تبیین مقام عصمت ثبوتی حضرت اباالفضل العباس از سوی استاد موسوی

مواسات در لغت به آن حقی می گویند که انسان حقی داشته باشد و برای دیگری از حق خودش بگذرد این جا حضرت عباس علیه السلام حق خوردن آب را داشتند اما به خاطر برادرشان حسین بن علی علیه السلام از حق خودشان گذشتند چون برادر خودشان را امام و ولی مطلق بر خودشان می دانستند

 

استاد سید مهدی موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: سخن پیرامون شخصیتی والامقام یعنی سردار کربلا، قهرمان نینوا، علمدار کوی وفا، پیشتاز شهیدان دشت صفا، ماه تابان آل طاها، شیر بیشه فضیلت ها و برآورنده حاجت ها، باب الحوائج قمر منیر بنی هاشم، حضرت ابوالفضل العباس علینه السلام می باشد همان کسی که سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام به ایشان فرمودند: «بنفسی انت یا اخی» جانم به فدایت ای برادر.

 

وی افزود: عزیزترین چیزی که در این دنیا برای انسان وجود دارد، جانش است امام معصوم علیه السلام این جمله را خطاب به برادر بزرگوارشان می گویند که این جان من به فدای تو که این مساله از عظمت و بزرگی حضرت عباس علیه السلام خبر می دهد، صحبت کردن پیرامون ابعاد وجودی حضرت عباس و فضایل و مناقب ایشان در این مختصر نمی گنجد اگر روزها و ساعت ها و بلکه سالها در باب فضیلت و مناقب حضرت عباس صحبت کنند باز هم کم است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بنده دو بعد از ابعاد وجودی این بزرگوار را مطرح می کنم که به نظر بنده این دو بعد باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد اولین بعد، بعد عصمت ایشان است عصمتی که ما برای معصومین قائل هستیم مصونیت از گناه و اشتباه است اما عصمتی که برای حضرت عباس علیه السلام قائل هستیم عصمت ثبوتی است یعنی ایشان از گناه بری هستند، ایشان عصمت به معنای بی گناهی که بالاتر از عدالت است را دارا می باشند یعنی کار قبیحی از حضرت صادر نشده است.

 

وی افزود: دلیل بر عصمت حضرت عباس علیه السلام زیارت ایشان در روز عرفه است که در زیارت مطلقه ایشان هم این مطلب وجود دارد که مرحوم شیخ مفید در کتاب مزار آن زیارت را نقل کرده اند، در فرازی از آن زیارت می خوانیم «لعن الله امة استحلت منک المحارم» لعنت خدا بر امتی که حرمت های شما را مراعات نکردند «وانتهکت فی قتلک حرمة الاسلام» و با کشتن تو حرمت اسلام را هتک کردند، حرمت اسلام با کشتن هر مسلمانی از بین نمی رود بلکه با کشته شدن مسلمان حرمت آن مسلمان از بین می رود آن کسی که با کشتنش حرمت اسلام از بین می رود باید از ارکان و پایه های اسلام باشد به عبارت دیگر باید معصوم و یا تالی تلو معصوم باشد.

 

استاد موسوی بیان داشت: از این عبارت معلوم می شود که حضرت عباس دارای عصمت ثبوتی بودند و مصون از گناه بودند و دلیل دیگر بر عصمت ایشان آن حدیث مبارک امام زین العابدین علیه السلام در وصف ایشان است که فرمودند «و أن للعباس عندالله تبارک تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهدا یوم القیامة» به درستی که برای حضرت ابوالفضل العباس در نزد خداوند مقام شامخی است که همه شهیدان در روز قیامت به حال ایشان غبطه می خورند اینجا لفظ جمیع آمده است تمامی شهدا حتی شهدای از انبیا حتی حضرت یحیای نبی که به مقام شهادت رسیدند را در بر می گیرد پس حضرت مقامی دارند که که جمیع شهدا حتی شهدای از انبیا هم به آن مقام غبطه می خورند این چه مقام و شانی است که خدای تبارک و تعالی به حضرت داده است.

