استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

حمله اعراب به ایران، پاسخ به شبهات

استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «حمله اعراب به ایران» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: برخی از نویسندگان، مدعی شده ‌اند كه اعراب مسلمان در زمان فتح ایران، جنایات زیادی مرتكب شده و اموال بسیاری را به غارت برده‌ اند؛ نوامیس زیادی را هتك حرمت كرده و با ورود به ایران، فرهنگ و تمدن ایرانی را به نابودی كشانده ‌اند. به اذعان اینان، حملات اعراب به ایران، مصداق تجاوز جنگی بوده و در این تجاوز، جز ویرانی و از بین رفتن آثار تمدنی ایران، چیز دیگری نصیب ایرانیان نشده است. بررسی منابع تاریخی نشان می‌ دهد، حملات اعراب مسلمان به ایران، هر چند ممكن است در مواردی با جنایاتی همراه شده باشد؛ لكن در مجموع با كمترین تخلف همراه بوده و هیچ‌ گاه تخریب تمدن ایرانی نبوده است. این حملات چون با برانداختن حاكمان ظالم و مستبد ساسانی و با پذیرش اسلام توسط ایرانیان همراه بوده، موجب رشد و تعالی فرهنگ و تمدن در ایران شده است. نشانۀ این امر، وجود مراكز علمی و آموزشی فراوان و وجود دانشمندان بسیار در زمینه‌ های گوناگون علمی در ایران پس از فتوحات است كه برخی از آنان نه تنها در تمدن ایرانی، بلكه در تمدن جهانی سهم قابل توجهی داشته‌ اند.

 

مقدمه

استاد ناصر ابراهیمی در ادامه بیان کرد: پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، آخرین پیامبر الهی است كه به منظور هدایت و راهنمایی انسان ‌ها از سوی خداوند برگزیده شد. آن حضرت پس از سال‌ ها تلاش و پشتكار توانست در مدینه حكومت اسلامی تشكیل دهد. حركت آن حضرت ادامه یافت تا جایی كه در پایان زندگی آن حضرت (سال 11 هجری) تقریباً تمامی شبه جزیره عربستان در اختیار آن حضرت قرار گرفته و قدرت اسلام روز به روز در حال افزایش بود؛ به گونه ‌ای كه حتی سپاهیان مسلمانان در مواردی به مرزهای روم و ایران نزدیك شده بودند. با رحلت آن حضرت و روی كار آمدن خلفا، مسلمانان فتوحات را آغاز كردند و در دو جبهه ایران و روم به پیروزی‌ هایی شگفت‌ انگیز و خیره ‌كننده دست یافتند. بخش ‌های عمده ‌ای از امپراتوری روم شرقی و تقریباً سراسر امپراتوری ایران در دوره خلفا، مخصوصاً در زمان خلیفه دوم، عمر‌بن‌خطاب (13 ـ 23 هجری) فتح شد و به دست اعراب مسلمان افتاد. سلسله ساسانی كه از سال 241 میلادی تشكیل شده بود، پس از 415 سال، توسط اعراب مسلمان شكست خورد و قلمرو اسلامی بسیار گسترده شد. سلسله حملاتی كه توسط اعراب مسلمان به ایران صورت گرفت و سبب تصرف این سرزمین و در مرحله بعد، سبب اسلام آوردن ایرانیان شده؛ مورد اعتراض برخی از نویسندگان، خصوصاً برخی نویسندگان دهه‌های اخیر قرار گرفته است.

 

این نویسندگان مدعی هستند كه این حملات مصداق بارز جنایت، تجاوز و ویرانگری بوده است! اینان با استناد به شواهدی از منابع تاریخی و احیاناً با دستكاری برخی از روایات تاریخی، تلاش كرده‌ اند؛ به هر نحوی، حمله به ایران را حمله اعراب وحشی و جنایت‌كار مطرح سازند. از منظر برخی از این نویسندگان، این حملات حتی از حمله مغولان به قلمرو اسلامی بدتر و ویران‌كننده ‌تر بوده است!

 

وی اضافه نمود: در این گفتگو تلاش می ‌شود شبهه ‌ها و ادعاهای آنان در این زمینه كه عمدتاً در شبكه‌ های اجتماعی مطرح و تبلیغ می‌ شود، مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. بنابراین سوالی كه در این جا مطرح است این است كه عملكرد اعراب مسلمان در جریان فتوحات چگونه بوده و تأثیر این حملات بر ایران چه بوده است؟ روشی كه در پاسخ به این سوال برگزیده شده روش توصیفی و تحلیلی است و هدف، نقد دیدگاهی است كه مدعی جنایات اعراب در ایران است. امروزه در مجامع دانشگاهی و غیر دانشگاهی با استناد به سخنان كسانی كه حملات اعراب مسلمان را به ایران جنایت و ویران‌گری دانسته‌ اند، در مواردی حتی اصل اسلام نیز مورد حمله قرار می ‌گیرد.

