استاد فروغی مطرح کرد؛

درس هایی از ابعاد گوناگون شخصیت شیخ مفید

استاد روح الله فروغی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «درس هایی از ابعاد مختلف شخصیت شیخ مفید» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: طلبه ها باید بدانند وارث چه بزرگانی هستند و سابقه و عقبه ای که برای حوزه های شیعه است، چگونه است. شیخ مفید شخصیتی است که به تعبیر شیخ طوسی، هم در کلام و دفاع از عقاید امامیه و هم در فقه به تبحر رسیده اند؛ شیخ طوسی درباره او می گوید: «انتهت رئاسة الإمامية في وقته إليه في العلم و كان مقدما في صناعة الكلام و كان فقيها متقدما فيه، حسن الخاطر، دقيق الفطنة، حاضر الجواب و له قريب من مائتي مصنف كبار و صغار و فهرست كتبه معروف»

 

وی افزود: ابو حیان توحیدی درباره شیخ مفید می گوید: «کان حسن اللسان و الجدل صبورا علی الخصم کثیر الحلم ...» زبانش زبان خوشی بود؛ حتی زمانی که در مقام مجادله بود. باید توجه داشت شیخ مفید در زمانه ای بود که معتزله قدرت بسیار داشتند و بین علمای شیعه و دیگران مناظرات جدی انجام می شد؛ اما شیخ مفید «کان حسن اللسان و الجدل»؛ اگر دشمنی با او مناظره می کرد، اهل صبر بود و حلم بالایی داشت.

 

استاد فروغی در ادامه بیان کرد: ابن ابی طیّ حلبی که یکی از بهترین ترجمه ها و شرح حال ها را برای شیخ مفید نگاشته است، می گوید: «و نقل العماد الحنبلی فی شذرات الذهب ج 3 ص 199 عن ابن أبی طی الحلبیّ فی تاریخه أنّه قال: هو شیخ من مشایخ الإمامیّه رئیس الکلام و الفقه و الجدل و کان یناظر أهل کل عقیده مع الجلاله العظیمه فی الدوله البویهیه قال: و کان کثیر الصدقات عظیم الخشوع کثیر الصلاه و الصوم حسن اللباس کذا عضد الدوله ربما زار الشیخ المفید و کان شیخا ربعه نحیفا اسمر عاش ستا و سبعین سنه و له أکثر من مائتی مصنف جنازته مشهوره شیعه ثمانون ألفا من الرافضه و الشیعه و کان موته فی رمضان- رحمه اللّه.»

 

وی اضافه نمود: ذهبي مي‌ نويسد: «الشيخ المفيد: عَالِمُ الرَّافِضَة، صَاحِبُ التَّصَانِيْفِ، الشَّيْخُ المُفِيْد، وَاسْمُهُ: مُحَمَّدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ النُّعْمَانِ البَغْدَادِيُّ، الشِّيْعِيُّ، وَيُعْرَفُ: بِابْنِ المُعَلِّمِ. كَانَ صَاحِبَ فُنُوْنٍ وَ بُحُوثٍ وَ كَلاَمٍ، وَ اعْتِزَالٍ وَ أَدَبٍ.

ذَكَرَهُ ابْنُ أَبِي طَيٍّ فِي "تَاريخ الإِمَامِيَّة"، فَأَطْنَبَ وَأَسْهَبَ، وَقَالَ: كَانَ أَوْحَدَ فِي جَمِيْع فُنُوْن العِلْمِ: الأَصْلَين، وَالفِقْهِ، وَالأَخْبَارِ، وَمَعْرِفَةِ الرِّجَال، وَالتَّفْسِيْرِ، وَالنَّحْوِ، وَالشِّعرِ.

