استاد سعید بروجردی مطرح کرد؛

بخشی از زندگانی آیت الله العظمی نجفی بروجردی

استاد سعید بروجردی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان سیره آیت الله شیخ علی محمد بروجردی نجفی (مرحوم نجفی) پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بنده، سعید بروجردی، نوه پسری مرحوم آیت الله العظمی شیخ علی محمد بروجردی نجفی هستم که مشهور به «نجفی» بودند؛ یعنی فرزند «آ شیخ عبدالله» که فرزند ارشد آن مرحوم هستند.

 

وی افزود: پدر بزرگوار ایشان، مرحوم آ شیخ محمد ابراهیم از افرادی بودند که در محله خودشان، نایین و بروجرد خیلی مورد وثوق بودند. کراماتی هم از ایشان نقل شده است؛ از جمله اینکه پیش بینی ایشان بود. ایشان با وجود اینکه در بروجرد زندگی می کردند، اما پیش بینی کردند که در قبرستان آن شهر دفن نشوند. می فرمودند: «بعدها این قبرستان خراب خواهد شد»  وصیت کرده بودند که در نایین دفن بشوند و الآن هم قبرشان در نایین است.

 

استاد بروجردی خاطرنشان کرد: آنچه از زندگی آ شیخ علی محمد بروجردی در اختیار داریم، ایشان در 3 سالگی مادرشان و در 7 سالگی پدرشان را از دست می دهند. در 13 سالگی تصمیم می گیرند که به نجف مشرف بشوند. ایشان تحت سرپرستی خواهرشان بودند و خواهرشان به خاطر علاقه شدید به ایشان، راضی نمی شوند؛ تا اینکه در خدمت مرحوم آیت الله غروی، از اساتید عظام، سه استخاره می گیرند. استخاره سوم ایشان آن بود که به نجف مشرف و مشغول به تحصیل علم بشوند.

 

وی اضافه نمود: از زندگی با خواهرشان مطلب خاصی نقل نشده است؛ اما در زمینه زندگی در نجف، نکته ای درس آموز برای ما طلبه ها است؛ پسری که از مادر و پدر، یتیم باشد؛ با این حال برای رفتن به نجف اقدام کنند؛ سفری که 20 شبانه روز به طول می انجامد. وقتی که به نجف می رسند، به عنوان بچه طلبه، خیلی به بازی نمی گرفتند؛ حتی در حالاتشان است مدرسه ای که برای سکونت گرفته بودند، خادم مدرسه اتاقی که به عنوان انباری بود، اسکان داده بودند. ایشان 25 سال جدیت در تحصیل داشتند و متمرکز در امور علمی بودند و سفر به خارج از عراق نداشتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: انگیزه های طلبه های آن زمان، با انگیزه های امروز متفاوت است؛ امروزه تلألؤهای گوناگون برای طلبه ها می درخشد و مناسب دنیایی در میان است؛ اما در آن زمان، طلبگی را عبادت می دانستند؛ آنها آیه نفر را به معنای واقعی واجب کفایی می دانستند و از این رو ناملایمات برای آنها سهل می شد.

 

وی افزود: آن زمان شهریه در کار نبود؛ پول نفت برای روشنایی چراغ هم نبود؛ گاهی از چراغ نور مغازه ها استفاده می کردند؛ در حالاتشان است که هسته های خرما را گوشه اتاق جمع می کردند و زمانی که به عنوان سوخت استفاده کرده بودند، آن را می فروختند؛ اما در عین حال از آن زندگی طلبگی لذت می بردند. علمی را که با سختی به دست آورده بودند، قدردان بودند. البته تأثیر ایشان و امثال ایشان را در نمود خارجی می توانیم ببینیم و اینکه چه تأثیری در اجتماع خودشان داشته اند.

 

استاد بروجردی خاطرنشان کرد: علم، بذاته ارزشمند است؛ آنها به این باور رسیده اند که «فلو لا نفر من کلّ فرقة منهم طائفة لیتفقّهوا فی الدین ...» تفقه در دین بما هو تفقّه برایشان موضوعیت داشت. حتی امثال ایشان که در وادی عرفان هم وارد شدند، آنچه که در ابتدای کار برایشان مهم بود، فقاهت بود؛ بعد از فقاهت بود که مسائل دیگر را در نظر می گرفتند.

 

وی اضافه نمود: طلبه پروری از برنامه های اساتید بود. کسی که برای درس می رفت، از اهدافش این بود که طلبه بپروراند. فقط این نبود که گلیم خود را از آب بیرون بکشد. وقتی این حالات را در زندگی علما می بیند، نوعا این بوده است، یعنی علم را تنها به عنوان ابزار در نظر نمی گرفتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اغلب طلبه های آن زمان برای ادامه تحصیل حوزوی به نجف می رفتند؛ با اینکه نجف از لحاظ آب و هوایی بسیار نامناسب بود و در بعضی از ایام سال بسیار گرم بوده است. رفتن به نجف، امری ظاهری و امری باطنی دارد؛ مسقط الرأس ایشان در نایین، یکی از خوش آب و هواترین مناطق است؛ آبی خوش گوار و مناظری زیبا داشته است؛ اما نجف، واقعا کویر است؛ زیرزمین های آن زمان، عقرب داشته است؛ و زندگی سختی باید می گذراندند و امکانات خاصی هم نداشتند.