 

استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: در كتاب تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان در فتوحات اسلامی از صفحه 106 تا 120 عملكرد اعراب در ایران را مورد بررسی قرار داده شده و مباحثی چون ادعای نابودی كتابخانه ها، كشتن دانشمندان ایرانی، ادعای بدتر بودن حمله اعراب از حمله مغول و ادعای نابودی زبان فارسی مورد نقد قرار گرفته است. (رك: حاجی زاده، تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان در فتوحات اسلامی، ص‌106 ـ 120)

 

مبانی كلامی و فقهی فتوحات

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در اسلام اگر جنگ در خدمت هدفی مقدس، همانند جلوگیری از ظلم و ستم بر بندگان خدا (نساء: 75 و حجرات: 9)؛ جلوگیری از شیوع فساد (بقره: 251)؛ اجرای عدالت، احیا و برپایی حق، برداشتن موانع از سر راه تبلیغ و نشر اسلام، نابودسازی شرك (انفال: 39)؛ مبارزه با منحرفان، گمراهان، متجاوزان و عاصیان (موسوی، 1376، ص810) و خلاصه اصلاح دین و دنیا باشد؛ نه تنها مذموم و ناپسند نیست، بلكه لازم و واجب شمرده ‌شده است؛ چرا كه مصلحت انسان‌ها گاهی در این است كه جنگی صورت بگیرد؛ هر چند عده‌ای از انسان‌ها در جنگ كشته شوند و پیامدهایی دیگر نیز داشته باشد.

 

وی اضافه نمود: از نظر فقهی نیز هر چند نظرات فقهای شیعه، درباره جواز یا عدم جواز فتوحات با هم اختلاف دارد، اما بیشتر فقها با استناد به برخی از روایات و شواهد تاریخی، از رضایت امام علی (علیه السلام) به فتوحات سخن گفته ‌اند و حكم به جواز آن داده ‌اند. یكی از محققان ضمن بررسی نظرات فقهی آنان نهایتا به این نتیجه رسیده است: «اثبات اذن و رضایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به فتوحات با روایات صحیح، و جبرانِ ضعف برخی از آن‌ها با شواهد و ادله تاریخی، برنظر مخالفان ترجیح دارد» (هدایت پناه، 1385، ص175).

 

حمله اعراب، مصداق تجاوز، قتل و جنایت!

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یكی از شبهه ‌های مطرح شده درباره نوع تعامل مسلمانان با ایرانیان _ در جریان فتوحات ـ كه در برخی از شبكه‌ های اجتماعی مطرح شده؛ بدین صورت است:

«حمله اعراب به ایران تجاوز بوده؛ ولی مذهبیون آن را فتوحات اسلامی می‌ خوانند. در فتح ایران، اعراب جنایات زیادی مرتكب شدند؛ مردان را كشتند و به نوامیس ایرانیان تجاوز كردند» (نفیسی، 1388، ص87). «دینوری می‌ نویسد كه عُمَر مكرر می ‌گفت: از فرزندان این زنان كه در جلولا اسیر شده ‌اند به خدا پناه می ‌برم. (دینوری، 1368، ص‌123). منظور از «فرزند این زنان»، فرزندانی است كه زنان ایرانی، پس از تجاوز تازیان باردار شده بودند. ترس عُمَر از فرزندان بی ‌پدری بود كه در شكم این زنان بودند.»

 

وی افزود: در پاسخ به این شبهه باید گفت؛ سخن گفتن از جنایات زیاد، قتل و تجاوز به نوامیس، در مواردی با اغراق‌گویی همراه بوده است؛ ضمن این كه باید پذیرفت حمله به ایران به ظلم و ستم حاكمان ساسانی بر مردم ایران پایان داد و موجبات آزاد‌سازی آنان را از حاكمیت فكری و سیاسی حاكمان و موبدان ساسانی فراهم ساخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تودۀ مردم در نظام طبقاتی ساسانی از بسیاری از مؤلفه ‌های حقوق انسانی بی ‌بهره بودند؛ جنگ‌ های مستمر و طولانی بین ایران و روم كه فشار عمدۀ آن بر طبقات پایین دست جامعه بود، سبب نارضایتی مردم را فراهم آورده بود و ایرانیان كه زیر فشار مالیاتی سنگین و تحمیل قوانین مذهبی، حقوقشان لگد مال شده بود؛ از حكومت و فرمانروایان ساسانی بسیار ناراضی بودند. (كریستین سن، 1387، ص651).

«كلمان هوار» می‌‌ گوید: «نامعلوم بودن پایۀ مالیاتی كه هر شخص می‌ بایست پرداخت كند، بهانه ‌ای برای اخاذی و زیاده‌ستانی ‌ها به دست می‌ داد كه از قدیمی‌ رین ایام تا كنون در مشرق زمین در حكم قانون بوده است.

در سندی كه مورخان مسیحی حفظ كرده‌ اند، اشاره شده شاپور دوم (310 ـ 379م)، چون برای ادامۀ جنگ با رومیان به مالیات‌ های زیادی احتیاج داشت، به حكام ولایات ارمنی فرمان می‌ دهد تا به زور از مردم مالیات بگیرند» (هوار، 1386، ص180).

«كریستین‌ سن»، ایران‌ شناس و خاورشناس دانماركی (م 1945)، به نقل از «مارسیلینیوس»، مورخ غربی می ‌نویسد: در دورۀ ساسانی كشاورزان و كارگران در نهایت ذلّت و خواری به سر می ‌بردند. (كریستین سن، 1387، ص‌424). بی‌ جهت نیست عامه مردم كه از حقوق خویش محروم بودند، برای اضمحلال و سقوط امپراتوری ساسانی لحظه شماری كنند. (براون، 1356، ص‌537 ـ536). «دانشمندان و پژوهشگران تاریخ، یكی از علل مهم سقوط و انحطاط ساسانیان را تجمّل پرستی و فشارهای اقتصادی بر مردم می ‌‌دانند» (الهامی، 1358، ص‌34).

