استاد باقریان ساروی مطرح کرد؛

فاطمیه و حضرت زهرا سلام الله علیها

به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، استاد احمد باقریان ساروی از اساتید و محققین حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «فرازهایی حول محور فاطمیه و حضرت زهرا سلام الله علیها» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از تاریخ شهادت دختر عزیز پیامبر گرامی اسلام محمَّد مصطفی صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله یعنی صدِّیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در سال یازدهم هجری تاکنون هزار چهارصد و سی و چهار سال سپری می‌ شود؛ اکنون پس از گذشت چهارده قرن، آن واقعه جانسوز را با آنچه مردم ما آن را پاس داشته ‌اند، در فرازهایی بازخوانی می‌کنیم.

فراز اول: سخن خدا و پیامبر (ص) در باره اهل بیت

استاد باقریان خاطرنشان کرد: خدا در قرآن کریم در باره دوست داشتن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «ِقُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور». (الشوری: 23). در تفسیر این آیه شریفه گفته اند: خدای متعال به پیامبر (ص) فرمان داد تا به مردم بگوید: من در برابر دعوت شما به ایمان هیچ پاداشی نمیخواهم، جز اینکه خویشاوندانم را دوست داشته باشید (فخر رازی، مفاتیح الغیب 27: 594).

 

وی افزود: پیامبر گرامی اسلام صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله در باره اهل بیت توصیه‌های فراوان فرموده است. حاكم نيشابورى از زيد بن ارقم نقل كرده است كه گفت: [در هنگام بازگشت از حجة الوداع] پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ در ميان راه مكه و مدينه در كنار درختانى كه در پنج قسمت [بيشه] بزرگ قرار داشته است، فرود آمد؛ مردم از شدت گرما به سايه درختان پناه بردند. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ تا عصر آن روز به استراحت پرداخت و نماز را خواند؛ سپس براى سخنرانى ايستاد و به حمد و ثناى خدا پرداخت و بسيار در اين باره سخن گفت؛ آنگاه فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ اِنّى تارِكٌ فيكُمُ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا اِنْ اتَّبَعتُمُوهُما، وَ هُما كِتابُ اللّهِ وَ أَهْلُ بَيْتى وَ عِتْرَتى».سپس فرمود: «آيا مى‏دانيد من نسبت به مؤمنان از خودشان براى تصرّف در جان و مال آنان سزاوارترم؟». اين سخن را سه بار فرمود، مردم گفتند: «آرى»، پس پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ». (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4577/ 175) «هر كس را كه من مولاى او باشم على مولاى او است».

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: در روايت ديگر آورده است: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ پس از حمد و ثناى خدا فرمود: «كَأَنّى قَدْ دُعيتُ فَاَجَبْتُ، إنّى قَدْ تَرَكْتُ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ أَحَدُهُما أكْبَرُ مِنَ اْلآخَرِ: كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى...»؛ سپس دست على را گرفت و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ وَلِيُّهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4576/ 174؛ ابوحمزه حسينى، البيان والتعريف، ج 2، ص 493، ش 1291، نقل از طبرانى در الكبير و حاكم از ابوالطفيل از زيد بن ارقم؛ صاعدى، المقتطفات من كتاب فضائل الصحابه، الفصل الثامن، القسم الثالث، ص 221، ح 267/1؛ ابن عبد ربّه، العقد الفريد، ج 4، ص 286.

 

وی اضافه نمود: از جابر نقل شده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرمود: «ستارگان سبب امنيت براى ساكنان آسمان هستند، آنگاه كه ستارگان بروند، آنچه در انتظار ساكنان آسمان است بر آنان فرود مى‏آيد و من سبب امنيت براى اصحابم هستم، آنگاه كه من بروم، آنچه در انتظار آنان است، بر آنان فرود مى‏آيد و اهل بيت من سبب امنيت براى امّتم هستند؛ آنگاه كه اهل بيت من بروند، آنچه در انتظار آنان [امّت من] است، بر آنان فرود مى‏آيد».( كنز العمّال، ج 12، ص 102، ح 34190؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 6).

