار، روزي حلال براي اهل و عيال خود تهيه كند، ثواب او همانند ثواب مجاهد در راه خدا است. «مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ ع مَنْ طَلَبَ هَذَا الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ لِيَعُودَ بِهِ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ كَانَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلّ» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 93)
و نيز اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: صبح گاهان، به جهاد در راه خدا رفتن، ثوابش، بيشتر از ثواب خارج شدن از منزل، براي بدست آوردن مخارج زندگي اهل و عيال نيست. «عن علي أنه قال ما غدوة أحدكم في سبيل الله بأعظم من غدوته يطلب لولده و عياله ما يصلحهم.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج : 13 ص: 13)
در روايت ديگري امام رضا عليه السلام ثواب اشتغال به كسب و كار را بيشتر از ثواب جهاد در راه خدا بيان مي كند و مي فرمايد: ثواب و پاداش كسي كه كار مي كند تا از فضل الهي، مخارج خود و اهل و عيالش را بدست آورد و نيازمند ديگران نباشد، بيشتر از ثواب مجاهد در راه خدا است. «أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ الَّذِي يَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا يَكُفُّ بِهِ عِيَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي،ج 5 ص 88)
وی افزود: اگر مجاهد در راه خدا در ميدان جنگ شمشير مي زند تا مانع سلطه نظامي دشمنان بر مسلمانان شود؛ كارگر هم با كار و تلاش خود مانع سلطه اقتصادي دشمنان مي شود.
اين استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شايد اين اختلاف اجر و پاداش، به خاطر اختلاف انواع شغل ها باشد. زيرا برخي شغل ها و كسب ها دشوارتر است و در برخي شغل ها رعايت مرز حلال و حرام دقيق تر و مشكل تر است بنابراين اجر آن بيش از اجر جهاد در راه خدا است و چون برخي كسب ها آسان تر است پس اجر آن به اندازه جهاد در راه خدا است.
استاد محققیان در ادامه گفت: پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايد: جهاد منحصر در اين نيست كه انسان با شمشير در راه خدا شمشير زند بلكه جهاد اين است كه انسان براي تأمين مخارج زندگي پدر، مادر و فرزندان خود كار كند و كسي كه براي تأمين مخارج خود كار كند او هم در حال جهاد است. «عنه ليس الجهاد ان يضرب الرجل بسيفه في سبيل الله تعالي إنما الجهاد من عال والديه وولده فهو في جهاد و من عال نفسه فكفها عن الناس فهو جهاد.» (نهج الفصاحه، ص 503)
وی افزود: از همين جهت است كه امام صادق عليه السلام مي فرمايد: من به دنبال به دست آوردن ثواب و فضيلت جهاد بودم؛ پس ثواب و فضيلت جهاد را در مشغول شدن به كسب و كار براي مخارج اهل و عيال يافتم. «رُوِيَ عَنْ مَوْلَانَا جَعْفَرٍ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ000وَ طَلَبْتُ فَضْلَ الْجِهَادِ فَوَجَدْتُهُ فِي الْكَسْبِ لِلْعِيَال»(نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 12 ص 173)
فضيلت استفاده انسان از دست رنج خويش
استاد رضا محققیان در بخش فضيلت استفاده انسان از دست رنج خويش، به روایتی از پيامبر اكرم (ص) اشاره کرد که حضرت مي فرمايد: هر كس از دست رنج خويش استفاده كند، خداوند با ديده رحمت به او نظر مي كند، پس او را هرگز عذاب نخواهد كرد. «عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ ثُمَّ لَا يُعَذِّبُهُ أَبَداً» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13 ص 24)
وقتي خداوند با ديده رحمت به انسان نگاه كند، توفيقات او فراوان مي گردد و در نتيجه بر راه راست ثابت قدم مي ماند و عاقبت به خير مي گردد.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: هركس از دست رنج خويش استفاده كند، خداوند، درهاي بهشت را به روي او باز مي كند؛ تا از هر دري كه بخواهد، داخل بهشت گردد. «وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ حَلَالًا فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاء.َ» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13 ص 24)
