استاد عبدالعلی پوراکبر، از اساتید حوزه قم، در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، با اشاره به بیست وپنجم شعبان، سالروز ارتحال امامزاده ناصرالحق، به این موضوع پرداخت: «امامزاده ناصرالحق از علمای امامیه است».
/270/260/20/
استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو اظهار داشت: این امامزاده واجب التعظیم، از شخصیت های برجسته جهان اسلام است که در نشر مکتب تشیع، خصوصا در خطّه شمال ایران، نقش اساسی داشته است.
وی با اشاره به اختلاف درباره مذهب امامزاده ناصرالحق، تصریح کرد: تقریباً همه علمای مهمّ، صاحبنظر، اهل دقّت و مطالعه در این باره بالاتفاق اعلام کرده اند که مذهب امامزاده ناصرالحق، مذهب امامیه، و دوازده امامی است.
کلام شیخ عباس قمی (ره) درباره امامزاده ناصرالحق
استاد حوزه علمیه قم یادآور گردید: شیخ عباس قمی در دو کتاب «الکنی و الالقاب» و «سفینة البحار» از امامزاده ناصرالحق یاد کرده، و او را از جمله علمای امامیه معرفی می کند. در جلد دوم از کتاب سفینة البحار، بابی دارد، تحت عنوان «ترجمة الناصر للحقّ و الناصر الكبير الحسن بن عليّ بن الحسن بن عليّ بن عمر بن عليّ بن الحسين بن عليّ بن أبي طالب (ع)» و در آن آورده است: «أبو محمّد الأطروش ناصر الحق و الناصر الكبير جدّ السيّدين المرتضى و الرضي من قبل أمّهما فاطمة بنت أبي محمّد الحسن بن أحمد بن الحسن المذكور، و هو صاحب الديلم، قال ابن أبي الحديد في حقّه: شيخ الطالبيين و عالمهم و زاهدهم و أديبهم و شاعرهم، ملك بلاد الديلم و الجبل و لقب بالناصر للحقّ و جرت له حروب عظيمة مع السامانية، توفي بطبرستان سنة (304) أربع و ثلاثمائة و سنّه تسع و سبعون سنة، انتهى.
رجال النجاشيّ: كان رحمه اللّه يعتقد الإمامة و صنّف فيها كتبا منها كتاب في الإمامة صغير، الى أن قال: كتاب أنساب الأئمة الى صاحب الأمر عليهم السّلام و هذا صريح في كونه من علماء الإماميّة، و قال السيّد المرتضى في محكي شرح المسائل الناصرية:
و أمّا أبو محمّد الناصر الكبير و هو الحسن بن عليّ ففضله في علمه و زهده و فقهه أظهر من الشمس الباهرة، و هو الذي نشر الإسلام في الديلم حتّى اهتدوا به بعد الضلالة، و عدلوا به عائدين عن الجهالة، و سيرته الجميلة أكثر من أن تحصى و أظهر من أن تخفى، و ما ذكر اسمه في هذا الشرح الّا مترضيا أو مترحما أو قائلا (كرّم اللّه وجهه)، و كلّما ذكره الصدوق قال (قدّس اللّه روحه).
و في (تنقيح المقال) نقلا عن رسالة لشيخنا البهائي في اثبات وجود صاحب الزمان (صلوات اللّه عليه) قال: اعلم وفّقك اللّه للتزوّد في يومك لغدك قبل أن يخرج الأمر من يدك انّ المحققين من علمائنا (رضوان اللّه عليهم) يعتقدون انّ ناصر الحقّ كان تابعا في دينه للإمام جعفر الصادق عليه السّلام كما يظهر من تأليفاته، و انّه لمّا كان يدعو الفرق المختلفة في المذاهب الى نصرته أظهر بعض الأمور التي توجب ائتلاف القلوب خوفا من أن ينصرف الناس عنه كما أظهر الجمع بين الغسل و المسح في الوضوء، و كما جمع في قنوت الإماميّة و الشافعية كما تضمنته كتبهم، و كما أظهر التوقف و التردد في تحليل المتعة و تحريمها حيث قال في بعض كتبه: انّ النكاح قد يوجب الميراث و هو ما كان بوليّ و شاهدين و قد لا يوجبه و هو نكاح المتعة، و قد كان الصحابة في عصر النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلم يتمتعون ثمّ ادّعى بعض الناس انّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم حرّمها يوم خيبر و لم يجمع الأمّة على انّه حلال و لا انّه حرام، و النكاح الذي لم يجمع الأمّة على تحليله فانّي لا أحبّه و لا آمر به و التوقف عند اختلاف الأمّة هو الصواب.» (سفينة البحار، ج 2، ص: 220)
کلام علامه سید حسن صدر، درباره امامزاده ناصرالحق
استاد پوراکبر، با اشاره به جایگاه بالای علامه سید حسن صدر، از دیدگاه علما، مخصوصا شهید مطهری، اظهار داشت: یکی از تألیفات مهمّ مرحوم سید حسن صدر، کتاب «تأسیس الشیعه» می باشد. این عالم بزرگوار، امامزاده ناصرالحق را به صراحت، از علمای امامیه بر می شمارد.