 

اختلاف طبقاتی

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در دورۀ ساسانی، اشرافیت زرتشتی، با سدّ گذرناپذیری از مردم جدا می ‌شد. «اشرافیت با داشتن اسب‌ ها، جامه ‌ها و پیرایه ‌های فاخر، ممتاز بودند... شمشیر‌بازی و سوار‌كاری و شكار، از امتیازات اشرافیت بود...گذر از طبقه ‌ای به طبقه دیگر تقریباً غیر ممكن بود» (هوار، 1386، ص167). بنای طبقات اجتماعی كه از عهد اردشیر (اولین پادشاه ساسانی) نهاده شد؛ (مسعودی، 1409، ج‏1، ص269)؛ به هر قشری وظیفه‌ ای مخصوص سپرده بود كه تغییرپذیر نبود؛ به گونه ‌ای كه وقتی بهرام گور (حك: 420 ـ 440 م) خواست طبق ذوق خود، خنیاگران (خوانندگان و نوازندگان) را در طبقه‌ ای بالاتر نشاند، با مخالفت شاهان بعدی مواجه شد (مسعودی، 1409ق، ج‏1، ص269). انوشیروان (حك: 521 ـ 579 م) به خاطر احترام به همین سنت اجتماعی حاضر نشد به فرزند كفشگرزاده حق تحصیل بدهد (الهامی، 1358، ص‌35).

 

وی افزود: طبیعتاً محروم بودن طبقات پایین جامعه از تحصیل سبب شد جامعۀ ایران از این ظرفیت عظیمی كه می ‌توانسته موجبات ترقی جامعه را فراهم كند، بی نصیب بماند؛ چرا كه عمدتاً فرزندان طبقات پایین جامعه هستند كه به مراتب بالای علمی دست پیدا می ‌كنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به جز این، امتیازاتِ بسیار دیگری مخصوص خاندان‌ های برگزیده یا همان هفت خانواده‌ ای بود كه در مراتب بالای اجتماعی قرار گرفته بودند، (ابن‌اثیر، 1385 ج7، ص376). برخی از محققان «انحصار كلیه مقامات لشكرى و كشورى به هفت‏ خانواده‏ و محرومیت اكثریت مردم از حقوق اجتماعى» را عامل اصلی شكست ساسانیان در برابر اعراب مسلمان دانسته ‌اند. (راوندی، 1382، ج2، ص53).

 

وی افزود: در هر حال ظلم و ستم دورۀ ساسانی، این حكومت را از درون دچار تزلزل كرده بود. اصلاحات انوشیروان در زمینه‌ های اجتماعی و اقتصادی، دلیلی واضح بر این نابسامانی ‌ها می‌ ‌باشد. گفته شده انوشیروان پیش از ایجاد اصلاحات مورد نظر خویش، با دیگران مشورت كرد؛ اما تحمل شنیدن نظر مخالفی را هم نداشت. او پس از شنیدن سخن یكی از دبیران كه از خراج دائمی بر برخی از محصولات گله داشت، دستور داد او را با دوات ‌ها آن قدر بزنند تا بمیرد!» (طبری،1387، ج2، ص702 ـ703). این روایت نشان می‌ دهد كه حاكمانِ مشهور به عدالت، چون خسرو انوشیروان نیز تحمل شنیدن دیدگاه ‌های مخالف را نداشتند و با مخالفان با خشونت رفتار می‌ كردند.

 

عدم توجه به قشرهای ضعیف

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در ادوار دیگر شاهان ساسانی نیز مردم ایران وضعیت چندان مطلوبی نداشتند. یكی از این ادوار، دورۀ حاكمیت خسرو پرویز (حك: 591 تا 628 میلادی؛ 21 عام‌الفیل تا 8 هجری) است كه آكنده از ظلم و جنایت است. بررسی عملكرد خسرو پرویز نشان می ‌دهد؛ وی شخصیتی مستبد، خوش‌گذران، اهل تجمل، بی ‌رحم و سختگیر بوده است. به نوشته یكی از نویسندگان روسی «در دورۀ او ظلم و ستم چنان تحمل‌ ناپذیر شده بود كه كشاورزان غالباً از كشور می‌ گریختند» (آ. ای. كولسنیكف، 1375، ص‌214).

 