هم چنين پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: اگر انسان به بيابان برود و هيزم جمع كند و بر پشت خود حمل نمايد و آن را بفروشد و با پول آن از ديگران بي نياز گشته و زيادي آن را صدقه دهد؛ بهتر از آن است كه از ديگري درخواست كمك كند. خواه آن مرد به او كمك كند يا محرومش سازد. «و قال ص لئن يحتطب الرجل على ظهره فيبيعه و يستغني به و يتصدق بفضله خير من أن يسأل رجلا آتاه الله من فضله فيعطيه أو يمنعه إن اليد العليا خير من اليد السفلى.» (ورام بن ابي فراس، مجموعةورام ج 2 ص 229)
شيخ كليني ره با سند صحيح نقل مي كند كه: مردي خدمت امام صادق عليه السلام آمد و عرض كرد: من نمي توانم با دستهايم كاري انجام دهم (دستهاي او سالم نبوده) و سرمايه اي هم ندارم كه با آن تجارت كنم و مرد مستمند و محرومي هستم. امام صادق عليه السلام ديدند، آن مرد طبق رسوم محلي مي تواند بار بر سرخود بگذارد و آن را حمل كند، پس راضي نشدند، كه آن مرد عزت و شرفش، با گدائي از مردم درهم بشكند لذا به او فرمودند: كار كن و با سرت باربري كن و به اين طريق خود را از مردم بي نياز ساز. آن گاه حضرت براي ترغيب او فرمود: بدان كه پيامبراكرم (ص) هم كار مي كرد و سنگ بسيار بزرگي را بر دوش گرفت و در مزرعه اي قرار داد. «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ إِنِّي لَا أُحْسِنُ أَنْ أَعْمَلَ عَمَلًا بِيَدِي وَ لَا أُحْسِنُ أَنْ أَتَّجِرَ وَ أَنَا مُحَارَفٌ مُحْتَاجٌ فَقَالَ اعْمَلْ فَاحْمِلْ عَلَى رَأْسِكَ وَ اسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ حَمَلَ حَجَراً عَلَى عَاتِقِهِ فَوَضَعَهُ فِي حَائِطٍ لَهُ مِنْ حِيطَانِهِ وَ إِنَّ الْحَجَرَ لَفِي مَكَانِهِ وَ لَا يُدْرَى كَمْ عُمْقُهُ إِلَّا أَنَّهُ ثَمَّ بِمُعْجِزَتِهِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي،ج 5 ص 76)
آري شايسته است كه انسان تا مي تواند، از دست رنج خويش استفاده كند و زحمت بار خود را بر روي دوش ديگران نيفكند.
هم چنين پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: بهترين كسب و شغل نزد خداوند آن است كه انسان خودش كار كند و از دست رنج خويش استفاده كند. «عنه ص اطيب الكسب عمل الرجل بيده» (نهج الفصاحه، حديث 332)
اشتغال به كسب وكار شرمندگي ندارد
استاد رضا محققیان در ادامه بحث اشتغال جوانان، بیان داشت: همه شغل ها مثل هم نيستند. بعضي از شغل ها آسان تر است و يا صاحب آن شغل در نظر مردم موقعيت بهتري دارد ولي به هر حال، هر كس بايد به كاري كه بهتر توانائي انجام آن را دارد، مشغول گردد و در اشتغال به هيچ كار حلالي شرمندگي وجود ندارد. شرمندگي فقط در كسب هاي حرام و غير قانوني است. زيرا هم شرمندگي در دنيا و هم روسياهي در آخرت را به دنبال دارد.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: كسي كه از اشتغال به كسب و كار حلال و طلب روزي شرم نكند و كاري كه مي تواند انجام دهد را به انجام برساند، بار زندگي او سبك مي گردد. او با خيال راحت از دست رنج خود استفاده مي كند و خوشي و رفاه نصيب او و خانواده اش مي گردد.
«عن أبي عبد الله ع قال من لم يستح من طلب المعاش خفت مئونته و رخي باله و نعم عياله.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 100ص 7)
وی افزود: هر كس بايد به موقعيتي كه در آن است توجه كند. وقتي او براي مخارج زندگي خود و خانواده اش نياز به اشتغال به كسب و كار دارد، بايد هر شغل حلالي كه پيدا نمود را غنيمت شمرده و مشغول به كار شود و شكر خدا را بجا آورد. البته هرگاه موقعيت براي اشتغال به شغل مورد علاقه خود يا شغل بهتر را پيدا نمود مي تواند شغل خود را عوض نمايد.