 

استاد باقریان افزود: ابن جرير، ابن ابى حاتم، طبرانى و ابن مردويه از امّ سلمه رضى اللّه‏ عنها همسر پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ روايت كرده ‏اند: پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ در خانه امّ سلمه در حال خواب بود و كساء بر روى او پوشيده شده بود، فاطمه رضى اللّه‏ عنها ديگ سنگى آورد كه در آن خوراك گوشت بود. پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ [به فاطمه عليهاالسلام] فرمود: «شوهرت و دو پسرت حسن و حسين را نزد من فرا بخوان»، او [فاطمه عليهاالسلام] آنان را نزد پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرا خواند، آنان در حال خوردن بودند كه اين آيه بر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ نازل شد: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ...»، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ دنباله پارچه‏اى را كه بر روى او بود گرفت و آن را بر روى آنان پوشاند، آن‏گاه دست خود را از كسا بيرون آورد و به سوى آسمان گرفت؛ سپس گفت: «اَللّهُمَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَيْتى وَ خاصَّتى، فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيرا»، اين جمله دعا را سه بار گفت؛ امّ سلمه رضى اللّه عنها گفت: من سر خود را به داخل كسا بردم و گفتم: «اى پيامبر! آيا من نيز با شما هستم؟»، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ دو بار فرمود «اِنَّكِ عَلى خَيْرٍ» (الدرّ المنثور، ج 6، ص 6.3)؛ يعنى «تو خوبى».

 

وی در ادامه بیان کرد: حديث ياد شده را احمد حنبل در كتاب فضائل با سه سند (فضائل أهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 89 - 90، ح 119 - 120)، واحدى و صالحى شامى با سندهاى فراوان، همگى از ام سلمه روايت كرده‏اند، با اين تفاوت كه صالحى آورده است جمله دعا در حق آنان را سه بار گفت و او و واحدى نام آن خوردنى را ديزى كه در آن خُزَيره (خوراكى كه گوشت را با آب در ديگ داخل كرده، چون پخته شود در آن آب بريزند) بود ذكر كرده‏اند.

 

وی افزود: صالحى سپس روايتى ديگر در تفسير آيه نقل كرد كه مقصود از اهل بيت، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام است. واحدى در ادامه آورده است: ام سلمه گفت من سر خود را به داخل خانه كردم و گفتم: «اى پيامبر! من با شما هستم؟»، فرمود: «اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ، اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ». (واحدى، اسباب النزول، ص 203)..

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: در حديثى آمده است: پيامبر صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ در بيمارى وفات خود فرمود: «أَلاْ اِنّى مُخْلِفٌ فيكُمْ كَتابَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ وَ عِتْرَتى أَهْلَ بَيْتى».«آگاه باشيد! من در ميان شما دو چيز را مى‏گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بيتم را»؛ سپس دست على را گرفت و آن را بالا برد و فرمود: «هذا عَلِىٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِىٍّ، لايَفْتَرِقانِ حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ، فَاَسْاَلُهُما ما خَلَّفْتُ فيهِما». (ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 126) «اين على با قرآن و قرآن با على است، اين دو از هم جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر نزد من وارد گردند، پس [در آنجا] آنچه را در مورد اين دو سفارش كرده‏ام پرسش خواهم كرد».

 

این استاد حوزه علمیه مق در ادامه بیان کرد: از زيد بن ارقم نقل شده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در باره على، فاطمه، حسن و حسين عليهم ‏السلام فرمود: «أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ». (طبرانى، المعجم الكبير، ج 5، ص 184، ح 5031؛ ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 13، ص 218 و ج 14، ص 158؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 23، ص 173). «من با كسى‏كه با آنان سازش و مصالحه كند، مصالحه مى‏كنم و با كسى‏كه با آنان بجنگد در جنگم» و نيز با عبارت «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ و  سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ».(سنن الترمذى، ص 1096، ص 3895؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 52، ح 145؛ المعجم الكبير، ج 3، ص 40، حديث 2619 - 2621 و ج 5، ص 184، ح 5030؛ خوارزمى، المناقب، ص 150، ح 177؛ گنجى، كفاية الطالب، باب 93، ص 330 و 331).

