به مناسبت بیست و نهم بهمن و سالروز قهرمانی های مردم قهرمان تبریز در سال 1356 و کشتار مردم آن دیار به دست دژخیمان شاهنشاهی، استاد توکل اکبرنژاد از اساتید حوزه علمیه قم و از شاهدان عینی آن حادثه عظیم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به شرح مختصری از آن روز پراخت.
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه نساء می خوانیم: «الَّذينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ في سَبيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفا» آنان كه ايمان آورده اند در راه خدا مى جنگند و كسانى كه كافر شده اند در راه طاغوت مى جنگند. پس شما با ياران شيطان بجنگيد، كه يقيناً نيرنگ و توطئه شيطان [در برابر اراده خدا و پايدارى شما] سست و بى پايه است. (النساء: 76)
وی در ادامه بیان کرد: وقتی انسان اسلام را پذیرفت، باید مو به مو به دستورات اسلام عمل کند؛ دین اسلام، دینی اجتماعی است و تنها برای امور انفرادی نیست.
استاد توکل اکبرنژاد خاطرنشان کرد: خداوند متعال امام راحل رضوان الله تعالی علیه را رحمت کند. بعد از آنی که جریان قم و 19 دی پیش آمد، اعلامیه ای صادر شد، و 9 تن از علمای بزرگ تبریز مانند آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله سید حسن انگجی، آیت الله عبدالحسین غروی، آیت الله میرزا کاظم دینوری، آیت الله قزلجی و امثالهم پای این اعلامیه را امضا کردند تا مردم برای ارج نهادن به خون مقدس شهدایی که در شهر مقدس قم به خاطر اسلام و قرآن قیام کردند و به شهادت رسیدند، مجلسی برگزار گردد و در صورت امکان، ظلم های این شاه دست نشانده بازگو شود. در اعلامیه آمده بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
من المؤمنین رجال صدقوا ما عادوا الله علیه و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
بمناسبت چهلمین روز حادثه خونین و شهادت عده ای از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم و اهالی، به منظور ابراز انزجار و اظهار تنفر از اعمال وحشیانه دشمنان دین و انسانیت، و حمایت از حوزه مقدسه قم و پشتیبانی از مراجع عظام، روز شنبه دهم ربیع الاول 98، مطابق 29/11/56 از طرف روحانیّت اعلان سوگ عمومی می شود. و به همین مناسبت، از ساعت 10 الی 12 صبح هان روز در مسجد حاجی میرزا یوسف واقع در سر بازار، اول خیابان فردوسی مجلس سوگواری برقرار می باشد.
امید است اهالی محترم متدین و آگاه تبریز با تعطیل خیابان ها و بازار، با شرکت در این مجلس روح شهدای 19 دی را شاد و به ساحت مقدس حضرت ولی عصر تسیت عرض خواهند نمود
جامعه روحانیون تبریز»
وی افزود: در سال 29 بهمن 1357، قرار بود تا جلسه ای در مسجد قزلّی برگزار بشود؛ در اوایل صبح مردم در مسجد و بیرون مسجد جمع شدند؛ مردم تکلیف خودشان را نمی دانستند که چه خواهد بود؛ بعضی نگرانی ها در میان بود. وقتی شهربانی باخبر شد، رئیس کلانتری 6، آمد و تذکر داد که این جلسه منعقد نشود و مردم پراکنده بشوند. بعد از دادن تذکر، رفت و بعد از مدتی برگشت و دید که مردم، هنوز هستند و پراکنده نشدند و در مسجد و بیرون مسجد هستند و حضور دارند؛ کلمه ای توهین آمیز به زبان جاری کرد و گفت: «بکشید این در طویله را ببندید!» بعضی از جوان ها بلند شدند و جواب او را دادند؛ در این میان، نیروهای شهربانی آماده شدند؛ که قهرا در بین آنها ساواک هم حضور داشتند و شناسایی می کردند؛ رئیس کلانتری 6 تبریز در این موقعیت تیراندازی کرد به یک نفر به نام «محمد تجلّایی» و او را به شهادت رساند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مردم که هیجان زده شدند، این شهید را به دست گرفتند و بر علیه شاه شعار دادند و «درود بر خمینی» گفتد و به خیابان ها سرازیر شدند. شهربانی نتوانست جلوی آنها را بگیرد. بعضی از سینماهایی که وضع بدی داشتند، مردم آتش زدند. برخی میخانه ها را آتش زدند؛ یک بانک صادرات بود که برای بهائی ها بود، مردم آنجا را به آتش کشیدند. برخی از فروشگاه های دولتی را آتش زدند؛ «مردم بر شاه» و «درود بر خمینی» می گفتند.