امام جمعه سابق شهرستان تنکابن افزود: علامه سید حسن صدر در کتاب «تأسیس الشیعه» در ذیل عنوان «السید الناصر للحق» می نویسد: «السيد الناصر للحق؛ منهم: السيد ناصر الحق أبو محمد الاطروش، الحسن بن علي بن الحسن بن عمر بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب المعروف بالناصر للحق. امام الزيدية بزعمهم وليس هو منهم بنص العلامة بن المطهر في خلاصة الرجال، قال شيخنا البهائي لم يكن هو راضيا بتلك الامامة، و ذكره النجاشي و قال انّه ما و انّه صنف كتابا في الامامة صغير وآخر كبير، و له كتاب مواليد الأئمة الاثنى عشر عليهم السلام الى صاحب الزمان؛ فهو من علماء الامامية و مصنّفى الاثنى عشرية بنص الشيخ أبي على في منتهى المقال، و هو جد السيدين المرتضى والرضى الاعلى لامهما لأن أمّهم فاطمة بنت احمد بن الحسن الناصر الاصم صاحب الديلم؛ و هو ابو محمد الاطروش شيخ الطالبين و عالمهم و زاهدهم و أديبهم و شاعرهم؛ قال ابن ابي الحديد ملت بلاد الديلم و الجبل و تلقب بالناصر للحق وجسرت له حروب عظيمة مع السامانية، له تفسير كبير و توفّي بطبرستان ٣٠٢ او أربع و ثلثماية عن تسع وسبعين سنة، و كان عماد الدولة ابو الحسن علي بن بويه الديلمي المشهور مع الناصر المذكور؛ فلما استشهد الناصر هرب الى خراسان و اجتمع اليه جماعة من اهل الديلم ٣٠٢ و خرج فصار ملكا و هو أول ملوك الديالمة كذا قال والله اعلم.» (تأسیس الشیعه، ص: 317 و 318)
کلام صاحب مستدرک الوسائل، درباره امامزاده ناصرالحق
استاد پوراکبر اظهار داشت: یکی دیگر از علمای بنام که بر امامیه بودن مذهب امامزاده ناصرالحق، تأکید دارد، مرحوم نوری طبرسی، صاحب کتاب مستدرک الوسائل است. ایشان می نویسد: «الحَسَن بن علي بن الحَسَن (بن علي) بن عمر بن علي بن الحَسَن بن علي بن أبي طالب (عليهم السّلام): أبو محمّد الاطروش ناصر الحق، و الناصر الكبير جدّ السيدين المرتضى و الرضي من قبل أُمّهما فاطمة بنت أبي محمّد الحسن بن أحمد بن الحسن، و هو صاحب الديلم. في النجاشي: كان (رحمه اللَّه) يعتقد الإمامة و صنّف فيها كتباً، منها: كتاب في الإمامة صغير. إلى أنْ قال كتاب أنساب الأئمة إلى صاحب الأمر (عليهم السّلام). و هذا صريح في كونه من علماء الإمامية. و قال السيد المرتضى في شرح المسائل الناصرية-: و أمّا أبو محمّد الناصر الكبير، و هو الحسن بن علي ففضله في علمه و زهده و فقهه أظهر من الشمس الباهرة، و هو الذي نشر الإسلام في الديلم حتى اهتدوا به بعد الضّلالة، و عدلوا بدعائه بعد الجهالة، و سيرته الجميلة أكثر من أنْ يحصى، و أظهر من أنْ يخفى. و ما ذكر اسمه في هذا الشرح إلّا مترضياً، أو مترحماً، أو قائلًا، كرّم اللَّه وجهه. و كلّما ذكره الصدوق قال: قدس اللَّه روحه. و لشيخنا البهائي غ كلام فصل في كونه من أصحابنا، مذكور في الرياض، ينبغي مراجعته.» (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمة، ج 7، ص: 253)
کلام برخی دیگر از اعاظم (ره)، درباره امامزاده ناصرالحق
وی تأکید کرد: تمام علمای صاحب نظر متخصص، به صراحت، مذهب امامزاده ناصرالحق را «امامیه» می دانند. علامه امینی کتاب شهداء الفضیله را با امامزاده ناصرالحق آغاز می کند؛ و در آن بر امامیه بودن مذهب او تأکید دارد؛ مرحوم افندی در ریاض العلماء (ج 1، ص 276 – 294) نیز به صراحت، مذهب امامزاده ناصرالحق را امامیه می داند؛ چه اینکه مرحوم خوانساری در کتاب روضات الجنات (ج 2، ص: 256 – 258) ایشان را از علمای امامیه بر می شمارد.
