استاد خواجوی مطرح کرد؛

رحمت و ربوبیت، دو صفت از صفات الهی

به مناسبت فرا رسیدن ایام مبارک رمضان الکریم، استاد محمد تقی خواجوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «صفات الهی» پرداخت.

 

رحمت الهی

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: این روزها در قرائت قرآن می بینیم اولین آیه ای که شروع می شود، آیه ای است که 114 مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است: «بسم الله الرحمن الرحیم»

 

وی افزود: کلمه «رحمان» و «رحیم» بعد از نام خداوند متعال، «الله»، بیان می شود؛ در حالی که صفات الهی بسیار است؛ خداوند رازق و غفور است؛ چرا نمی گوییم «بسم الله الخالق» و یا «بسم الله الرازق» و ... صفت رحمت چه ویژگی دارد که در آغاز سوره ها به زیبایی نقش بسته است. صفت رحمت الهی چیست که در ابتدای دعای کمیل می خوانیم: «اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کلّ شیء»

 

استاد خواجوی در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام می فرماید: رحمت دو مرحله دارد؛ در مرحله اول، رقت و حالت قلبی است. می بینید که کسی تصادف کرد، موجب رقت در انسان می شود. و یا اتفاقی که در حرم مقدس رضوی افتاد و به منجر به شهادت رسیدن و مجروح شدن سه روحانی مجاهد شد، موجب رقت هر کسی شد که آن را شنید؛ این حالت قلبی را رحمت می گویند. چرا که دلمان می سوزد؛ در مرتبه دوم به اندازه خودمان حرکت می کنیم و مشکلش را حل می کنیم؛ از این رو رحمت دو مرحله دارد؛ یک مرتبه قلبی است و در مرحله دوم به عمل می رسد و به دستگیری کردن می رسد.

 

وی افزود: در مورد خداوند باید گفت رحمت به معنای رقت قلبی معنا ندارد؛ معنا ندارد که بگوییم خداوند دلش سوخت؛ بلکه باید گفت: خداوند لطفش را شامل موجودات می کند. این رحمتی که خداوند شامل موجودات می کند، هیچ موجودی در عالم نداریم که در خارج از رحمت الهی باشد. بلکه هر موجودی در این عالم است، شامل رحمت الهی شده است و استثنا ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یا امیرالمؤمنین علیه السلام بیان شده است که خداوند رحمت خودش را 100 قسمت کرده است؛ از این 100 قسمت، یک قسمتش را بین مخلوقات پخش کرده است و 99 قسمت را برای خودش باقی گذاشته است. اینکه شما می بینید یک مادر نسبت به بچه خودش این همه لطف و رحمت دارد، خداوند است که آن را در دل مادر قرار داده است. همین رحمت است که خداوند بین دو دوست قرار داده است.

 

وی خاطرنشان کرد: در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این آیه شریفه است: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلين‏» به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت‌دل بودی مردم از گِرد تو متفرق می‌شدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد. (آل عمران: 159)

 

استاد محمد تقی خواجوی خاطرنشان کرد: حافظ شیرازی چه زیبا گفته است:

از رهگذر خاک سرِ کوی شما بود

هر نافه که در دست نسیم افتاد

این بیتی که حافظ شیرازی آورده است، اشاره به همین روایت امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ نافه کیسه ای در شکم بعضی از آهوها قرار دارد که در آن مشک است و بوی خوشی دارد. در اینجا منظور از نافه، استعاره از خوبی و زیبایی است؛ می گوید هر زیبایی که در هر جای عالم می بینید، و نسیم سحر این زیبایی را به هر جایی که برد، همه اینها به «خاک سر کوی دوست» می رسد. «فبما رحمت من الله لنت لهم»

 

وی افزود: در جای دیگر می سراید: گل نرگس که اینقدر زیباست، زیبایی خود را از چشم خوش تو گرفته است.

نرگس همه شیوه‌های مستی.

از چشمِ خوشت به وام دارد.

ذکرِ رخ و زلف تو دلم را

وردیست که صبح و شام دارد

بر سینهٔ ریشِ دردمندان لعلت نمکی تمام دارد.

