استاد حسینی آملی مطرح کرد؛

نکته هایی از فقره هایی از صحیفه سجادیه

استاد حسینی آملی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نکاتی از دعای نخست صحیفه سجادیه» پرداخت.

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در قسمتی از دعای نخست صحیفه سجادیه می خوانیم:  

«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ مَا حَمِدَهُ بِهِ أَدْنَى مَلَائِكَتِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمُ خَلِيقَتِهِ عَلَيْهِ وَ أَرْضَى حَامِدِيهِ لَدَيْهِ (26) حَمْداً يَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنَا عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ. (27) ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ مَكَانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ عِبَادِهِ الْمَاضِينَ وَ الْبَاقِينَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ، وَ مَكَانَ كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً أَبَداً سَرْمَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. (28) حَمْداً لَا مُنْتَهَى لِحَدِّهِ، وَ لَا حِسَابَ‏ لِعَدَدِهِ‏، وَ لَا مَبْلَغَ لِغَايَتِهِ، وَ لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ (29) حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً إِلَى طَاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَباً إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ ذَرِيعَةً إِلَى مَغْفِرَتِهِ، وَ طَرِيقاً إِلَى جَنَّتِهِ، وَ خَفِيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِيراً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً عَلَى تَأْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظَائِفِهِ. (30) حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِي السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِيَائِهِ، وَ نَصِيرُ بِهِ فِي نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُيُوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيد»

 

وی افزود: این دعا در حدّ حمد الهی است. «حمدی که عدد ما احاط به علمه من جمیع الاشیاء» یعنی تأکید می شود به اینکه برد حمد ما تا کجا باشد؛ نکته ای است که باید بر آن تأکید نمود؛ حمد را به بی نهایت نسبت می دهیم؛ حقیقت حمد، اظهار کمالات محمود است.

 

استاد حسینی آملی خاطرنشان کرد: گاهی حمد، تعارف است؛ به عنوان نمونه، کسی به ما خدمت محدودی کرده است؛ و ما می گوییم «خیلی ممنون هستم» و «بی نهایت تشکر می کنم.» گاهی حامد توجه دارد و با توجه می گوید «خیلی ممنونم» گاهی به زبان عرفی و اعتباری بیان می کند. اگر یک حد تعارفات اجتماعی باشد، حرفی برای گفتن ندارد. اگر به نانوایی که نان را به ما می فروشد، بگوییم بی نهایت ممنون هستم، وجهی ندارد؛ چرا که او هم نیازمند خرید شما است. اگر شما از او نان نمی خریدید، نان او می ماند و باید جزو ضایعات می فروخت. زمانی هم توجه داریم که نان ایشان، لطف پایدار است؛ برای اینکه نان را میل می کنم و جان می گیرم و عبادت می کنم و عبادت ما ماندگار است و علم ما ارزشی است. در این حالت، آثار نانوا آثار غیر متناهی دارد. یک راننده تاکسی من را به نماز جمعه می رساند و من نماز جمعه می خوانم و آثار غیر متناهی دارد.  در آن حالت، بی نهایت تشکر می کنم؛ چون آثار غیر متناهی دارد.

 

وی اضافه نمود: نسبت به یک راننده تاکسی و نانوا مثال زدیم. اگر آثار فعل او ماندگاری دارد، بعد از این، من با او کاری ندارم؛ یک دقت علمی و معرفتی فعل ایشان دارد.  اما در محضر باری تعالی من با حمد در محضر باری تعالی می خواهم به او تقرب پیدا کنم. با نانوا دیگر کاری ندارم؛ بلکه فعل نانوا است که برای من آثار بی نهایت می تواند داشته باشد. اما به خدا بعد از این، کار داریم. حمد ابدی از من که ماندگار هستم و خدا هم ازلی و ابدی است.

 

ش, 03/06/1402 - 22:51