وی افزود: آنچه من دیدم تا تقریبا حوالی ظهر، خیابان ها در اختیار مردم بود و کسی جلودار مردم نبود. ما در جلوی دانشگاه تبریز، دیدیم که افرادی تبلیغ می کردند و می گفتند: شاه خائن و ملعون، برادران دینی ما را در قم به شهادت رساندند؛ بیایید تا علیه این شاه خائن تظاهرات و راهپیمایی کنیم و خون شهدا را ارج بنهیم. این مسائل در جریان بود. مردم به مدارس هم وارد می شدند و اگر پرچمی می دیدند، آن را به پایین می کشیدند.
استاد اکبرنژاد خاطرنشان کرد: متأسفانه در آن زمان ما گرفتار بودیم. اکثر مردم مقلد شریعتمداری بودند و از چهره حقیقی او اطلاع نداشتند. من خودم حدود چهار سال قبل از آن ماجرا، به سختی و با چه مصیبتی، به یک نواری دسترسی پپیدا کردم که صوت شریعتمداری را با کیفیت بدی ضبط کرده بود و من به سختی توانستم بفهمم که چه می گوید. از اول تا آخر نوار را گوش دادم؛ یک کلمه هم علیه شاه صحبت نمی کرد. فقط حرف های معمولی را و بی خطر را بیان می کرد؛ گویی که اصلا شاه نبود، جنایتی نکرده بود، ناخن نمی کشیدند، ساواک نبود. کسانی که نهج البلاغه را به درستی تفسیر می گفتند، را می گرفتند؛ بالاتر از آن، خانواده اش را می گرفتند و چادرش را از سرش پایین می کشیدند و آزار و اذیت می کردند. مثل اینکه از آنها خبری نبود. ما هم جوان بودیم و اطلاعات کافی نداشتیم؛ ما هم تابع آنها بودیم و فکر می کردیم کلام ایشان است که درست است.
وی اضافه نمود: ما هم بودیم؛ خدا برادر شهیدم شهید قنبر اکبرنژاد را رحمت کند؛ او هم بود. وقتی که تیراندازی شروع شد، شاید 6 نفر، شاید 9 نفر، شاید ده ها نفر شهید شدند. در آمار اختلاف است که چند نفر شهید شدند؛ حتی برخی آمارها تا صدها نفر را آمار داده اند که شهید شدند. تا حوالی ظهر مردم بر خیابان ها مسلط بودند. بعد از ظهر، به دستور استاندار به نام «آزموده » تانک را به خیابان ها آوردند و ماشین های پر از سربازهایی را آوردند که مسلما از تبریز نبودند و از شهرستان های دیگر آورده بودند؛ بعد از ظهر بود که مردم را به گلوله بستند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در بیمارستان پهلوی سابق (بیمارستان امام کنونی)، 125 نفر مجروح در آن بیمارستان بردند. البته معمولا مجروح ها را می ترسیدند که به بیمارستان ببرند و اکثرا نتوانستند به بیمارستان ها ببرند؛ از یک طرف کیفییت درمانشان هم بالا نبود؛ چون تعداد مجروحین بالا بود؛ از طرفی خطر دستگیری هم وجود داشت؛ از این رو شرایط سختی شده بود.
استاد توکل اکبرنژاد خاطرنشان کرد: امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، چند روز بعد از واقعه 29 بهمن، در 9 اسفند، برای مردم آذربایجان و تبریز اعلامیه صادر کردند و مردم را مورد نوازش قرار دادند.
«بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز! درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر جزافه گویی های او کشیدند! زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز، که با نهضت عظیم خود مشت محکم بر دهان یاوه گویانی زدند که با بوق های تبلیغاتی انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد درصد مخالف است «انقلاب سفید شاه و ملت» می نامند و این نوکر اجانب و خودباختۀ مستعمِرین را نجات دهندۀ کشور می شمارند.
مردَکی نجات دهندۀ کشور است که مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب نموده، و آن پول ناچیز را که می گیرد تقدیم می کند و در مقابل، آهن پاره هایی می گیرد که هیچ دردی از ملت دوا نمی کند! آن شخصی نجات دهنده است که با مصونیت دادن اتباع اجانب، کشور را از حیثیت ساقط و به شکل مستعمرۀ عقب افتاده درآورده است! مردَکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حقگویی و انتقاد نمی دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده! شاهی عدالت گستر است که در هر چند گاهی، با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند!
من نمی دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم؛ با چه بیان این قتل عام های پی درپی را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم، ولی از بوق های تبلیغاتی معلوم می شود که جنایت ها بیش از تصور ما است. با این وصف، شاه افراد پلیس را که به قتل عام به دلخواه او دست نزده اند به محاکمه می خواهد بکشد. خاطرۀ بسیار أسف انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعۀ بسیار ناگوار تبریز پیش آمد که هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند.