وی افزود: «ریچارد فرای»، شرق‌شناس و ایران‌ شناس برجستۀ آمریكایی نیز به افزوده شدن باج و خراج ‌ها، خصوصاً در دورۀ خسرو پرویز اشاره كرده است. (فرای، 1386، ص‌374). سیاست دشوار مالیاتی خسروپرویز كه به منظور تأمین هزینۀ جنگ اعمال می‌ شد؛ فشار كمرشكنی بر رعایا تحمیل كرد تا آنجا كه به روایت تاریخ قم: «مردم هلاك شدند و خراب گشتند تا غایت كه كنیزكی را به درهمی می‌ فروختند.» (قمی، 1385، ص‌452). این امر نشان می ‌دهد فشار از سوی خسرو پرویز، به گونه ‌ای گردید كه اوضاع زندگی مردم رو به ویرانی نهاد و سختی و فشار بر آنان زیاد شد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: «كریستین‌ سن» در ترسیم فشارهای اقتصادی خسرو پرویز بر قشرهای گوناگون جامعۀ ایرانی آورده است: «اگر هرمزد چهارم به بزرگان سختگیری می ‌كرد و رعیت را می‌ نواخت، خسرو پرویز برای آكندن گنج، هم رعایا و پیشه ‌وران را می ‌آزرد و هم بزرگان را رنجیده خاطر می‌ كرد...» (كریستین سن، 1387، ص‌434). این نویسندۀ غربی با استناد به تاریخ طبری ادامه داده است: «خسرو، مردمان را حقیر می ‌شمرد و چیزهایی را خوار می‌ داشت كه هیچ شهریار عاقلی خوار نمی ‌دارد. در جرم و عصیان به باری تعالی، به جایی رسید كه به رئیس نگهبانان خاصه خود، زادان فرخ، فرمان داد تا همۀ زندانیان را كه عددشان به 36 هزار تن می‌ رسید، هلاك كند!» (همان، ص‌433 ـ 434 و رك: طبری، 1387، ج‏2، ص216). قتل 36 هزار زندانی كه قطعاً بسیاری از آنان استحقاق چنین مجازاتی را نداشته ‌اند، گویای سنگدلی و بی ‌رحمی پادشاه ایران است؛ پادشاهی كه بعضاً به دانشمندان نیز رحم نكرده است. در منابع آمده است: خسروپرویز، بزرگمهر (بوذرجمهر) حكیم را به قتل رساند (پیرنیا، 1375، ج‏4، ص2799). این حكیم ایرانی، در زمان خسرو انوشیروان (حك: 521 ـ579 م) منصب وزارت را بر عهده داشته و به اتهام عدم پاسداشت دین زرتشتی، در زمان خسرو پرویز اعدام شده است (مسعودی، 1409، ج1، ص‌305). سخنان صریح این حكیم ایرانی قبل از قتلش در برابر خسرو پرویز، نشان می‌ دهد؛ این پادشاه از ستمكارترین و بدرفتارترین شاهان ساسانی بوده است (همان). مسعودی ضمن اشاره به قتل بزرگمهر و وزیر دیگری از وزرای با تدبیر ساسانی، از ظلم و ستم خسرو پرویز به خاص و عام سخن گفته و بر این نكته تاكید دارد: ستم‌هایی در این دورۀ بر مردم رفت كه كسی به یاد نداشت (همان، ص306).

 

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در زمان امام علی (علیه السلام) شخصی به نام «نرسا»، به‌عنوان نماینده ایرانیان، در محضر آن حضرت، به مال اندوزی، استبداد، ویران ‌سازی دارایی ‌های مردم و خوارشمردن مردم توسط خسرو پرویز و نهایتاً قتل وی به همین جهت اشاره كرده است. (ثقفی كوفی، 1353، ج‏2، ص780 و منقری، 1404ق، ص‌14). این روایت نشان می ‌دهد سخت‌گیری و فشار بر مردم به گونه ‌ای بوده كه عده ‌ای به ستوه آمده و این امر موجبات قتل شاه ساسانی را فراهم كرده است.

 

وی افزود: بنابراین، بررسی سیاست‌ های حكومتی خسرو پرویز و سایر پادشاهان ساسانی كه به گوشه‌ ای از آنها اشاره شد، نشان می ‌دهد «آنان پادشاهانی» آرمانی برای ایرانیان نبوده ‌اند. كسانی كه با ظلم و ستم بخواهند حكومت را اداره كنند، طبیعتاً حكومت آنان پایدار نخواهد ماند؛ چرا كه براساس سخنی حكمیانه: «حكومت با كفر باقى مى‏ماند؛ امّا با ظلم باقى نمى‏ ماند» (مكارم ‌شیرازی، 1387، ج2، ص442).

 

مغان و اقدامات آنها

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: بجز ظلم و ستم شاهان ساسانی، اقدامات ناروای مغان و دستورات بسیار دشوار و طاقت فرسای دین زرتشتی، بیشتر مردم ایران را به ستوه آورده بود. «دكتر شریعتی» معتقد است گرچه اسلام، ایران را به زور گرفت و این برخلاف دموكراسی و لیبرالیسم است؛ با توجه به اصلاحی كه با ورود اسلام به ایران اتفاق افتاده، این امر نه تنها محكوم نیست، بلكه امری موجّه و مجاز است. ایشان سپس می‌‌ نویسد: «اسلام هدفی داشته است و معتقد بوده است كه اگر آن هدف در جامعه مطرح شود، آنها (ایرانیان) از قید موبد زرتشتی و خسرو ساسانی آزاد شده ‌اند. این هدف كه سبب پیشرفت و نجات مردم می‌ شود، به هر شكلی تحقق پیدا كند، موجّه است؛ زیرا امری مقدس‌ تر از اینكه جامعه ‌ای از پرستش شخصیت‌ ها و بت ‌ها و خرافات نجات یابد، وجود ندارد» (شریعتی، 1386، ج2، ص‌222 ـ223).

 

وی اضافه نمود: بنابراین، خودكامگی‌ ها و اقدامات ناروای مغان در پیچیده ساختن مبانی دین زرتشتی، مردم را از این دین بیزار ساخته و آنان را برای پذیرش اعتقادات دیگری آماده كرده بود (نفیسی، 1388، ص28). در واقع مهمترین عامل شكست حكومت ساسانی، نارضایتی مردم از وضع دولت و آیین و رسوم اجحاف آمیز آن زمان بوده است (مطهری، 1385، ص89).