 

وی افزود:  در روايت ديگر از ابوهريره آمده است: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ [به على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام] فرمود: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ» (ابن مغازلى، مناقب على بن ابى‏طالب عليه‏السلام، ص 63 - 64، ح 90؛ كنز العمال، ج 12، ص 97، ح 34164؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 257 - 258).

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: حديث ياد شده از زيد بن ارقم نيز نقل شده است كه پيامبر آن را در بيمارى وفات خود فرموده است (تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 157، ح 3481)، ابن عقده آن را از طريق زيد بن ارقم نقل كرده و گفته است: او صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ اين سخن را به آنان در حالى فرمود كه از خانه بيرون آمده و چهار تن ياد شده را ديده بود.( فضائل امير المؤمنين، ص 28، ح 20). ذهبى نيز آن را از زيد بن ارقم نقل كرده است (تاريخ الاسلام، ج 3، ص 45).

 

وی در ادامه بیان کرد: آنچه خوانده ایم اندکی از احادیث فراوان از پیامبر عظیم الشان اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در باره ارزش و اهمیت اهل بیت او است که علی، فاطمه، و حسن و حسین علیهم السلام مصداق قطعی و قدر متیقن آن هستند.

 

فراز دوم: هشدار پیامبر (ص) از فتنه های پس از رحلت خود

استاد باقریان خاطرنشان کرد: مقريزى، ابن ابى الحديد و موصلى از عبد اللّه بن عمر از ابو مويهبه، غلام پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ نقل كرده‏ اند كه گفت: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرمود: «به من فرمان داده شد براى اهل بقيع استغفار كنم»، من با او در دل شب به بقيع رفتيم، آنگاه كه بر سر گور آنان ايستاد [پس از سلام بر آنان] فرمود: «أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللّيْلِ الْمُظْلِمِ، يَتْبَعُ آخِرُها أَوَّلَها، أَلآخِرَةُ أَشَدُّ مِنَ اْلأُولى». (سنن الدارمى، ج 1، ص 36 - 37؛ امتاع الاسماع، ج 2، ص 128؛ شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 27؛ مناقب آل محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم، ص 42). «فتنه‏ها و آشوب‏ها مانند پاره‏هاى شب تاريك روى آورده است، آخر آنها نخستين آنها را پيروى مى‏كند، آخر آنها سخت‏تر از نخستين آنها است».

 

وی افزود: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در دوشنبه [روز وفات] وارد مسجد شد و نماز خواند؛ پس از نماز صداى خود را بلند كرد و با مردم سخن گفت؛ تا آنجا كه صداى او از درب مسجد بيرون مى ‏آمد، فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ سُعِّرَةِ النّارُ وَ أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ» (ابن هشام، السيرة النبوية، ج 4، ص 653 - 654؛ مقريزى، امتاع الاسماع، ج 14، ص 442 و 473). «اى مردم آتش افروخته شده و فتنه‏ها همانند شب‏هاى تاريك رو كرده است».

 

فراز سوم: نگرانیهای پیامبر (ص) برای آینده اهل بیت

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در باره نگرانی های پیامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله برای آینده اهل بیت روایات فراوان است؛ به عنوان نمونه: محب طبرى از طريق ابو حاتم بن حِبّان و ابن السّرى با تفاوتى در بعضى از الفاظ، از عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرمود: «اِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ اخْتارَ اللّهُ لَنا اْلآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيا، وَ اِنَّ أَهْلَ بَيْتى سَيُلْقَوْنَ بَعْدى اثْرَةً وَ شِدَّةً وَ تَطْريدا فِى الْبِلادِ حَتّى يَأْتِىَ قَوْمٌ مِنْ ههُنا - وَ أشارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ - أصحابُ راياتِ سُودِ...». (مختصر ذخائر العقبى، ص 29).