درباره اين كه نبايد از كسب و كار حلال شرم داشت، هر چند در نظر مردم كار سبكي باشد؛ از اميرالمؤمنين عليه السلام در ديوان منسوب به ایشان، شعر جالبي آمده است. «كد كد العبد ان احببت ان تصبح حرا و اقطع الآمال من بني آدم طرا لاتقل ذا مكسب يزري فقصد الناس ازري انت ما استغنيت عن غيرك اعلي الناس قدرا»
اگر مي خواهي آزاد باشي، همانند بندگان كار كن و چشم خود را از اموال ديگران ببند. هرگز مگو كه اين شغل و كار در شأن من نيست و اين شغل پست است. چون هر كاري كه به نظر پست مي آيد، بهتر از آن است كه دست خود را جلوي ديگران دراز كني. تو اگر كار كني، اگر چه كاري باشد، كه در نظرت پست است، تا از ديگران بي نيازي جويي، ارزش و مقام تو از همه بيشتر است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: ابوعلي سينا مدت زيادي از عمرش را به سياست و وزارت پادشاهان گذراند. يك بار با همان كبكبه و جلال وزارت، همراه با غلام ها و نوكرها در حال حركت بود. به يك كناسي برخورد نمود كه داشت كناسي مي كرد و مستراحي را تخليه مي نمود و با خودش شعري را زمزمه مي كرد. آورده اند که ابوعلي سينا سامعه و گوش خيلي قوي داشته است. پس شنيد كناس با خود اين شعر را مي گويد: «گرامي داشتمت اي نفس از آنت كه آسان بگذرد بر دل جهانت» بوعلي خنده اش گرفت. كه عجب! اين مرد خود را به اين شغل پست مشغول داشته، تازه بر نفس خود منت هم مي گذارد كه مي خواهم زندگي بر تو آسان بگذرد. دهنه اسب را كشيد و آمد نزد آن كناس و گفت: انصاف اين است كه خيلي نفست را گرامي داشته اي كه براي او اين چنين شغل شريفي را انتخاب كرده اي بهتر از اين نمي شد.
مرد كناس از قيافه ابوعلي سينا و اوضاع و احوال او فهميد كه اين آقا وزير است. پس در جواب گفت: نان از شغل خسيس خوردن به كه بار منت رئيس بردن. همين شغل من بهتر از وزارت تو است. بوعلي، از خجالت عرق نموده و با شرمساري رفت.
استاد رضا محققیان خاطرنشان کرد: انسان نبايد به خاطر خيالات پوچ كه اين شغل در نظر مردم بي ارزش است، خود را از فرصت كاري كه براي او يافت مي شود، محروم كند و از اين كه مشغول به كار حلالي گردد شرم و حيا كند يا براي بدست آوردن شغل بهتر و راحت تر مثل شغل اداري بيكار بگردد و گرنه ممكن است همين موقعيت كاري را در آينده هم نتواند پيدا كند. بله او مشغول كار شود و هرگاه كار مناسب تر يا مورد علاقه خود را يافت كار سابق را رها كند.
سيره پيامبر اكرم (ص) اين بود كه از انجام كارهاي كوچك، شرم نداشت و حتي شير گوسفند را خود مي دوشيد. «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَحْلُبُ عَنْزَ أَهْلِهِ» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي،ج 5 ص 86)
امير المؤمنين عليه السلام خانه را جاروب مي كرد. در مزارع و باغ ها آبياري مي كرد.
اين اشعار از آن حضرت در رابطه با اين كه كاركردن عار نيست، نقل شده است. «لنقل الصخر من قلل الجبال احب الي من منن الرجال يقول الناس لي في الكسب عار فقلت العار في ذل السوال» جابجا كردن سنگ ها از بالاي قله هاي كوه ها نزد من از منت كشيدن ديگران محبوب تر است. مردم به من مي گويند، كار كردن براي تو عيب است. ولي عيب آن است كه انسان دست گدايي پيش ديگران دراز كند.
گاهي پيامبراكرم (ص) كالايي را مي خريد سپس آن را خودش به دوش مي گرفت تا به خانه بياورد. افرادي كه همراه حضرت بودند يا اين صحنه را مشاهده مي كردند، به ايشان عرض مي كردند: آن را به ما بسپاريد تا براي شما بياوريم. حضرت مي فرمود: صاحب كالا بهتر است خودش بار خودش را حمل كند. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز بار خرما را خود به دوش گرفت و اجازه نداد ديگران به جاي او آن را حمل كنند و سپس با همان لباسي كه اثر حمل خرما بر دوش آن بود نماز جمعه را به جاي آورد.