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: همه ما مانند رودخانه ای می مانیم؛ اگر رحمتی در وجود ما است، مانند آبی است که در رودخانه است؛ آبی که در رودخانه است، برای رودخانه نیست، بلکه برای سرچشمه است؛ اگر سرچشمه خشک بشود، رودخانه آبی نخواهد داشت و خشک می شود. اگر رحمت الهی در قلب ما نبود، ما رحمتی نداشتیم. از این رو مولا علیه السلام فرمود: خداوند رحمت خودش را صد قسمت کرد و از آن صد قسمت، یک قسمت را در بین بندگان پخش کرده است؛ و نود و نه قسمت را برای خودش باقی گذاشته است.

 

وی اضافه نمود: اگر از ما سؤال کنند که ما به کدام آیه قرآن مراجعه کنیم تا از آن آیه قرآن استنباط کنیم که نود و نه قسمت رحمت در نزد حق است، این آیه را می خوانیم: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله» ای کسانی که اسراف به نفس کردید و گناه کردید، از رحمت الهی مأیوس نشوید. «ان الله یغفر الذنوب جمیعا» خداوند همه گناهان را می آمرزد. این حرف بسیار بزرگی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حافظ شیرازی این آیه شریفه را به غزل آورده است:

هاتفی از گوشه میخانه دوش.

گفت ببخشند گنه می بنوش.

لطف الهی بکند کار خویش.

مژده رحمت برساند سروش.

این خرد خام به میخانه بر.

تا می لعل آوردش خون به جوش.

در خیلی از اشعار حافظ، «می» به معنای معرفت است؛ چنانچه می گوید:

«بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گُلگَشت مُصَّلا را»

باید بگوییم

کی رفته‌ ای ز دل که تمنا کنم تو را

کی بوده‌ ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده ‌ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

استاد محمد تقی خواجوی خاطرنشان کرد: هر طرف که بگردیم رحمت الهی است؛ آن رحمت الهی است که ما را به وجود آورده است و آن رحمت الهی است که سبب می شود به ما رزق و روزی بدهد. رحمت از صفات عام الهی است که بقیه صفات، در زیر مجموعه آن قرار می گیرد. «یا من سبقت رحمته غضبه» حتی غضب الهی هم ریشه در رحمت او دارد. اگر کسی را بخواهد تنبیه کند، از رحمت اوست؛ ما بر سر سفره چنین خدایی قرار گرفته ایم.

 

وی افزود: رحمت رحمانیه الهی که شامل همه موجودات می شود، و رحمت رحیمیه ای است که مخصوص مؤمنین است؛ و این رحمت رحیمیه با عبد بودن شامل حال ما می شود. در مورد روزه همین بس که انسان را شبیه فرشته می کند. «کفی فی فضل الصوم أن یکون الصائم شبیهاً بالملک» غذای فرشتگان ذکر خداوند است. ما در ماه رمضان قرآن می خوانیم؛ از غذای مادی خارج شده ایم. ما دهان جسمانی را بستیم. چه زیبا بزرگان ما ذکر کرده اند:

این دهان بستی دهانی باز شد

 

 

ربوبیت 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: کلمه ربّ که در آیات قرآن بسیار آمده است؛ و در شب های جمعه و یا شب های ماه مبارک رمضان، بسیار می خوانیم «یا ربّ یا ربّ یا ربّ» یا در دعای ابوحمزه ثمالی در انتهای این دعا می خوانیم که امام سجاد علیه السلام از بس این ذکر را تکرار می کرد، نفس قطع می شد.

 

وی افزود: این صفت خداوند به چه معنا است؛ ربّ در لغت، به کسی می گویند که به اصلاح کسی و یا چیزی می پردازد و به مراقبت از کسی یا چیزی اقدام می کند و همیشه همراه اوست. در کتب لغت می گویند: «رب هر چیزی کسی است که او را پرورش می دهد و از نقصان به کمال می رساند.» به عنوان مثال، اگر به خانم خانه دار، یک پوست هندوانه بدهید، همین پوستی که ناقص است و همه آن را دور می ریزند، او آن را به کمال خود می رساند؛ یا به عنوان مثال، یک مربی فوتبال همراه یک بازیکن است تا آن بازیکن را به کمال خودش برساند.