وی اضافه کرد: انسان از این قرائن و شواهد این نتیجه را می گیرد که حضرت عباس علیه السلام دارای عصمت بوده اند البته این عصمت، عصمت ثبوتی است نه آن عصمتی که برای حضرات معصومین قائل هستیم که اعم از این عصمت ثبوتی است چون عصمت ثبوتی یعنی مصون از گناه بودن اما عصمتی که ائمه علیهم السلام دارند این است که هم مصون از گناه هستند و هم مصون از اشتباه هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: بعد دوم جنبه ایثار و جانبازی حضرت عباس علیه السلام است، هر انسان منصفی که وقایع کربلا را مشاهده یا مطالعه کرده باشد و اعمال حضرت قمر بنی هاشم را در واقعه کربلا بررسی کرده باشد، چاره ای ندارد جز این که اذعان کند صفت ایثار و جانبازی در وجود شریف حضرت عباس علیه السلام متجلی شده است، کسی که دست از رفاه و آسایش دنیا شسته است و خود را مهیای قربانی شدن در کوی دوست نموده است تا جایی که در آن دشت خون و بلا پیکرش را در معرض زخم تیرها و شمشیرها قرار می دهد و سر و دست و چشمش را یک جا فدا می کند برای این که توشه ای در روز حشر و یوم الحساب داشته باشد.

 

وی اضافه کرد: مواسات حضرت عباس بر اساس عمیق ترین بصیرت ها صورت گرفته است همان بصیرتی که امام صادق علیه السلام فرمودند: «کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیرة صلب الایمان» عموی ما ابالفضل العباس بصیرتی نافذ و ایمانی استوار داشتند در تایید این بصیرت حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیه مقدسه می فرمایند: «السلام علی عباس بن امیر المومنین المواسی أخاه بنفسه الآخذ لغده من امسه الفادی له الواقی» سلام بر عباس فرزند امیر مومنان علیه السلام که جانش را در راه مواسات با برادرش تقدیم نمود دنیایش را برای تحصیل آخرت صرف کرد و جانش را برای حفاظت برادرش فدا کرد.

 

استاد موسوی بیان داشت: بصیرتی که حضرت عباس علیه السلام داشتند بصیرت ساده ای نبود، این مواسات هم مواسات ساده ای نبود که بر اساس قوم و خویشی و خویشاوندی از خودشان نشان داده باشند و ایثار و جانبازی کرده باشند بلکه بالاتر بوده است، جانبازی حضرت بر پایه لزوم اطاعت از امام وقت و ولی مطلق زمانشان بوده است و فداکاری در راه خواست ایشان بوده است این ایثارگری با جنگیدن در راه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برابری می کند از جمله ایثارگری های حضرت عباس این است که در روز عاشورا همین که قدم به شریعه فرات گذاشتند به اندازه کفی از آب برداشتند تا بنوشند اما آن حق الیقین و قوت ایمانشان مانع شد که آب بنوشند، آب را بر روی آب ریختند و خطاب به خودشان فرمودند: «تو سیراب شوی و اهل حرم و برادرت امام بر حق حسین بن علی علیه السلام تشنه باشند؟»

 

وی در ادامه سخنانش افزود: این ایثار و فداکاری از هر کسی صادر نمی شود و در همان لحظه ای که می خواستند آب بنوشند حضرت عباس فرمودند: «تالله ما هذا فعال دینی» به خدا قسم این بی وفایی در شیوه دین من نیست این مساله را ایثار و جانبازی و مواسات می گویند مواسات در لغت به آن حقی می گویند که انسان حقی داشته باشد و برای دیگری از حق خودش بگذرد این جا حضرت عباس علیه السلام حق خوردن آب را داشتند اما به خاطر برادرشان حسین بن علی علیه السلام از حق خودشان گذشتند چون برادر خودشان را امام و ولی مطلق بر خودشان می دانستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مانند این مواسات را هم پدر بزرگوار حضرت عباس یعنی امیرالمومنین علیه السلام انجام دادند وقتی که در لیلة المبیت در جای نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم خوابیدند همین مواسات نسبت به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از ناحیه امیرالمومنین علیه السلام صورت گرفت تا آن جایی که جبرئیل بر حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شدند و گفتند: «من مثلک یابن ابیطالب» این جا جا دارد که واقعا این عبارت را درباره حضرت عباس بگوییم که «من مثلک یابن امیرالمومنین» که خودت به شریعه فرات روی اما تشنه باشی و آب ننوشی.

