حضرت همین طور یحیی را سوال پیچ کردند و او هاج و واج مانده بود که چگونه جواب این پرسشهای گوناگون را بدهد و ایشان، چگونه به این مقدار از علم دست یافته است! آری این یک نمونه کوچک از دریای علم و دانش بی کرانِ «خازن علم الهی، امام جواد علیه السلام» است.
استاد سید محمد مهدی موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در حدیث گرانسنگی از وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام، باسعادتترین شخص چنین معرفی شده است: «اسعدُ النّاسِ مَن عرفَ فضلَنا و تقرّبَ الی الله بِنا و اخلص حبَّنا و عمل بما الیه ندبنا و انتهی عمّا عنه نهینا فذاک منّا و هو فی دار المقامه عندنا» یعنی با سعادتترین شخص، کسی است که فضائل ما اهل بیت را بشناسد و به آن معرفت پیدا کند، به وسیله ما به سوی خدا تقرب جوید و محبتش خالصانه برای ما اهلبیت بوده، به آنچه به آن امر کردهایم عمل کند و آنچه از آن نهی کردهایم را ترک کند، چنین شخصی از ما است و در سرای جاودان با ما خواهد بود.
وی افزود: در این کلام گهربار، اولین ملاک برای سعادت، معرفت نسبت به فضائل خاندان پیامبر شمرده شده است. وقتی معرفت و شناخت حاصل شد به دنبال آن، محبت و ارادت به این ذوات مقدّسه حاصل می گردد و این محبت، دلیلی برای اطاعت از دستورات آن بزرگواران خواهد بود.
استاد موسوی حجازی اظهار داشت: برای آن که پیش درآمدی بر معرفت به وجود مقدس امام نهم، محمد بن علی التقی الجواد علیه السلام، پیدا شود، به حدیث لوح حضرت زهرا علیهاالسلام مراجعه مینمائیم تا ببینیم خداوند متعال چگونه این امام همام را معرفی فرمودهاست. در حدیث لوح چنین آمده است: «فهو خازِنُ علمی و معدنُ حُکمی و موضع سِرّی و حجّتی علی خلقی ما آمَنَ بِه عبد الّا و جعلتُ الجنّة مثواه» در جملهی اول، جوادالائمه علیه السلام با تعبیر «خازنُ عِلمی» منبع و مخزن علم حضرت حق معرفی شدهاند.
وی اضافه کرد: یکی از گواهان بر این تعبیر، بعد از ازدواج حضرت جواد علیه السلام با امّ الفضل آشکار می شود. چرا که وقتی مامون بعد از به شهادت رساندن امام رضا علیه السلام احساس کرد حکومتش در اثر مخالفت و اعتراض های علویین به خطر افتادهاست، نقشهای جدید کشیده و برای محبوب شدن نزد علویین مساله ازدواج دخترش با امام نهم علیه السلام را مطرح کرد. این مطلب با مخالفتِ عباسیین مواجه شد زیرا احساس می کردند ممکن است حکومت از دستشان خارج گردد. آنها زبان به اعتراض گشوده و یکی از اشکالاتی که به حضرت وارد میکردند، مسالهی کم سن و سال بودن ایشان بود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مامون برای آن که کار خود را توجیه کند گفت علم این خاندان، تحصیلی نیست تا با بزرگتر شدنشان، علمشان هم افزایش یابد بلکه علم آنها لدنّی است. سپس برای این که حرف خود را ثابت کند اجازه برگزاری مناظره ای را داد که از سوی عباسیین مطرح شده بود. دشمنانِ قسم خورده اهل بیت علیهم السلام خوشحال شده و به سراغ یحیی بن اکثم که از اعلم علمای عصرش بود رفته از وی دعوت برای مناظره نمودند، مجلس بزرگی ترتیب داده و یحیی و سایر بزرگان و اشراف را برای مناظره جمع کردند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی حضرت جواد وارد مجلس مناظره شدند و نشستند، یحیی بن اکثم مقابل ایشان نشسته و هرکه در جایگاهش جا گرفت، جای مامون را هم در کنار امام قرار دادند، یحیی از مامون اجازه گرفت که سوال را آغاز کند. مامون گفت از خود این جناب اذن بگیر. وی از حضرت استئذان نموده و ایشان اجازه دادند.یحیی پرسید: چه میگویید در مورد کسی که مُحرِم بوده و صیدی انجام داده است؟ حضرت در جواب فرمودند: این شخص در حِلّ صید را کشته یا در حرم؟ عالم بوده یا جاهل؟ از روی عمد کشته یا خطا؟ آزاد بوده یا بنده؟ صغیر بوده یا کبیر؟ اولین صیدش بوده یا قبلا هم صید کرده؟ صید، از پرندگان بوده یا غیر پرنده؟ از صغار صید بوده یا کِبار؟ شخص محرم اصرار دارد یا پشیمان شده؟ در شب آن صید واقع شده یا روز؟ سوالات دیگری هم حضرت در این رابطه مطرح کردند.