 

فراز چهارم: رازگویی پیامبر (ص) با علی و فاطمه در هنگام وفات

استاد باقریان خاطرنشان کرد: هیچ یک از محدثان و مورخان نقل نکرده است که پیامبر گرامی اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در هنگام وفات خود با جز علی و فاطمه علیهما السلام به رازگویی پرداخته باشد؛ ولی رازگویی آن حضرت آن دو را هیچ کس انکار نکرده است. در باره رازگویی پیامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در هنگام وفاتش با دختر پاکش فاطمه زهرا سلام الله علیها در منابع شیعه و سنی مشهور است: از ابن عباس نقل شده است که گفت: فاطمه [سلام الله علیها] در بیماری وفات پیامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نزد او رفت، [پیامبر] به او گفت: من برای مرگ آماده شده ام، فاطمه گریه کرد، پیامبر به او فرمود: «گریه نکن، زیرا تو پس از من زندگی نمیکنی جز هفتاد و دو روز و نصفی تا اینکه به من ملحق میشوی...». . (بحار الانوار ج 43، ح 3).

 

وی افزود: پیامبر گرامی اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موارد فراوان از جمله در هنگام وفات خود با علی علیه السلام رازگویی داشته است: از ام سلمه [يكى از همسران پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ كه همواره گوش به فرمان خدا و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ بود] نقل شده است كه گفت: «به خداوندى كه به او سوگند ياد مى‏كنم على نزديك‏ترين مردم به پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ بود»، ام سلمه گفت: ما هر روز به عيادت پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ مى‏رفتيم، بارها مى‏گفت: «آيا على آمد؟»، ام سلمه گفت: من گمان بردم كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ على را براى كارى فرستاده بود، على آمد و ما گمان كرديم كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ با او كارى دارد، از خانه بيرون رفتيم و در كنار درب نشستيم، من از ميان آنان [زنان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله] به درب نزديك‏تر بودم، على گونه خود را بر گونه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ گذاشت و در سمت چپ او قرار گرفت و با او آهسته سخن مى‏گفت و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در آن روز قبض روح شد. (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 149، ح 4671/269؛ المصنّف، ج 7، كتاب الفضائل، ب 18، ص 494، ح 3؛ مسند ابى يعلى، ج 5، ص 256 - 257، ح 6928 و ص 267 - 268، ح 6962؛ طبرانى، المعجم الكبير، ج 23، ص 375، ح 887؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 24، ص 175 - 176؛ احمد حنبل، فضائل اهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 198، ح 296). ابن عساكر اين حديث را با سندها و از راويان متعدد از امّ سلمه، هندى آن را از طريق فاطمه زهراء عليهاالسلام، از ام سلمه روايت كرده‏اند. (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 394 - 395؛ كنز العمّال، ج 13، ص 146، ح 36459).

 

فراز پنجم: رضايت فاطمه (ع)، نشانه حق

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: رضايت فاطمه عليهاالسلام از فرد يا افرادى در نگاه پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ نشانه حق بودن و خشم و نارضايتى او نشانه باطل بودن آن فرد يا افراد است. اين چيزى است كه از احاديث پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ استفاده مى ‏شود. چنان‏كه روشن مى‏شود كه فاطمه عليهاالسلام در حالى از دنيا رحلت كرد كه دو تن را از خود رانده و بر آن دو خشمگين بود:

 1. در صحيح مسلم با دو طريق از عايشه نقل شده است: پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در هنگام وفات خود با فاطمه سخنى آهسته گفت، فاطمه غمگين شد و گريه كرد، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ براى بار دوم فاطمه را خواست و با او سخن گفت، فاطمه خنده كرد، از فاطمه راز آن خنده و گريه را پرسيدم، پاسخ نداد، تا پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ وفات كرد، از او پرسيدم، در پاسخ گفت: ... پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در بار دوم به من فرمود: «يا فاطِمَةُ"! أَلا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونى سَيِّدَةَ نِساء الْمُؤْمِنينَ أَوْ سَيِّدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّةِ؟». (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 7 - 8، ح 98/2450 و 99/2450؛ ذهبى، تاريخ الاسلام، ج 1، ص 546). «آيا راضى نمى‏شوى كه سرور زنان مؤمن، يا سرور زنان اين امّت گردى؟».