 

وی افزود: ضمن این كه رفتار ستمگرانۀ موبدان، نسبت به پیروان سایر مذاهب و ادیان، سبب شد كه دربارۀ آیین زرتشت و پادشاهانى كه از مظالم موبدان حمایت مى‏ كردند، بغض و كینه شدید در دل بسیارى از اتباع ایران برانگیخته شود و استیلاى عرب به منزله نجات و رهایى ایران از چنگال ظلم تلقى گردد (براون، 1356، ص299). به قول مرحوم جلال آل‌احمد: «اسلام پیش از آنكه به مقابله ما بیاید، این ما بودیم كه او را دعوت كردیم. بگذریم كه رستم فرخزادی بود كه از فروصیت ساسانی و سنت متحجر زرتشتی دفاع مذبوح كرد؛ اما اهل مدائن و تیسفون، نان و خرما به دست، در كوچه‌ها به پیشواز اعرابی ایستاده بودند كه به غارت كاخ‌ ها می ‌رفتند» (الهامی، 1358، ص‌186) و به قول یكی از محققان: «این فتوحات خیره كننده... در واقع بدان سبب امكان داشت كه همه جا در قلمرو ایران و بیزانس مقدم مهاجمان را عامه مردم باعلاقه استقبال كردند و اگر عامۀ مردم این ممالك، با مهاجمان به خشم و عداوت می‌ نگریستند، این فتوحات، چنین آسان به دست نمی ‌آمد» (زرین‌كوب، 1387، ص‌14).

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: همۀ این روایات و تحلیل‌های تاریخی نشان می‌دهد:

اولاً: زمینه‌های شكست از اعراب مسلمان را دولتمردان ستمگر ساسانی فراهم كرده بودند.

ثانیاً: این حملات سبب نجات مردم ستمدیده ایران از ظلم و ستم خسروان و موبدان دورۀ ساسانی بوده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ظلم و ستم حاكمان ساسانی و موبدان وابسته به آنها سبب شده ایرانیان با پذیرش اسلام، از زیر یوغ آنان خارج شوند. به تعبیر جالب توجه یكی از محققان: «جنگ‌ های عربان با سپاهیان ساسانی و برافتادن دودمان ساسانی و نابود شدن جامعۀ طبقاتی ایران، نه پیروزی عربان بود و نه شكست ایرانیان؛ بلكه پیروزی مردم ستم‌ كشیده و رنج‌ برده و انتقامجوی ایران و پیروزی ایمان مسلمانان بود بر فساد جامعۀ طبقاتی ایران در زمان ساسانیان» (حامی، [بی ‌تا]، ص‌291).

 

وی افزود: اما در پاسخ به این ادعا باید گفت: «اعراب، جنایات زیادی مرتكب شدند و مردان را كشتند»؛ باید گفت: بدون شك اعراب در برخوردهای نظامی كه با ایرانیان داشته‌ اند، افرادی را نیز به قتل رسانده‌ اند؛ در برخی از این برخوردها، حتی ممكن است افراط شده باشد؛ امّا در این باره چند نكته را باید در نظر داشت.

نكتۀ اول این كه شكی نیست در هر درگیری نظامی، افرادی غیر نظامی هم به قتل می ‌‌رسند؛ خصوصاً تعداد كشته‌ های گروهی كه شكست می‌ خورند، قطعاً بیشتر است.

نكتۀ دوم این كه این كشت و كشتار، در فتوحات اولیه، یعنی در دوره خلفای راشدین كمتر به چشم می‌خورد، بلكه در فتوحات دوره اموی بیشتر مشاهده می‌‌شود (صفری، 1379، ص‌56).

 نكتۀ سوم این كه همه كسانی كه فرماندهانی فتوحات را بر عهده داشته ‌اند، افرادی نبودند كه تمام آموزه‌ های اسلامی را رعایت كنند. بعضاً افرادی كه فرمانده سپاه می‌شدند، ممكن بود در قتل و خونریزی، افراط هم كرده باشند كه البته این امر، همان‌گونه كه محققان بدان اشاره دارند، به صورت استثنایی بوده است (رنجبر، 1382، ص‌64) و طبیعتا اینان به جهت انجام چنین گناهانی به مجازات اخروی خویش خواهند رسید. كما این كه در زمان رسول‌خدا(صلی الله علیه وآله) خالد‌ بن ‌ولید برخلاف دستور اسلام مرتكب جنایت شد و رسول‌ خدا (صلی الله علیه وآله) از كرده وی برائت جست (واقدی، 1409، ج3، ص‌881) و او را به خدا واگذار كرد. بنابراین هرگز نباید جنایت‌ها و رفتارهای ناپسندِ عرب‌ هایی چون حجاج ‌بن ‌یوسف ثقفی، یزید ‌بن ‌مهلب و خالد‌ بن ‌ولید را به پای اسلام گذاشت و سخن از عداوت و كینه اعراب و ایرانیان به میان آورد.