استاد موسوی حجازی اظهار داشت: حضرت همین طور یحیی را سوال پیچ کردند و او هاج و واج مانده بود که چگونه جواب این پرسشهای گوناگون را بدهد و ایشان، چگونه به این مقدار از علم دست یافته است! آری این یک نمونه کوچک از دریای علم و دانش بی کرانِ «خازن علم الهی، امام جواد علیه السلام» است. در بخش دیگر حدیث لوح، از امام نهم تعبیر به «معدن حکمی» گشته است.
وی اضافه کرد: حکم خداوند، به دو قسم حکمِ تشریعی و تکوینی تقسیم می شود. نمونه ای از «معدنِ حکم تکوینی بودنِ امام جواد علیه السلام»، ماجرایی است که مرحوم محدث قمی در منتهی الامال می نویسد: معتصم جمعی از وزیران خود را خواست و به آنان گفت شما بر علیهِ «محمد تقی»(جوادالائمه علیه السلام) به دروغ شهادت دهید که قصد خروج بر حکومت را دارد سپس معتصم، حضرت را طلبیده و به ایشان گفت شنیدهام قصدِ خروج بر علیه حکومت را دارید. ایشان فرمودند به خدا قسم من چنین کاری نکردهام. وی گفت: فلانی و فلانی بر علیهِ شما شهادت می دهند. سپس آنها را حاضر نموده و آنان هم شهادت دروغین خود را اظهار کردند و ادعا کردند که نامههایی هم از امام در این باره در دست دارند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: راویِ حدیث می گوید: در این هنگام حضرت جواد علیه السلام که بر روی ایوان نشسته بودند، سر به آسمان بلند کرده گفتند: «اللهم ان کانوا کذبوا علَیَّ فخذهم» (خداوندا اگر اینها دروغ میگویند بگیر اینها را). راوی می گوید: ناگهان آن ایوان به حرکت و تلاطم افتاد به شکلی که هرکس برمی خواست به زمین می افتاد و معتصم عاجزانه عرضه داشت: یا ابن رسول الله، من توبه کردم از آنچه گفتم. دعا کن خداوند این حرکت را ساکن گرداند.
وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: حضرت جواد الائمه علیه السلام دعا کردند: «اللّهمَّ سَکِّنهُ و انّک تعلم إنّهم أعداؤک و أعدائی» و زمین آرام گرفت. این ماجرای جالب، نمونه کوچکی از تصرف حضرت در تکوین به اذن الهی است. «ألّلهمّ إنّى أسئلك بحَقِّ وليِّك محمّد بن على التّقى الجَواد عليه السلام إلّا جُدتَ به علىَّ مِن فَضلِك و تفضَّلتَ به علىَّ مِن وسعك و وسَّعتَ به علىَّ مِن رزقك و أغنيتَنى بحلالك من حرامك.»/20/21/260
دیدگاه جدیدی بگذارید