من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت برای کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگی و خودسری سلاطین جور بپا خاستید و فداکاری کردید. استبداد محمدرضا خان پهلوی و پدر روسیاهش روی سلاطین مستبد را سفید کرد. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاکی و قتل عام پی در پی را که به دست این یاغی سفاک انجام می گیرد. تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی دین معرفی کنند؛ از مجلسی که دست نشاندۀ شاه است، بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواری های شاه، مشتی سازمانی را با کارگران مجبور با سرنیزه، در گوشه و کنار کشور به راه انداخته تا با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت تظاهرات به راه انداختن، می خواهند لکه های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند؛ غافل از آنکه با آب زمزم و کوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنج های ملت و ستمکاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتی منتشر خواهد کرد.
من الآن که مشغول نوشتن این غمنامه هستم، نمی دانم که به برادران عزیز تبریزی ما چه می گذرد. آیا شاه به جنایات خود ـ ولو موقتاً ـ خاتمه داده است یا نه؟ آیا می خواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سرکوبی کند که نفس ها قطع شود؟ لکن باید بداند که دیر شده؛ ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی نشیند تا جنایتکاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاک بگیرد.
با خواست خداوند قهار، اکنون در تمام کشور صداهای ضد شاهی و ضد رژیمی بلند است، و بلندتر خواهد شد؛ و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند، برای انتقام از این ضحاک زمان، به اهتزاز خواهد درآمد؛ و ملت اسلام ـ یکدل و یک جهت ـ به پاس از مکتب حیات بخش قرآن، آثار این رژیم ضد اسلامی و مروّج زرتشتی را محو خواهد کرد. اَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ؟!
اهالی معظم و عزیز آذربایجان ـ ایّدهم الله تعالی ـ بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند؛ شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مُقدم از همه قم مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق ـ سلام الله علیه ـ و تهران بزرگ با آنها هم صدا و هم مقصد، و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریک شمایند. امروز شعارها در کوچه و برزن هر شهر و هر ده، «مرگ بر شاه» است و هرچه عمال کثیف کوشش می کنند که جنایات را از مرکز اصلی که شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه کنند، کسی نیست که باور کند.
عجب آنکه از قرار مسموع هیأتی از دستگاه به آذربایجان آمده است که بی خبری شاه را از این جنایات اعلام کند و آن کس که احتمال آن را بدهد، کیست جز سازمانی ها و اعضای مجلسین که آنها هم احتمال نمی دهند و تظاهر به خلاف می کنند.
از خداوند تعالی اصلاح امور مسلمین و رفع شرّ اشرار و محو آثار این دودمان را خواهانم. والسلام علیکم و رحمة الله .
روح الله الموسوی الخمینی، 19 ربیع الاول 98»
استاد توکل اکبرنژاد خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری دامت برکاته در سفری که در سال 72 در سفری که به دیار آذربایجان و تبریز داشتند، تأکید کردند: «بعد از قم، اولین ضربه را مردم آذربایجان بر پیکر شاه ملعون وارد کردند.»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ما در آن صحنه ها بودیم و ماه ها بعد هم این جریان و مبارزه در تبریز و جای جای ایران ادامه یافت. چند روز قبل از فرار شاه، در 15 دی 1356 من را دستگیر کردند.؛ چند نفر با چوب های کلفت، به جان ما افتادند و دوستم را که نحیف بود، بیشتر می زدند. برایشان فرقی نمی کرد که آیا شکست، آیا از دنیا رفت! تنها می زدند.
وی افزود: خوب است که طلبه ها قدر این انقلاب را بدانند و تاریخ را بخوانند؛ ما بودیم و دیدیم که شاه چه می کرد؛ ما از جنایت های خان ها خبر داریم؛ آنها که هر دختری که ازدواج می کرد، یک شب را باید در نزد خان می رفت. ما از وضع جاده های آن زمان خبر داریم. از یخچال هایی که با نفت کار می کردند؛ از گرانی ها، از تحقیرهایی که توسط سربازان دون امریکایی نسبت به ملت ایران و درجه داران ارتش ایران صورت می گرفت. جوان ها تاریخ را بخوانند تا ببینند ساواک چگونه شکنجه می کرد؛ ناخن ها می کشیدند و دندان ها را می کشیدند و با کابل می زدند و کارهایی می کردند که از درک خارج است.
استاد توکل اکبرنژاد خاطرنشان کرد: جوان ها قدر انقلاب را بدانند؛ جوان ها قدر انقلاب را بدانند؛ به شایعه ها و حرف هایی که دل را خالی می کند، توجه نکنند؛ قدر این انقلاب و علماای اعلام و مراجع عظام را بدانند؛ در طول این چهل و سه سال، یادم نمی آید که حتی یک نماز جمعه را ترک کرده باشم. یک جمله می گویم و آن اینکه: «اگر هر روز هم جانمان را برای این انقلاب تقدیم کنیم، ارزش دارد و جا دارد.»
/270/260/20/