وَ كَانَ يُنَاظِرُ أَهْلَ كُلِّ عَقِيْدَةٍ مَعَ العَظَمَة فِي الدَّوْلَة البُوَيْهِيَّة، وَ الرُّتبَةِ الجَسِيْمَةِ عِنْدَ الخُلَفَاء، وَ كَانَ قَويَّ النَّفْسِ، كَثِيْرَ البِرِّ، عَظِيْمَ الخُشُوعِ، كَثِيْرَ الصلاة والصوم، يَلْبَسُ الخَشِنَ، مِنَ الثِّيَابِ، وَكَانَ مُدِيْماً للمُطَالعَة وَالتَّعلِيم، وَمِنْ أَحْفَظِ النَّاسِ. قِيْلَ: إِنَّهُ مَا ترك للمخالفين كتابًا إلى وَحَفِظَه، وَبهَذَا قَدَر عَلَى حَلِّ شُبَه القَوْم، وَكَانَ مِنْ أَحرصِ النَّاسِ عَلَى التَّعْلِيمِ، يَدُورُ عَلَى المكَاتبِ وَحوَانيتِ الحَاكَةِ، فَيَتَلَمَّحُ الصَّبيَّ الفَطِنَ، فَيستَأْجِرُهُ مِنْ أَبَويه -يَعْنِي فَيُضِلُّهُ- قَالَ: وَبِذَلِكَ كَثُرَ تَلاَمِذَتُهُ. وَقِيْلَ: رُبَّمَا زَارَهُ عَضُدُ الدَّوْلَة، ويقول له: اشفع تشعع. وكان ربعة نحيفًا أمر، عَاشَ سِتاً وَسَبْعِيْنَ سَنَةً، وَلَهُ أَكْثَرُ مِنْ مائَتَي مُصَنَّف -إِلَى أَنْ قَالَ: مَاتَ سَنَةَ ثَلاَثَ عَشْرَةَ وَأَرْبَع مائَة، وَشَيَّعَهُ ثَمَانُوْنَ أَلْفاً. وَ قِيْلَ: بَلَغَتْ تَوَالِيفُهُ مائَتَيْنِ، لَمْ أَقِفْ عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا - وَلله الحَمْدُ- يُكْنَى أَبَا عَبْدِ الله» (سير اعلام النبلاء، ج ۱۷، ص ۳۴۴؛ ترجمته في تاريخ بغداد "3/ 231"، والمنتظم لابن الجوزي "8/ 11"، وميزان الاعتدال "4/ 30"، ولسان الميزان "5/ 368".)

این نکته مهم است که آرزوی قلبی و درونی مرحوم شیخ آن بود که افراد را با علم آشنا بکند؛ از این رو می گشت و اگر بچه ای را می دید که استعداد نخبگی در اوست، به نزد پدر و مادرش می رفت و به هر وسیله ای، ولو پرداخت هزینه، او را به کلاس درس می آورد تا تعلیم دهد.

 

استاد روح الله فروغی خاطرنشان کرد: شیخ در زهد بسیار زیادی زندگی می کرد؛ شب ها کم می خوابید؛ داماد او ابویعلی جعفری این نکته را اشاره می کند و می افزاید بعد از بیدار شدن، یا به نماز مشغول بود، یا مطالعه می کرد، یا درس می داد یا به تلاوت قرآن مشغول بود. زندگی او زندگی با برکت بود؛ یک زندگی که محور اساسی آن بعد از عبودیت حق تعالی، تعلیم و تعلم است. این نکته مهم است که علم را امر جانبی نمی دانست؛ گاه مشاهده می کنیم که تعلیم و تعلم در حوزه بحث جانبی می شود و این کار اصلی و اساسی کنار گذاشته شده است و کارهای دیگر که درجه بعد ما هستند، جای کار اصلی ما را می گیرد. زندگی ها سخت است و من هم قبول دارم؛ اما علما آنگونه زندگی می کردند که اگر از لحاظ مادی سخت می گذرد، اما کار اصلی شان را کنار نمی گذاشتند. این زندگی یک زندگی علمی می شود؛ یک زندگی همراه با عمل به وظیفه اصلی.

 

این استاد فلسفه در بخش دیگری از گفتگو خاطرنشان کرد: اگر نگاهی به تاریخ جریان های علمی و خصوصا جریان کلامی دوران شیخ مفید داشته باشیم، می بینیم جایگاه ایشان ویژه و خاص است. اینکه الآن معروف شده است که در بغداد مکتبی کلامی داشتیم، و مرکز فعالیت آن شهر بغداد بوده است و با دیگر مکاتب کلامی تمایزاتی داشته است، یک نوع رویکرد عقل گرایی و نقل گرایی همراه یکدیگر را می بینیم که بانی آن شیخ مفید بوده است.