 

نوعی اغراق

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در برخی از گزارش‌ های تاریخی قطعاً سخنانی اغراق ‌آمیز در خصوص تعداد كشته‌ ها، غنایم به دست آمده و غیره وجود دارد كه حتماً باید با این داده ‌های تاریخی با احتیاط برخورد شود. دكتر «زرین ‌كوب» می‌‌ نویسد: «دربارۀ اخبار فتوح تازیان (اعراب) در ایران مبالغه ‌ها و خطاهای بسیار رفته است. روایات اعراب عراق، از گزاف و خودستایی آكنده است؛ چنانكه اخبار خداینامه ‌های ایران از نفرت و بهانه تراشی خالی نیست» (زرین‌كوب، 1355، ص283).

 

وی افزود: در بخشی از نوشته‌ های ضد اسلامی، با استناد به جلد چهارم تاریخ طبری، صفحه 1514 و تاریخ اجتماعی ایران، نوشته سعید نفیسی، صفحه 84؛ از تجاوز اعراب به نوامیس ایرانیان سخن گفته شده است. اولاً، دربارۀ كتاب «تاریخ اجتماعی ایران»، نوشته سعید نفیسی باید گفت، این كتاب یكی از منابعی است كه در دورۀ معاصر تألیف شده است؛ بنابراین اگر مطلبی تاریخی دربارۀ حوادث صدر اسلام در این كتاب آمده باشد، باید به منابع متقدم مستند باشد؛ ثانیاً، اگر مطلبی در منابع متقدم نقل شده باشد، لزوماً به معنای درستی آن نیست. چه بسا مطلبی تنها توسط یك مورخ نقل شده باشد و سایر نوشته‌ ها خلاف آن باشد. بنابراین، همۀ روایات تاریخی در مورد حادثۀ مذكور باید مورد بررسی قرار گیرند تا درستی یا نادرستی آنها به اثبات برسد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مراجعه به تاریخ طبری نشان می‌ دهد برخلاف ادعای نویسنده، گذشته از این دو مورد، چنین مطلبی در تاریخ طبری نیست. «طبری» در صفحه مذكور ذیل عنوان حكایتِ «عین التمر» پس از اشاره به حمله خالد به قلعه ایرانیان می‌ نویسد: «او هر چه زن و فرزند و مال در قلعه بود، به اسیرى و غنیمت گرفت» (طبری، 1387، ج‏3، ص415).

 

وی اضافه نمود: در این ‌جا صرفاً سخن از اسیر گرفتن زن و فرزندان ایرانیان است و هیچ حرفی از تجاوز به زنان در میان نیست. علاوه بر این، كسی كه با تاریخ صدر اسلام آشنا باشد، می ‌داند كه اگر كسی از فرماندهان نظامی برخلاف دستورات اسلامی به نوامیس دیگران تجاوزی صورت می‌ داد، به ‌شدت مورد توبیخ و مواخذه دیگر مسلمانان قرار می ‌گرفت؛ چنانكه وقتی خالد بن ‌ولید، به‌عنوان یك شخصیتِ فاسق، در زمان حكمرانی ابوبكر (11 ـ 13 هجری)، مالك‌ بن ‌نویره را به قتل رساند و با همسر مالك همبستر شد. (هرچند خلیفه تا حدودی از وی حمایت كرد، اما) به ‌شدت مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفت و عمل او به‌عنوان عملی غیر شرعی قلمداد شد (یعقوبی، [بی‌تا]، ج2، ص‌132 و ابن ‌كثیر، 1407ق، ج6، ص‌323). ضمن این كه باید توجه داشت كه در برخی از موارد، اعراب به صورت شرعی و قانونی با زنان ایرانی ازدواج كرده‌ اند و روشن است كه ازدواج شرعی و قانونی غیر از تجاوز است. اما این كه عمر، از فرزندان زنان اسیر شده در جلولا اظهار نگرانی كرده (دینوری، 1368، ص129)، دلیل بر این نیست كه این فرزندان غیر مشروع به دنیا آمده باشند، بلكه عمر به دلیل تعصب عربی (رك: ابن‌سعد، [بی ‌تا]، ج3، ص‌261 و احمد‌ بن ‌حنبل، [بی‌ تا]، ج1، ص‌20) از امتزاج نژادی اعراب با ایرانیان نگران بوده است. علاوه بر این، احتمالاً خلیفۀ دوم، ازدواج اعراب را با زنان ایرانی عاملی در جهت بی ‌توجهی به زنان عرب می‌ دانسته؛ چنانكه در تاریخ طبری آمده است: وقتی عمر از ازدواج حذیفه‌ بن ‌یمان از صحابۀ رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) (و فرماندار مدائن) با زنی از اهل كتاب آگاه شد، از وی خواست آن زن را طلاق دهد و وقتی حذیفه علت آن را پرسید، عمر گفت: اگر به آنها رو كنید، شما را از زنان عرب باز دارند (طبری، 1387، ج‏3، ص588).

 

حمله اعراب، یعنی تخریب تمدن و غارت اموال!

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در نوشته ‌های ضد‌ دینی و ضداسلامی آمده است: «حمله اعراب به ایران، غیر از تخریب تمدنی و غارت اموال و... حاصلی نداشته است». این نویسندگان حتی در مواردی حملات اعراب را با حملات مغولان و اسكندر در یك ردیف قرار داده و از خوی وحشی‌ گری اعراب سخن گفته‌ اند.