«عن صالح بياع الأكسية أن جدته لقيت عليا ع بالكوفة و معه تمر يحمله فسلمت عليه و قالت له أعطني يا أمير المؤمنين أحمل عنك إلى بيتك فقال أبو العيال أحق بحمله قالت ثم قال لي ألا تأكلين منه فقلت لا أريده قالت فانطلق به إلى منزله ثم رجع مرتدئا بتلك الشملة و فيها قشور التمر فصلى بالناس فيها الجمعة.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13 ص 61)
شغل سلمان فارسي در مدائن
اين استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: سلمان فارسي در مدينه با برگ هاي خرما حصير بافي را ياد گرفت و وقتي كه استاندار و فرماندار مدائن شد، در آنجا حصير بافي مي نمود و از درآمد آن زندگي مي كرد و مي گفت: من دوست مي دارم كه از دسترنج خود زندگي كنم.
در نامه اي كه سلمان در جواب اعتراض عمر بن الخطاب نوشت، چنين ذكر كرد، بر من عيب گرفته اي كه حصير بافي مي كنم و نان جو مي خورم. اينها چيزي نيست كه با آن مؤمني را سرزنش كني و او را توبيخ كني. به خدا قسم اي عمر! در نزد خدا بافتن حصير و خوردن جو و بهتر است از آنچه تو مي كني و بهتر است از خوردن غذاهاي لذيذ و غصب حق مؤمن. من خودم ديدم كه پيامبر نان جو مي خورد و از خوردن آن خشنود مي شد و از خوردن آن ناراحت نبود. «فِي الْإِحْتِجَاجِ، فِي كِتَابِ سَلْمَانَ إِلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فِي جَوَابِ كِتَابٍ كَتَبَهُ إِلَيْهِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ أَنِّي أَقْبَلْتُ عَلَى سَفِّ الْخُوصِ وَ أَكْلِ الشَّعِيرِ فَمَا هُمَا مِمَّا يُعَيَّرُ بِهِ مُؤْمِنٌ وَ يُؤَنَّبُ عَلَيْهِ وَ ايْمُ اللَّهِ يَا عُمَرُ لَأَكْلُ الشَّعِيرِ وَ سَفُّ الْخُوصِ وَ الِاسْتِغْنَاءُ بِهِ عَنْ رَفِيعِ المَطْعَمِ وَ الْمَشْرَبِ وَ عَنْ غَصْبِ مُؤْمِنٍ وَ ادِّعَاءِ مَا لَيْسَ لَهُ بِحَقٍّ أَفْضَلُ وَ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَ لَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص إِذَا أَصَابَ الشَّعِيرَ أَكَلَهُ وَ فَرِحَ بِهِ وَ لَمْ يَسْخَطْهُ الْخَبَرَ.» (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل،ج 13ص 60)
استاد محققیان خاطرنشان کرد: ممكن است جواني تلاش كرده باشد و مدركي از دانشگاه گرفته باشد ولي فعلا شغل مناسب با مدرك خود را پيدا نكند او نبايد فعلا وقت خود را بيهوده تلف كند و بگويد شغل مناسب پيدا نكردم بايد فكر كند و مدتي به شغل ديگري مشغول شود تا فرصتي پديد آيد و شغل مناسب با مدرك خود را پيدا كند و از اين كه با وجود مدرك علمي مشغول كارهاي ساده شود، نبايد خجالت بكشد؛ چرا كه كار عيب نيست و كار حلال شرم ندارد بلكه بيكاري و اشتغال به كسب حرام عيب است.
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: هر كس از اشتغال به كسب حلال شرم و حيا داشته باشد، گرفتار كسب حرام مي شود. (من استحي من الحلال ابتلي بالحرام)
وی افزود: هم چنين انسان حق ندارد كسي كه مشغول كسب و كار حلال است را سرزنش كند.