 ذهبى این حديث را متفق عليه [مورد اتفاق محدثین] خوانده است. (تاريخ الاسلام، ج 2، ص 546).

2. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ به اسماء فرمود: «اِنَّ فاطِمَةَ حُورِيَّةٌ فى صُورَةٍ اِنْسِيَّةٍ». (ابو نعيم، مناقب آل محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏، ص 73).«فاطمه حوريه‏اى در شكل انسان است».

3. مسلم با سندى از مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ فرمود: «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّى، يُؤْذينى ما اذاها» (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 5، ح 94/2449).

در صحيح بخارى  جمله آخر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ را اين‏گونه آورده است: «... فَمَنْ اَغْضَبَها اَغَضَبَنى». (صحيح البخارى، ج 4، كتاب فضائل اصحاب النبى، ص 252، ح 3714 و ب 29، صفحه 264، ح 3767).

طبرانى نيز آن را با سندى از ابو مليكه، از مِسور بن مخرمه روايت كرده است. (المعجم الكبير، ج 22، ح .....1012).

4. طبرانى، حاكم و سمهودى با سندى از جعفر بن محمد، از پدرش، از على بن حسين بن على، از حسين بن على، از على[عليه‏السلام] نقل كرده‏اند كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به فاطمه عليهاالسلام فرمود: «اِنَّ اللّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ، وَ يَرْضى لِرِضاكِ». (المعجم الكبير، ج 1، ص 108، ح 182؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 167، ح 4730/328؛ جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 265).

ابن حجر در باره اين حديث نوشته است: ابو سعيد در شرف النبوّه و ابن مثنّى آن را اخراج كرده‏اند. (الصواعق المحرقة صيدا، ص 217).

5. با سندى صحيح از ميسور نقل شده است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏[به على عليه‏السلام] فرمود: «به تو سه چيز داده شد كه به هيچ‏كس و به من داده نشد: به تو پدر خانمى مانند من داده شد و به من مانند تو داده نشد، به تو همسرى راستگوى راستكردار مانند دختر من داده شد و به من مانند آن داده نشد، حسن و حسين از صلب تو به تو داده شد و مانند آن دو از صلب من به من داده نشد، ليكن شما از من هستيد و من از شما هستم».(مناقب الامام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه‏السلام من الرياض النضره، ص 202 – 203).

 فاطمه چنين شخصيتى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ به على عليه‏السلام فرمود: همسرى به مانند همسر تو به من داده نشد»؛ يعنى فاطمه بر همه زنان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ از جمله بر حضرت خديجه عليهاالسلامبرترى داشت، بر خديجه‏اى كه مورد محبّت فوق العاده پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ بوده و تا او زنده بود با هيچ زنى ازدواج نكرده بود، با اين حال پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ در اين احاديث، به ويژه در حديث اخير مقام فاطمه را از خديجه نيز بالاتر دانسته است.

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: در كنار اين احاديث سخن خدا در قرآن کریم را قرار بدهيد كه فرمود: «وَالَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ». (التوبه، 61).«آنان‏كه پيامبر را بيازارند براى آنان عذابى دردناك خواهد بود» و «اِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ * وَالَّذينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَااكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَ اِثْما مُبينا». (الاحزاب، 57 و 58). بنا براين آنان كه فاطمه عليهاالسلام را آزار رسانده‏اند خدا و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏ را آزار رسانده‏اند، در دنيا و آخرت استحقاق لعن و و عذاب خدا را دارند.

 

پ, 09/09/1402 - 18:01