 

وی افزود: ظاهر قضیه آن بود که حوزه نجف از شکوفایی خاصی برخوردار بود و این امر شاید به واسطه انگیزه های خاصی بود که علما داشتند؛ نیت های صاف و خالص آنها سبب رشد و نموّ طلبه ها می شد.

 

استاد سعید بروجردی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از مسائل، که جنبه باطنی آن است، همجواری با مولای متقیان و موحّدان و صالحان و پاکان، امیر مؤمنان علی علیه السلام صلوات الله علیه بوده است. حضرت برای طلبه ها موضوعیت داشته است.

 

وی اضافه نمود: در حالات آیت الله العظمی نجفی بروجردی بیان شده است که در زمان بازگشت به بروجرد، 63 ساله بودند. داعی ظاهری شان ناراحتی به واسطه کسالتی بود که در نجف پیدا کرده بودند و دیگر نتوانستند در نجف بمانند. برای معالجه به بروجرد آمدند؛ بعد از آن مورد اقبال مردم واقع شدند و بعد از آن، محلّ مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بود و ... ایشان بنا شد که ماندگار بشوند؛ اما بارها از اینکه نمی توانستند در نجف باشند، اظهار تأسف می کردند؛ با اینکه نجف، به طور عادی، از نظر ظاهری و جغرافیایی قابل قیاس با مناطق خوش آب و هوای ایران نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حتما این بود که لذت علم، احساس تکلیف و وظیفه و حفظ دین برای ایشان مهم بود. آقازاده شان مرحوم شهید آقا مرتضی برای من در یکی از نامه هایشان نوشته بودند: «ما یکی از اولویت هایمان حفظ حوزه نجف است» این امر به خاطر آن است که آنجا نماد تشیع است.

 

وی افزود: خوب است که به اساتید بزرگوار آیت الله العظمی نجفی بروجردی نیز اشاره بشود؛ یکی از دو استاد شاخص ایشان، مرحوم آیت الله العظمی نایینی و دیگری مرحوم آیت الله العظمی کمپانی اعلی الله مقامهما الشریف بوده است. بزرگانی که در طراز اعلای علم در عصر خود بوده اند. این دو بزرگوار «کالشمس فی رائحة النهار» بوده اند. هر دو صاحب رساله و به معنای واقعی کلمه «آیت الله العظمی» و تأثیرگزار بوده اند. عمده استفاده ایشان هم از از نظر فقهی و اصولی از این دو بزرگوار بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از نظر استاد عرفان ایشان باید نامِ بلند مرحوم «آ سید علی آقا قاضی» اشاره نمود. البته در اینکه از چه سالی به محضر ایشان رسیدند و علتش چه بوده است و شروعش چگونه بوده است، باید صحبت بشود؛ اما باید اشاره کرد که ایشان در کنار علم، دغدغه اخلاق را هم داشته اند. البته در فقه، اخلاق هم هست؛ اما ایشان برای تقویت آن جنبه، به شاگردی آ سید علی آقا قاضی در آمده اند و جزو شاگردان طبقه اول آن مرد بزرگ هم بوده اند.

 

 وی در ادامه بیان کرد: مطالبی که عرض می کنم، منقول از ابوی است؛ چرا که زمان ارتحال ایشان، تنها 15 داشته ام؛ آنچه از ایشان نقل می شود، تا قبل از ارتباط با آسید علی آقا قاضی، خیلی بحّاث بوده اند؛ وقتی فرع فقهی مطرح می شد، ایشان از افرادی بودند که شاید حرف آخر را ایشان می زدند.

 

وی افزود: ایشان از هم بحث های مرحوم آیت الله العظمی خویی و مرحوم آیت الله العظمی میلانی اعلی الله مقامها الشریف بودند. هر سه بزرگوار با هم رشد و نموّ علمی داشته اند. و این قضیه مربوط به قبل از ارتباط با مرحوم آ سید علی آقا قاضی بوده است.

 

استاد سعید بروجردی خاطرنشان کرد: برخی از بزرگان همانند دکتر احمد احمدی که از شاگردان ایشان بودند، می گفتند: یکی از خصوصیات ایشان خوش بیانی بوده است. یکی دیگر از ویژگی های ایشان فهم خوب مطالب علمی بوده است؛ ایشان مقرر بعد از درس مرحوم نائینی بوده است.

 گاهی مرحوم آیت الله العظمی نایینی شوخی می کردند وقتی که می خواستند بالای منبر بروند، ایشان را دیدند، به شوخی گفتند: «فلانی دکانی در مقابل دکان ما باز کردی؛ مشتری تو بیشتر از مشتری ما است.»