اميرالمومنين عليه السلام در اين باره مي فرمايد: هيچ گاه انساني را كه كار مي كند تا مخارج خود را بدست آورد، سرزنش مكن. چون كسي كه مخارج خود را تهيه نكرده باشد، خطاها و لغزش هايش زياد مي شود. «قال أمير المؤمنين ع للحسن ع لا تلم إنسانا يطلب قوته فمن عدم قوته كثر خطاياه.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 69 ص 47)
دشواري كار و كفاره گناهان
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هرگز نبايد به خاطر دشوار بودن كار، از زير آن شانه خالي نمود بلكه بايد با صبر و بردباري سختي و دشواري كار را تحمل نمود تا شاهد به نتيجه نشستن تلاش و زحمت خود باشيم.
آري انسان نبايد از سختي و دشواري كار بترسد و بايد شيريني پايان كار را در نظر داشته باشد تا كار براي او آسان جلوه نمايد.
شعري از ناصر خسرو در اين باره مي گويد: «چو مرد باشد پر كار و بخت باشد يار زخاك تيره نمايد به خلق زر عيار فلك به چشم بزرگي كند نگاه درآنك بهانه هيچ نيارد ز بهر خوردي كار بزرگ باش مشوتنگ دل زخوردي كار كه سال تا سال آرد گلي زمانه زخار» يعني طبيعت يك سال طول مي كشد، تا از بوته خاري گلي زيبا پديد آورد و تو از طبيعت اين درس را بياموز و از دشواري و سختي كار نترس.
وی افزود: پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايد: نماز و روزه باعث مغفرت و بخشش برخي از گناهان نمي شود. اصحاب عرض كردند: پس چه عملي باعث بخشش آن گناهان مي گردد؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: غصه و اندوه خوردن براي طلب رزق و دشواري كسب و كار و سختي آن، باعث بخشش گناهان مي گردد. «دعوات الراوندي، عن النبي ص إن من الذنوب ذنوبا لا يكفرها صلاة و لا صدقة قيل يا رسول الله ص فما يكفرها قال الهموم في طلب المعيشة.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، ج 70ص 157)
هم چنين پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: گاهي فرشتگان هيچ گناهي براي انسان نمي نويسند، چون او دچار سختي و دشواري بدست آوردن معاش است. (نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 13 ص 13)
در حديث ديگري پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: وقتي شبانگاه كارگري كه داراي شغل حلال است از خستگي به خواب مي رود؛ گناهان او بخشيده مي شود. «عن السكوني عن الصادق عن آبائه ع قال قال رسول الله ص من بات كالا من طلب الحلال بات مغفوراله.» (مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار،ج 100 ص 2)
احترام به كارگر
استاد رضا محققیان در ادامه بحث به «احترام به کارگر» توجه داد و گفت: با توجه به اين كه كار عبادت است و ثواب آن همانند جهاد در راه خدا است؛ كارگر هم همانند مجاهد محسوب مي شود و داراي مقامي بسيار ارجمند است لذا امام كاظم عليه السلام مي فرمايد: كسي كه كار و كوشش كند تا از حلال مخارج زندگي اهل و عيال خود را تأمين كند؛ همانند مجاهد در راه خدا است و ثواب او نظير ثواب مجاهد در راه خدا است. از اين رو اولياء دين به كارگران زحمتكش بسيار احترام مي گذاشتند و دست كارگر را مي بوسيدند.