در پاسخ باید گفت: نباید اعراب مسلمان را با اعراب دورۀ جاهلی كه جز قتل و غارت با چیزی آشنا نبودند، مقایسه كرد. اعراب مسلمان در پرتو آموزه‌ های اسلام و دستورات انسانی آن كه همگان را از ویرانگری، تخریب و خیانت برحذر داشته است، تا حدودی متحول شده بودند. حكایتی كه طبری نقل كرده، این ادعا را اثبات می ‌كند. وی می‌ نویسد: «وقتى مسلمانان در مدائن فرود آمدند و غنایم را جمع كردند، یكى آمد و جعبه‏ اى آورد و به كسی كه مسئول جمع ‌آوری غنایم بود، تحویل داد. مسئول جمع ‌آوری غنایم و همراهانش به آورنده جعبه گفتند: هرگز چنین چیزى ندیده ‏ایم! آنگاه گفتند: آیا چیزى از آن برداشته‏ اى؟ گفت: به خدا اگر به خاطر خدا نبود، آن را پیش شما نمى‏ آوردم (طبری، 1387، ج‏4، ص19).

 

وی افزود: این حكایت نشان دهندۀ تأثیر آموزه‌ های اسلامی مسلمانان است؛ به گونه‌ای كه عربِ غارتگرِ جاهلی كه در دورۀ جاهلیت از هیچ جنایتی رویگردان نبود، با پذیرش اسلام به مرحله ‌ای رسیده كه حاضر نیست كوچكترین خیانتی در اموال مسلمین داشته باشد. مصادیق دیگری نیز در تاریخ آمده است كه نشان می‌ دهد اعراب با پذیرش اسلام، از جهت فكری متحول شده‌ اند. به‌عنوان نمونه وقتی سعد بن ‌ابی ‌وقاص مشاهده كرد مسلمانان به غنایم توجهی نكرده و در آنان دست نبرده‌ اند، امانتداری آنان را این گونه مورد تمجید قرار داد: «سپاه امین است. اگر حرمت جنگاوران بدر نبود، مى‏ گفتم كه با وجود فضیلت بدریان، بعضى از آنها در غنایمى كه گرفتند، دست بردند؛ اما دربارۀ این جماعت ندانستم و نشنیدم». نیز جابر‌ بن ‌عبدالله گفت: «به خدایى كه جز او خدایى نیست، كسى از جنگاوران قادسیه را ندیدم كه دنیا و آخرت را با هم خواهد. سه نفر را متهم كردیم؛ اما همانها هم امانت و زهدشان بر ما ثابت شد» (همان). همچنین طبری از فردی به نام قیس عجلى نقل می‌كند: «وقتى شمشیر خسرو و كمربند و زیور وى را پیش عمر آوردند، وی گفت: كسانى كه اینها را تسلیم كرده ‏اند، امانتدار بوده ‏اند» (همان، ص20). این موارد و موارد كم ‌شمار دیگری نشان می‌ دهد اعراب مسلمان در پرتو شریعت اسلامی، از خوی غارتگری و وحشیگری دورۀ جاهلی دست كشیده بودند و تلاش می ‌كردند به دستورات اسلامی عمل كنند.

 

بی‌اساس بودن برخی ادعاها

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: نویسندگان ضد اسلام، صرفاً و به صورت كلی از تخریب تمدن ایران سخن گفته و بعضاً به سوزاندن كتاب ‌ها و یا از بین بردن مراكز علمی اشاره دارند؛ در حالی كه نه كتاب ‌سوزی اعراب در ایران دارای واقعیت است و نه از بین بردن مراكز علمی. محققان اشاره دارند؛ با وجود اینكه جزئیات حوادث فتوحات اسلامى در ایران و روم ضبط شده است؛ در هیچ مدرك تاریخی نامى از كتابخانه ‏اى در ایران، اعم از اینكه به آتش كشیده شده و یا به آتش كشیده نشده باشد، وجود ندارد؛ بلكه مدارك خلاف آن را ثابت مى‏ كند. (مطهری، 1385، ص270؛ رك: شهیدی، [بی‌تا]، ص‌801 ـ803 و ممتحن، [بی ‌تا]، ص‌79 ـ 106). كتابخانۀ جندی‌ شاپور و مركز علمی ‌ای كه در این شهر قرار داشت، تا قرن‌ ها بعد از ورود اعراب مسلمان، به حیات خود ادامه داده است. «در آغاز اسلام، مدرسۀ جندی‌ شاپور به اوج شهرت رسید و تا دورۀ عباسیان كه پزشكانی را از آن جا به بغداد بردند، ادامه یافت تا قرن هشتم (چهاردهم میلادی)، جغرافی ‌نویسان و جهانگردان مسلمانی كه از آن جا دیدن كرده‌ اند، از جندی ‌شاپور همچون شهری آباد نام برده‌ اند» (نصر، 1386، ص‌197).

 

وی افزود: اعراب مسلمان نه تنها هیچ مركز علمی و هیچ بنای تمدنی را در ایران تخریب نكردند، بلكه موجبات رشد و ترقی فرهنگی و تمدنی ایران را فراهم ساختند. با ورود اسلام به ایران، با توجه به اهمیتی كه دین اسلام به علم و دانش‌ اندوزی داده است؛ در بسیاری از شهرهای ایران كانون‌ های علمی بزرگی تشكیل شد و ایرانیان در بسیاری از علوم به پیشرفت‌ های بسیار یادی دست یافتند. مراتب علمی قبل از اسلام، با این رشد علمی و فرهنگی به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست (رك: حاجی زاده، 1392، ص‌121).