 

وی افزود: این امر، برمی گردد به شخصیتی که مرحوم شیخ مفید داشته است؛ شیخ مفید دارای شخصیتی دارای جنبه های مختلف بوده است؛ شیخ نزد اساتید مختلفی درس خوانده بوده است؛ او نزد ابوالجیش بلخی که شاگرد نوبختی است، کلام امامیه را خوانده بود. جریان نوبختی از خاندان های اصیل شیعه بودند. در همان قرون نخستینی که بعد از غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام می گذشت، آل بنی نوبخت در کلام جایگاهی داشته است. در همان زمان با آثار معتزله بغداد آشنا بود از طریق علی بن عیسی رمانی به آن دست یافت. و از طرفی با معتزله بهشمی هم آشنایی داشته است از طریق ابوعبدالله بصری؛ و در بحث های نقلی هم از طریق ابن قولویه قمی به آن رسید. پس شیخ جریان های مختلف امامی و اعتزالی و اشعری را درک کرده بود و با آنها آشنا بود. و به خاطر همین آشنایی به شخصیتی جامع مبدل گردید . به این ترتیب، شیخ، هم متکلم، هم محدث، هم جانب عقل را دارد و هم جانب نقل.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با این حال در یک نوع عقل گرایی افراطی یا در نقل گرایی افراطی دچار نمی شود؛ یک اعتدالی را از شیخ می بینیم که به نظر می رسد الگوی مهمی در حوزه های علمیه شیعی باشد که اولا نفی دیگران؛ و ثانیا نوعی افراط یا تفریط در اینگونه امور شایسته نیست؛ شیخ مفید با همه جریان های در روزگار خود آشنایی داشته است.

 

وی افزود: شیخ مفید به نکته دیگری توجه دارد و آن مسأله تأثیرپذیری از این جریانات است. ما می دانیم که جریان در بغداد، معتزلی است؛ حتی جریان بصری و بهشمی هم قدرتمند است؛ در حقیقت، قدرت اصلی برای جریان اعتزالی است؛ با این حال شیخ مفید راضی نیست که گفته بشود شیعه به عنوان یک جریان کلامی چیزی از خود ندارد و وامدار معتزله است؛ از این رو اوائل المقالات را که نگاه می کنیم، می بینیم شیخ مفید اصلا این کتاب را تألیف می کند تا نشان بدهد نگاه شیعه در بسیاری از مسائل با نگاه معتزله تفاوت دارد. پس در عین حال که از معتزله استفاده می کند، در عین حال غافل نیست که عقیده شیعه را توضیح بدهد. اگرچه ممکن است در برخی موارد با دیگران همخوانی هم داشته باشد؛ چرا که شیعه و معتزله عقل گرا هستند و همانند اشعری ها عقل را کنار نمی گذارند؛ به همین جهت، شیخ بیان می کند«و اتفت الامامیه علی انّ العقل محتاج فی علمه و نتائجه الی السمع و انه غیر منفک عن سمع» این بیان به خلاف معتزله است که خود را بی نیاز از نقل می دانستند؛ اما شیخ عقل را از نقل جدا نمی داند؛ چرا که آنچه در نقل آمده، اثبات و تأیید می شود با براهین عقلی. گرچه تا حد زیادی فضای فکری در بغداد متأثر از معتزله است، این حال شیخ مفید تسلیم نمی شود و استقلال فکری خود را از دست نمی دهد. شیخ جامعیت داردو خود را به عنوان عالم شیعه امامیه حفظ می کند تا نشان بدهد خط اهل بیت چه دارد.
 

وی افزود: این درس برای ما است که علی رغم آشنایی ما با آراء و دیدگاه های دیگر، مهم است که باید مدافع مکتب اهل بیت علیهم السلام باشیم و تأثیر نپذیریم به آن نحوی که در جایی مبلغ یا ترویج کننده ای برای افکار دیگران باشیم؛ بدون آنکه توجه داشته باشیم در مکتب ما بسیار بهتر وجود دارد. شیخ مفید برای امروز ما الگوی جامع و تمام عیار برای سیره علمی ما است.

 

س, 03/09/1402 - 15:43