پيامبر اكرم (ص) و بوسه بر دست كارگر
وي افزود: روايت شده است وقتي پيامبر اكرم (ص) از جنگ تبوك مراجعه كرد، شخصي به نام سعد انصاري به استقبال پيامبر(ص) آمد و با پيامبر مصافحه نمود و دست خود را در دست پيامبر قرار داد. پيامبر اكرم (ص) ديد، دست هاي سعد بسيار زبر و خشن است. پس پيامبر سوال نمود: چرا دستهاي تو چنين شده است؟ او عرض كرد: من با بيل و طناب كار مي كنم، تا از درآمد آن بتوانم مخارج اهل و عيال خود را تأمين كنم پس پيامبر دست او را بوسيد و فرمود: اين دست (دست كارگري) را آتش جهنم هرگز مس نخواهد كرد. «روي انس بن مالك ان رسول الله (ص) لما اقبل من غزوه تبوك استقبله سعد الانصاري فصافحه النبي (ص) ثم قال له ما هذا الذي اكنب يديك قال يا رسول الله اضرب بالمر والمسحاه فانفقه علي عيالي فقبل يده رسول الله (ص) و قال هذه يد لا تمسها النار.» (اسد الغابه ج 2 ص 269)
حضرت امام (ره) در رابطه با كارگران مي فرمايد: كارگران از ارزشمندترين طبقه و سودمندترين گروه در جامعه هستند. چرخ عظيم جوامع بشري با دست تواناي كارگران در حركت و چرخش است. حيات يك ملت، مرهون كار و كارگر است. كار، خلاصه نمي شود به جنبش مخصوص و كارگر، خلاصه نمي شود به گروهي خاص. يك روز كارگر به يك عمر سرمايه داران و فئودالها مي ارزد. عطر عرق بدن كارگران مثل قطره خون شهيد است. ما مي خواهيم خود كفا باشيم. هر كس هر جا هست، بايد كار كند. خود كفايي با تبليغات نمي شود، با كار مي شود. (فواديان، رمضان، ارزش كار و كارگر،) (به نقل از مجله پاسدار اسلام شماره 29 ص 2)
مذمت تنبلي و بيكاري
استاد رضا محققیان از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به «مذمت تنبلی و بیکاری» پرداخت و در این راستا بیان کرد: دين اسلام به اشتغال به كسب و كار سفارش مي كند و مي گويد: براي همه اشتغال به كار واجب است. «جع، [جامع الأخبار] قال رسول الله ص طلب الحلال فريضة على كل مسلم و مسلمة. »(مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 100 ص 9)
وي افزود: از نظر اسلام، هر كس بايد از دسترنج خود استفاده كند و سربار ديگران نباشد. تنبلي، بيكاري و مفت خوري از بدترين حالات است و اسلام افراد تنبلي كه به سراغ كسب و كار نمي روند را مورد خشم و لعنت خداوند معرفي مي كند. در روايات از تنبلي و بيكار گشتن مذمت شده است و ترك كسب و كار را در كنار ترك نماز شب قرار داده و فرد بيكار كه عمر را به بطالت مي گذراند، مورد غضب خداوند معرفي شده است.
امام باقر عليه السلام مي فرمايد: مبغوض ترين افراد نزد خداوند كسي است كه در شب همانند مرده است و براي عبادت و نماز شب قيام نمي كند و در روز بيكار است و بيهوده وقت خود را تلف مي كند. «قال أبو جعفر ع قال موسى ع يا رب أي عبادك أبغض إليك قال جيفة بالليل بطال بالنهار.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 73 ص 180)
امام صادق عليه السلام در نامه اي به يكي از اصحاب خود نوشتند: در كسب و كار خود تنبلي نكن تا نياز به ديگران پيدا نكني و سربار ديگران نباشي. «عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ كَتَبَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ أَمَّا بَعْدُ لَا تَكْسَلْ عَنْ مَعِيشَتِكَ فَتَكُونَ كَلًّا عَلَى غَيْرِكَ أَوْ قَالَ عَلَى أَهْلِكَ .» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي،ج 5 ص 86 (
در روايت ديگري اميرالمؤمنين عليه السلام نتيجه تنبلي را فقر معرفي مي كند و مي فرمايند: هنگامي كه موجودات با هم ازدواج كردند تنبلي و عجز با هم ازدواج كردند و در نتيجه فقر متولد شد. « قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ الْأَشْيَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَيْنَهُمَا الْفَقْرَ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 86) اين سخن حضرت كنايه از اين است كه، نتيجه مستقيم تنبلي فقر است. هم چنين امام باقر عليه السلام مي فرمايد: من دشمن دارم مردي را كه نسبت به امر دنياي خود تنبلي مي كند و هر كس نسبت به دنياي خود تنبلي كند، نسبت به امر آخرت خود بيشتر تنبلي خواهد كرد.
«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً [كَسْلَانَ] عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَل.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 85)
هم چنين موسي بن جعفرعليه السلام مي فرمايد: خداوند، بنده اي كه بيكار باشد و بنده اي كه زياد بخوابد را، دشمن دارد. «عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ يُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ الْفَارِغَ .» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 84)
و نيز موسي بن جعفر عليه السلام مي فرمايد: پدرم به برخي از فرزندان خود چنين نصيحت نمود: از سستي و تنبلي بپرهيز؛ كه تو را از نصيب دنيا و آخرت باز مي دارد. «عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ أَبِي ع لِبَعْضِ وُلْدِهِ إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 85).