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: ربوبیت صفتی است که ما را از نقصان به کمال می رساند؛ هر چیزی در این عالم شخصیت ثابتی دارد. هر چیزی، خودش است؛ میز، میز است و آجر، آجر است؛ ماشین هم ماشین است؛ حتی حیوانات هم خودش هستند و چیز دیگر نیستند؛ بلکه شخصیت ثابت دارند، الا «آدم» که شخصیت ثابت ندارد. آدم تنها موجودی در این عالم است که ممکن است درّنده باشد و مانند گرگ بدرّد؛ ممکن است که شیطان باشد؛ ممکن است مانند گوسفندی بهیمه باشد و ممکن است فرشته باشد. انسان می تواند شخصیتی گرگ صفت داشته باشد. از این رو محتشم کاشانی می سراید:

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا

از این رو است که مولانا می سراید:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گرگ و دیوی که درون من است را خداست که می تواند فرشته کند. مولانا می سراید:

اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم

و گر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیم

تو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاخت

هزار بارت از آن شهد در دهان کردیم

اگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلند

بر این درخت سعادت که آشیان کردیم

بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم

بیا به بزم که شمشیر در میان کردیم

هزار ذره از این قطب آفتابی یافت

بسا قراضه قلبی که ماش کان کردیم

بسا یخی بفسرده کز آفتاب کرم

فسردگیش ببردیم و خوش روان کردیم

گر آب روح مکدر شد اندر این گرداب

ز سیل‌ها و مددهاش خوش عنان کردیم

چرا شکفته نباشی چو برگ می لرزی

چه ناامیدی از ما که را زیان کردیم

 

استاد خواجوی خاطرنشان کرد: خداوند ربّ هر شیء در این عالم است؛ «هو ربّ کل شیء» همه چیز را به نحو احسن پرورش داده است؛ زمین و فصل ها را او پرورش داده است. آن چیزی که برای من مهم است تا در شب های ماه رمضان صدا می زنیم: «یا ربّ یا ربّ یا ربّ» یعنی می گوییم خدایا به من عنایت کن تا دیو و شیطان درون من فرشته صفت بشود. این اندیشه است که انسان است؛

ای برادر تو همه اندیشه ای

ما بقی خود استخوان و ریشه ای

این اندیشه است که موجب می شود دست به هتک حرمت رضوی بزند و به قتل سه روحانی مجاهد اقدام نماید. این اندیشه او درنده خویی بوده است؛ حقیقتا شخصیت او آدم نیست. حقیقتا درّنده است. حقیقتا گرگ است. چنانچه برادران یوسف چنین بودند.

 

وی افزود: وقتی در شب های ماه رمضان دست بلند می کنیم و «یا رب» می گوییم، اسمی که بعد از اسم الله است، و نزدیک به 900 بار در قرآن تکرار شده است؛ می خواهیم خدایا ما را پرورش بده. خدایا تو همان هستی که خاکی را پرورش می دهی و آن را به گل تبدیل می کنی.

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

این خاک، وقتی که پرورش بیابد، به گل تبدیل می شود و «گلگشت» می شود. شما یک گل شمعدانی را در گلدان ببینید، بعد از مدتی می بینید که مقدار خاک کم شده است؛ این خاک، تبدیل به گل شده است.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

خدایی که نظر به خاک مرده می کند و این خاک ناقص را پرورش می دهد و به کمال می رساند، آیا می تواند به من هم نگاه کند؟

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟

این گوشه چشم نگاه کردن، سبب می شود که انسان از نقصان به کمال بیاید. این حال ربوبیت خداوند است که اینگونه کیمیاگری می کند.

هم دعا از تو اجابت هم ز تو

ایمنی از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن

مصلحی تو ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی

گرچه جوی خون بود نیلش کنی

این چنین میناگریها کار تست

این چنین اکسیرها اسرار تست

آب را و خاک را بر هم زدی

ز آب و گل نقش تن آدم زدی

تویی که از آب و گِل اشرف مخلوقات را به وجود آوردی، خدایا تو این خاک را زنده کردی و من اکنون حرف می زنم و با تو راز و نیاز می کنم، تو را به ربوبیتت قسم می دهم که در این شب های ماه رمضان، چنین نگاه ربوبی به من کن که از نقص به کمال برسم و از دیو و گرگی که در من است، تبدیل به فرشته بشوم؛ چه اینکه تویی که می توانی من را فرشته کنی

/270/260/20/

ي, 01/28/1401 - 12:42