 

وی افزود: وقتی حضرت عباس از شریعه بیرون آمدند یزید بن رقاع جهنی به کمک حکیم بن طفیل سنبسی در کمین حضرت قرار گرفتند و ناگهان از پشت حمله کردند و دست راست حضرت را قطع کردند، در این جا حضرت عباس شمشیر را به دست چپ گرفتند و این رجز را خواندند «والله ان قطعتموا یمینی إنی أحامی ابدا عن دینی و عن امام الصادق الیقینی نجل النبی الطاهر الامینی» یعنی قسم به خدا اگر دست راست من را قطع کنید از پای نمی نشینم و از دینم دفاع می کنم و از امامی که به راستی به یقین رسیده است و از نوه پیامبر پاک امین دفاع خواهم کرد.

 

استاد موسوی بیان داشت: به حضرت عباس حمله کردند اما حضرت دفاع کردند تا آن جایی که دوباره آن ملعون که در کمین حضرت نشسته بود دست چپ حضرت را هم قطع کرد این جا حضرت پرچم و مشک را به سینه گرفته بودند که ناگهان مورد هجوم تیرهای دشمن قرار گرفتند و به دست و پا و چشم مبارک حضرت تیر زدند تا آن جایی که با عمود آهنین بر فرق مبارک حضرت عباس زدند و حضرت از روی اسب بر روی زمین افتادند.

 

وی خاطرنشان کرد: در زمان شهادت حضرت علی اکبر ایشان پدرشان را صدا زدند و گفتند: «علیک منی السلام یا ابا عبدالله» این جا هم می گویند حضرت عباس وقتی از اسب به زمین افتادند برادرشان امام حسین علیه السلام را صدا زدند و ایشان مثل باز شکاری بر بالین حضرت عباس حاضر شدند و سر برادر را به سینه چسباندند، حضرت عباس علیه السلام به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «تا رمقی در جان دارم مرا به خیمه نبر چون من به اهل خیمه قول آب داده بودم اما نتوانستم آب بیاورم» همین جا بود که حضرت عباس جان به جان آفرین تسلیم کردند. امام حسین علیه السلام حتی سر نعش حضرت علی اکبر این حرف را نزدند اما بر سر نعش حضرت عباس فرمودند: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی» الان حسین کمرش شکست و امیدش ناامید شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: بنده لازم دانستم که به این دو بعد از شخصیت حضرت عباس بیشتر توجه کنم اول بعد عصمت حضرت است که واقعا ایشان تالی تلو معصوم و مصون از گناه و کارهای قبیح و زشت بودند و دوم بحث ایثار و جانبازی حضرت است که در واقعه کربلا به خاطر آن بصیرتی که خداوند تبارک و تعالی به ایشان عنایت کرده بودند تابع محض امام زمان خویش یعنی حسین بن علی علیه السلام بودند و این مواسات و ایثار و جانبازی نه از باب خویشاوندی بلکه از باب این که اطاعت از امام وقت و از ولی مطلق زمان واجب است تحقق یافته است. خدا را قسم می دهیم به حق این ایام مبارک و با برکت که توفیق دهد که ما هم بتوانیم چنین بصیرتی داشته باشیم و بتوانیم از ولی مطلق زمان خودمان حمایت کنیم./20/20/260

 

ج, 07/07/1396 - 10:40

دیدگاه جدیدی بگذارید