 

وی افزود: مرحوم آیت الله محسنی ملایری از علمایی بود که مورد شناخت مردم منطقه بودند؛ بنده که در سال 1359 بنده وارد حوزه علمیه قم شدم، زیاد به محضر ایشان شرفیاب می شدم؛ ایشان هم که اهل معنا بوده اند و حالات خوب اخلاقی داشته اند.

به مناسبت ایشان که بنده نوه مرحوم آیت الله العظمی نجفی بروجردی هستم، ایشان، مکرر و به نقل از آیت الله العظمی خویی بیان می کردند که ما سه نفر، (میلانی، بروجردی و خویی) با هم بودیم و ایشان در بحث از ما قوی تر بود. (العهدة علی الراوی)  این کلام حکایت از جایگاه علمی ایشان دارد؛ پشتکار ایشان هم که مشخص بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بعد از ارتحال مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه الشریف در سال 1340 شمسی، عده ای از خواص تشخیص می دهند که ایشان می توانند جایگاه آن مرحوم را در حوزه قم پر بکنند. یکی از آن خواصّ، داماد آن مرحوم، آ سید محمد حسین علوی بوده است که مصرّ بودند ایشان در قم بمانند.

ماجرای جالبی هم دارد؛ چند بار استخاره می گیرند؛ در یکی از این استخارات، سوره مبارکه یوسف، و آیه مربوط به مقام عزیزی مصر برای حضرت یوسف آمد؛ به ایشان گفتند: الحمد لله که آیه خوبی آمد و راهگشا بود؛ عزیزی مصر نصیبتان شد و آینده خوبی دارید.

ایشان با یک لبخند ملیحی گفتند: بله! اماالبته من طاقت تهمت و چاه و زندان را ندارم.

 

استاد بروجردی خاطرنشان کرد: ایشان اینگونه تشخیص داده بودند که در شهر کوچکتری مانند بروجرد، بهتر می توانند تأثیرگزار باشند. چون مردم آنچنان توانایی تشخیص در مورد جایگاه علمی طرف را ندارند، بیشتر سلوک آن فرد است که برایشان مهم است. آنچه که باعث تقویت دین مردم می شود، حلم و اخلاقشان آقایان است، نه علمشان. اگر در بین مردم هم بگردید، آنچه بیشتر در اذهان مردم باقی مانده است، مردم داری و اخلاق، عفو و اغماض ایشان است. گرچه استدلال های علمی ایشان هم در سر جایشان محفوظ است.

 

وی افزود: یکی از صفات ایشان عدم میلشان به تألیف کتاب بود؛ ایشان اصلا میلی نداشتند که چیزی از خود باقی بگذارند. تنها یک کتاب الخمس در نوشته های ایشان پیدا شد که عموی بزرگوامان حجت الاسلام حاج آقا مجتبی متصدی چاپ آن شدند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به کرّات نقل قول هایی از علامه طباطبایی اعلی الله مقامه الشریف نسبت به آیت الله نجفی بروجردی داشته ایم. البته ظواهر حکم می کند و اقتضائات سنّ هم بوده است که آیت الله العظمی بهجت و هم آیت الله العظمی علامه اعلی الله مقامها الشریف، هر دو بزرگوار مدتی شاگردی ایشان را داشته اند.

 

وی افزود: مرحوم علامه زیاد از ایشان نقل می کنند. آقای بزرگواری نقل می کرد که مرحوم علامه به مناسبتی فرموده بودند تا وقتی ایشان در بروجرد است، بلا از آن منطقه و حومه آن دور می شود.  از مرحوم آیت الله العظمی بهجت هم چنین مطلبی نقل شده است؛ چه اینکه در چند سال قبل در این منطقه بروجرد زلزله شدیدی در حدّ 6 ریشتر آمده بود؛ خوشبختانه خسارات جزئی به بار آورد؛ از آقا بهجت نقل شد که تا وقتی مرقد حاج شیخ در اینجا است، خطری متوجه بروجرد نیست.

 

 

استاد سعید بروجردی خاطرنشان کرد: ایشان از شاگردان آن مرد بزرگ، آ سید علی آقا قاضی بوده اند؛ نوع شاگردان آن بزرگمرد، در حدّ اجتهاد بوده اند. اصولا از شرایط پذیرش شاگردی ایشان اجتهاد و فقاهت بوده است. انسان می بیند که هر کدام از شاگردان آ سید علی آقا قاضی در مناطق خود، از بزرگان بوده اند؛ علت هم این است که شاید زیربنای قوی از نظر فقاهت و ارتباط با مکتب داشته اند. فونداسیون قوی بود و بعد از آن بوده است که پیشرفتشان در پذیرش کلام آقا قاضی بیشتر بود.

/270/260/20/

 

 

د, 08/24/1400 - 16:21