پيامبر اكرم (ص) از تنبلي و بيكاري متنفر بود و هر روز صبح بعد از نماز دعا نموده و به خدا عرض مي نمود: خدايا از سستی، تنبلي، بي نشاطي، اندوه و ناتواني به تو پناه مي برم. «إِنَّ رَسُولَ اللَّه ص كَانَ يَقُولُ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْكَسَلِ.» (شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه ج 1 ص 335).
در روايت جالبي امام صادق عليه السلام مي فرمايد: آيا شما در كسب و كار عاجزتر و بي عرضه تر از مورچه هستيد؟ مورچه كار مي كند و رزق خود را به خانه مي برد. «عَنِ الْعَلَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ أَيَعْجِزُ أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ مِثْلَ النَّمْلَةِ فَإِنَّ النَّمْلَةَ تَجُرُّ إِلَى جُحْرِهَا.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 79)
خطر در اوقات فراغت و اهميت اشتغال به كار
استاد رضا محققیان در ادمه به خطرات اوقات فراغت و همچنین به اهمیت اشتغال به کار پرداخت و گفت: در اوقات فراغت و بيكاري شيطان فرصت و مجال بيشتري پيدا مي كند تا انسان را به فساد بكشاند و اين كه گفته مي شود، براي اوقات فراغت جوانان بايد برنامه ريزي كرد تا آنها مشغول و سرگرم باشند و دچار انحرافات نشوند و سراغ اعتياد و فساد نروند؛ حرف كاملا صحيحي است.
اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مي فرمايد: ريشه هلاكت انسان، فراغت و بيكاري است. «من الفراغ تكون الصبوه.» (آمدي، عبد الواحد، غررالحكم، 325)
هم چنين مي فرمايد: شديدترين عذاب را روز قيامت انسان بيكار و فارغي دارد كه ديگران كارهاي او را انجام مي دهند و اگر تن دادن به كسب و كار مايه زحمت و رنج است، بيكاري طولاني هم باعث فساد و انحراف مي شود. «قوله ع اشد الناس عذابا يوم القيامه المكفي الفارغ إن يكن الشغل مجهدة فاتصال الفراغ مفسدة.» (مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 74 ص 421)
وي در ادامه خاطرنشان کرد: ترك كسب و كار و بيكار بودن جوانان مطلوب شيطان است و شيطان جوانان بيكار را دوست مي دارد.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: تفكر كن در اين كه اگر غذاي انسان و نيازهاي او همه در يك مكان آماده بود و نياز به كسب و كار نداشت اوقات فراغت او فراوان مي شد و به فساد و طغيان و آزار و اذيت ديگران مي پرداخت. اين سخن را با نظر به زندگي افراد مرفه و ثروتمند مي تواني تجربه و تصديق كني. آنها چون به فكر كار نيستند هميشه سرگرم عياشي و شهوت راني هستند و دچار فساد و فحشاء مي شوند. « و هكذا الإنسان لو خلا من الشغل لخرج من الأشر و العبث و البطر إلى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه و اعتبر ذلك بمن نشأ في الجدة و رفاهية العيش و الترفه و الكفاية و ما يخرجه ذلك إليه. …فإنه لو كان يوجد مجموعا معدا كانت البهائم تتقلب عليه و لا تنقلع حتى تبشم فتهلك و كان الناس أيضا يصيرون بالفراغ إلى غاية الأشر و البطر حتى يكثر الفساد و يظهر الفواحش» (شيخ صدوق، محمد بن علي، توحيد المفضل، ص 87)
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: در كسب و كار خود و طلب روزي تنبلي نكنيد زيرا پدران ما براي بدست آوردن آن، كار و كوشش مي كردند. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا.» (شيخ صدوق، محمد بن علي، من لايحضره الفقيه، ج 3ص 157)
مستجاب نبودن دعاي بيكار براي درخواست رزق
استاد رضا محققیان از اساتید حوزه علمیه قم، در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بیان داشت: اگر كسي كه بيكار مي گردد، از خداوند درخواست رزق و روزي كند، دعاي او مستجاب نخواهد شد. چون وظيفه او اشتغال به كسب و كار است. بله بعد از مشغول شدن به كار مي تواند از خدا درخواست بركت و رزق بيشتر بكند.