نقدی بر یک مقاله
کارشناس دینی اظهار داشت: تا امروز، از علمای متخصص و صاحب نظر، کسی را پیدا کردم که به صراحت، امامزاده ناصرالحق را از زیدیه بربشمارد؛ البته برخی از آقایان، با نگارش مقاله ای، خواستند بگویند که ایشان از علمای زیدیه می باشد؛ اما با خواندن آن تحقیق، متن مقاله را خلاف مدّعای نویسنده می بینیم. به عنوان مثال، آورده اند که امامزاده ناصرالحق، از اصحاب امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) است. از این رو باید گفت که صحابی دو امام بودن کجا و زیدی بودن کجا. و یا در عبارتی دیگر از مقاله آمده است که «نمیتوان از ارتباط ناصرالحق با امامیه و امامان چشم پوشی کرد.» این کلام، ارتباط تنگاتنگ جناب ناصر کبیر با امامیه و امامان معصوم (ع) را نشان می دهد.
وی افزود: در بخشی دیگر از مقاله به روایات امامزاده ناصرالحق از ائمه اطهار (ع) حکایت می کند؛ و می دانیم که صدها روایت به این امامزاده واجب التعظیم منسوب است. در بعضی از اسناد ایشان، نام محدّثان امامیه قمی آمده است. همه اینها ادلّه محکمی بر امامی بودن مذهب امامزاده ناصرالحق است. علاوه بر اینکه امامزاده ناصرالحق نسبت به تأیید و ثقه بودن بسیاری از راویان امامیه اظهار نظر کرده است؛ که خود، دلیلی دیگر محسوب می شود.
استاد پوراکبر خاطرنشان کرد: امامزاده ناصرالحق نسبت به میراث اهل بیت (ع) بسیار تکیه داشته است. مباحث فقهی امامیه را بیان می کرد؛ و به سخنان برخی از افراد زیدی که علیه مکتب اهل بیت (ع)، کلامی می گفتند، شدیدا پاسخ می داد و تحمل نمی کرد و به شدت مخالفت می ورزید. این مطالب، برگرفته از مقاله نویسنده محترمی است که ادعایش «زیدی بودن» مذهب امامزاده ناصرالحق بوده است! صاحب مقاله نوشته است که امامزاده ناصرالحق، علیه «هادی الی الحق» که از علمای زیدی در یمن است، کتابی فقهی نوشته است. به عبارت دیگر، ایشان نظرات امام زیدی ها را نفی کرده است. صاحب مقاله در جایی بیان می کند که بزرگان امامیه، آراء و نقل های ناصر کبیر را از نظر دور نگه نمیداشتند. به عبارت روشن تر، علمای امامیه، نظرات ناصر کبیر را نقل می کردند. این هم کلامی است که مدّعای نویسنده مقاله را مورد خدشه قرار می دهد.
اصل در امامزادگان، بر ایمان و صلاح است
استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: شیخ مفید، اصل در امامزادگان را بر صحت ایمان و صلاح می داند. از این رو کسی که می گوید امامزاده ناصرالحق بر غیر مذهب حقّه امامیه است، باید دلیل بیاورد. در بحارالانوار، جلد 99 در باب چهارم، یعنی «آداب زيارة أولاد الأئمة ع» می خوانیم: « أقول ذكر المفيد رحمه الله في المزار الزيارة الأولى لأولاد الأئمة ع ثم اعلم أن المشاهد المنسوبة إلى أولاد الأئمة الهادية و العترة الطاهرة و أقاربهم صلوات الله عليهم يستحب زيارتها و الإلمام بها فإن في تعظيمهم تعظيم الأئمة و تكريمهم و الأصل فيهم الإيمان و الصلاح إلى أن يعلم منهم خلافهما ...» (بحارالانوار، ج 99، ص: 273) شیخ مفید و علامه مجلسی از بزرگان مکتب تشیع هستند؛ و ما این نظر شیخ مفید و علامه مجلسی را کاملا قبول داریم و نظراتشان را مافوق نظرات بسیاری از علمای دیگر بر می شماریم.
دعوت از حوزویان و مردم مازندران، برای زیارت امامزاده ناصرالحق
استاد عبدالعلی پوراکبر با اشاره به سال های متمادی، کم مهری و کم توجهی به بقعه متبرکه امامزاده ناصرالحق تأکید کرد: ما حوزوی ها وظیفه داریم در جهت احیای شخصیت این امامزاده واجب التعظیم بکوشیم؛ چرا که ایشان به واسطه ترویج مذهب تشیع، حقّ بزرگی بر گردن ما دارد. حتما بر ما حوزویان، لازم است تا به زیارت بقعه متبرکه ایشان برویم و توسل بیابیم. وظیفه حوزویان مازندران و شهرستان آمل است تا همان رونقی که در دیگر بقاع متبرکه شهرستان آمل برقرار است، در این بقعه متبرکه هم ایجاد نمایند. من خود، با افتخار، به زیارت بقعه امامزاده ناصرالحق رفتم و اگر توفیق داشته باشم، مشتاقم که مکرّر و مکرّر، به زیارتشان بروم؛ و از همه مؤمنان دیار مازندران می خواهم که به زیارت ایشان روند و دِین خود را به ایشان ادا کنند.