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در ایران قبل از اسلام، تنها مركز علمی كه می ‌توان از آن سخن گفت، همان «جندی شاپور» است. در این مركز علمی نیز اغلب دانشمندان، غیرایرانی (مسیحیان نسطوری) بودند؛ در حالی كه بعد از اسلام، این ایرانیان بودند كه به بالاترین مراحل پیشرفت و علم دست یافتند و مراكز علمی و فرهنگی بسیاری در بیشتر شهرهای ایران ایجاد شد. بیت‌ الحكمه، دارالعلم‌ ها، نظامیه ‌ها، مدارس مختلف، بیمارستان‌های آموزشی، حوزه‌های علمیه و مكتب خانه ‌ها و رصد‌خانه ‌های مختلفی كه در شهرهای ایران ساخته شد؛ همگی به بعد از اسلام مربوط است. به رغم انحصاری بودن علم در دورۀ ساسانی، در دورۀ اسلامی تمامی طبقات اجتماع اجازه ورود به این عرصه را پیدا كردند؛ چرا كه «اسلام»، همگان را به فراگیری علم سفارش كرده بود. سمعانی به مهاجرت دو كودك فقیر روستایی (اسحاق‌بن‌ابراهیم حنظلی سمرقندی و برادرش) به سمرقند، به منظور فراگیری علم و دانش اشاره كرده است؛ به گونه ‌ای كه هزینۀ تحصیل آنها را مادرشان از راه پشم ریسی تأمین می‌ ‌كرد (سمعانی،1408ق، ج2، ص347).

 

وی افزود: بزرگترین دانشمندان ایران در زمینۀ علوم مختلف، به بعد از اسلام مربوطند. در علم پزشكی، بزرگانی چون علی ‌بن ‌ربن طبری نویسندۀ كتاب «فردوس الحكمه»، علی ‌بن‌عباس اهوازی نویسندۀ كتاب «كامل الصناعه»، محمد ‌بن ‌زكریای رازی نویسندۀ دو كتاب مهم «طب منصوری» و «الحاوی» (در 24 مجلد)؛ همچنین ابوعلی سینا نویسندۀ كتاب «القانون فی الطب» كه بیش از 30 بار كتابش به زبان‌ های اروپایی ترجمه شده و مدت هزار سال بر صحنۀ پزشكی جهان حاكم بوده است؛ افتخار ایرانیان مسلمان می ‌‌باشند. در علم ریاضی، افرادی مانند خواجه نصیرالدین طوسی، ابوالوفای بوزجانی، غیاث ‌الدین جمشید كاشانی و عمر خیام نیشابوری را داریم كه مشابه این افراد در جهان یا وجود ندارد و یا اندك است. در علوم دیگر مثل نجوم و تاریخ هم، چنین وضعیتی است (وكیلی، 1386، ص‌14).

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یكی از محققان اشاره دارد: «... آنچه مایۀ ترقیات علمى و پیشرفت‌ هاى مادى را براى مسلمین میّسر ساخت، در حقیقت همان اسلام بود كه با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتى، روح معاضدت و تسامح را جانشین تعصبات دنیاى باستانى كرد ... و ثمرۀ این درخت شگرف (اسلام) كه نه شرقى بود و نه غربى، بعد از بسط فتوحات اسلامى حاصل شد» (زرین‌كوب، 1387، ص‌13).

 

نتیجه‌گیری

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: برخی از نویسندگان، از جرم و جنایت اعراب در جریان فتوحات سخن گفته و این نكته را تبلیغ می‌ ‌كنند كه حمله اعراب به ایران و ورود آنان به این كشور، با جنایات فراوان و تجاوز به نوامیس و تخریب تمدن ایرانی همراه بوده است. بررسی‌ های تاریخی نشان می‌ دهد طرح این گونه مسائل ـ كه در مواردی با تحریف واقعیت ‌های تاریخی صورت می‌‌ گیرد ـ صرفاً ادعاهایی است كه در بسیاری از موارد قابل اثبات نیست. اعراب مسلمان در پرتو پذیرش اسلام، نسبت به قبل از اسلام متحول شده بودند و حملات آنان به ایران، به هیچ وجه جنایت و تجاوز و تخریب تمدن ایرانیان نبوده است. حملات آنان به ایران، هر چند در مواردی با برخی از تخلفات همراه بوده؛ در هر حال ایرانیان را از ظلم و ستم پادشاهان دورۀ ساسانی و سختگیری‌های موبدان زرتشتی نجات بخشیده است؛ چرا كه جامعۀ ساسانی، جامعه‌ای بسته و طبقاتی بود و بسیاری از افراد در این جامعه، حتی اجازۀ تحصیل نداشتند. با ورود اسلام به ایران و با توجه به آموزه ‌های اسلامی، همگان برابر و برادر محسوب شدند و توانستند به پیشرفت ‌های عظیمی دست پیدا كنند. در این زمان در ایران، ضمن تأسیس مراكز آموزشی فراوان، پیدایش دانشمندان زیادی در رشته‌های مختلف علمی را شاهد هستم كه خدمات ارزشمندی به جامعه ایرانی و حتی جامعه بشری داشته ‌اند.

 

 

چ, 06/02/1401 - 11:30