مردي به نام علا بن كامل خدمت امام صادق عليه السلام آمد و روبروي حضرت نشست و عرض كرد: دعا بفرمائيد كه خداوند به راحتي و بدون كار و تلاش به من روزي بدهد. حضرت فرمود: نه. من چنين دعايي براي تو نمي كنم. برو كار كن، همان گونه كه خداوند به تو دستور داده و در كار تنبلي مكن. دعاي آدم بيكار مستجاب نيست. «عَنْ أَيُّوبَ أَخِي أُدَيْمٍ بَيَّاعِ الْهَرَوِيِّ قَالَ كُنَّا جُلُوساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ أَقْبَلَ الْعَلَاءُ بْنُ كَامِلٍ فَجَلَسَ قُدَّامَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَنِي فِي دَعَةٍ فَقَالَ لَا أَدْعُو لَكَ اطْلُبْ كَمَا أَمَرَكَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.» (كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 5 ص 78)
عمر بن يزيد از امام صادق عليه السلام روايت مي كند كه حضرت فرمود: من خودم براي احتياجاتم سوار مي شوم و براي كار مي روم و مي خواهم خداوند ببيند كه من مشغول كار و كوشش هستم و براي طلب روزي حلال فعاليت مي كنم. آيا اين آيه را نخوانده اي؟ هنگامي كه نماز خوانده شد در زمين پراكنده شويد و از فضل خداوند طلب كنيد. آيا فكر مي كني اگر مردي داخل خانه خود شده و در خانه را ببندد و بگويد رزق من از آسمان نازل مي شود؛ چنين خواهد شد؟ هرگز! بلكه او يكي از سه نفري است كه هيچ دعاي او مستجاب نمي شود. عرض كردم: آن سه نفر چه كساني هستند.
حضرت فرمود: اول: مردي كه زني دارد و با هم توافق ندارند و بر آن زن نفرين مي كند پس دعاي او مستجاب نمي شود، چون خداوند اختيار طلاق او را به آن مرد داده است. پس اگر با آن زن توافق ندارد مي تواند او را طلاق دهد. دوم: مردي كه از ديگري طلب دارد ولي بر آن شاهد نگرفته است. پس او طلبش را انكار كند، پس اگر اين شخص نفرين كند، دعايش مستجاب نمي شود. چون خداوند امر نموده بود كه شاهد بگيريد و او شاهد نگرفته و الان گرفتار شده است. سوم: مردي كه ثروت دارد ولي در خانه خود مي نشيند و به دنبال كار نمي رود، تا آن مال تمام شود، آن گاه دعا مي كند، كه خدايا! به من روزي بده، پس دعاي او مستجاب نمي شود و خدا به او مي گويد: آيا به تو امر نكردم كه به دنبال كار بروي؟
«عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنِّي لَأَرْكَبُ فِي الْحَاجَةِ الَّتِي كَفَانِيهَا اللَّهُ مَا أَرْكَبُ فِيهَا إِلَّا لِالْتِمَاسِ أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ أُضْحِي فِي طَلَبِ الْحَلَالِ أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ بَيْتاً وَ طَيَّنَ عَلَيْهِ بَابَهُ وَ قَالَ رِزْقِي يَنْزِلُ عَلَيَّ كَانَ يَكُونُ هَذَا أَمَا إِنَّهُ يَكُونُ أَحَدَ الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ فَيَدْعُو عَلَيْهَا فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ لِأَنَّ عِصْمَتَهَا فِي يَدِهِ وَ لَوْ شَاءَ أَنْ يُخَلِّيَ سَبِيلَهَا وَ الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الْحَقُّ عَلَى الرَّجُلِ فَلَا يُشْهِدُ عَلَيْهِ فَيَجْحَدُهُ حَقَّهُ فَيَدْعُو عَلَيْهِ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ لِأَنَّهُ تَرَكَ مَا أُمِرَ بِهِ وَ الرَّجُلُ يَكُونُ عِنْدَهُ الشَّيْءُ فَيَجْلِسُ فِي بَيْتِهِ فَلَا يَنْتَشِر وَ لَا يَطْلُبُ وَ لَا يَلْتَمِسُ الرِّزْقَ حَتَّى يَأْكُلَهُ فَيَدْعُو فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ.» (عاملي، شيخ حر، وسائل الشيعة،ج 17 ص28)/270/260/40/