به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد مصطفی قناعتگر طی یادداشتی با موضوع بایدها نظریه تقیه بیان داشت: یکی از راههای حلّ تعارضِ روایات، نظریۀ تقیه است. برای حدیثپژوهان روشن است که برخی از روایات، بر اساس تقیه صادر شده و امامان نمیتوانستند در شرایط همزیستی با اهل سنت و سیطرۀ حاکمان اموی و عباسی هر حرفی را بزنند. گاهی به مصالحی، نظری خلاف نظر خود را بیان میکردند و شنوندگان تصور میکردند همین نظر امام است؛ حال آنکه امام تقیه کرده و نظر اهل سنت را مطرح کرده و خود به آن معتقد نبوده است.
حال اگر دو روایت یا دو دسته روایت داشته باشیم که با یکدیگر ناسازگار هستند (به نحو تعارض مستقر)، محتمل است که یک طرف از روی تقیه و موافق اهلتسنن صادر شده و طرف دیگر قولِ مورد تایید امام باشد.
پوشیده نیست که به محض دیدن تعارض، نباید شتاب کرد و پای تقیه را وسط کشید. امام از چه کسی، چه گروهی یا چه جریان فقهی تقیه کرده است؟ آیا اثبات شده در آن برهه از حیات امام، چنین نظریهای میان سنّیان مطرح بوده؟ اگر چنین نظریهای مطرح بوده، آیا اثبات شده که امام مجبور شده برای رعایت تقیه نظر خویش را کتمان کند و آن نظر مخالف را به پرسشگران و مخاطبان عرضه کند؟ پس از گذر از این مراحل میتوان گفت که دستهٔ «الف» نظر واقعی امام نیست و تقیهای است و دستۀ «ب» که مخالف تقیه است، نظر واقعی امام است.
نتیجه میگیریم که برای اثبات تقیه، باید به تاریخ فقه اهلسنت در مساله مورد نظر احاطه داشته باشیم. صرف یک احتمالِ بدون شاهد و قرینه نمیتواند راه حل تقیه را موجّه سازد.
برای نمونه، دستهای از روایات بیان کردهاند که از میان انواع گوناگون حیوانات، حالات گوناگون حیوانات و اعضای حیوانات، خوردن آن چهار چیزی که در قرآن آمده تحریم شده (انعام، ۱۴۵) و سایر حیوانات را در هر حالتی و هر عضوی از آنها را میتوان خورد. اما دستهای از روایات، از خوردن بسیاری از خوراکیهای حوزۀ حیوانی نهی کردهاند. برخی از محدثان و فقیهان از آنجا که بنابر دلایلی نمیتوانستند دستۀ اول (روایات تحلیلی) را بپذیرند، گفتهاند که بهترین راه حل برای این تعارض این است که بگوییم دستۀ دوم (روایات تحریمی) نظر واقعی امامان است و روایات تحلیلی از روی تقیه صادر شده (برای نمونه: بحارالانوار، ج۶۲، ص۱۸۱؛ جواهرالکلام، ج۳۶، ص۲۹۶).
اما پس از بررسیِ تاریخ فقه اهلسنت، میبینیم که ایشان از دیرباز در احادیث و فتاوای خود، خوردن بسیاری از حیوانات را حرام دانستهاند. اهلسنت با مذاهب مختلفشان، تحریم بسیاری از حیوانات را فراتر از آن چهار مورد قرآنی قائل بوده و هستند. در نتیجه نه تنها احادیثِ تحلیلیِ شیعی موافق نظر سنّیان نیست بلکه مخالف نظر آنان است و اگر بخواهیم یک دسته از دو دسته روایت متعارض را به توجیه تقیه کنار بگذاریم، باید دستۀ تحریمی را کنار بگذاریم. بخصوص اینکه روایات تحلیلی، با قرآن همنوا هستند و از امتیاز موافقت با قرآن که یکی از مرجّحات دیگر است برخوردارند.
———————
ملاحظات:
۱. هدفِ این نوشتار، شناسایی فقهی حیوانات حرامگوشت و حلالگوشت نیست که مجالی دیگر میطلبد. هدف، بررسی یک بخش از این شناسایی است.
۲. شیخ طوسی شاید اولین عالم شیعی است که نظریۀ تقیه را با هدف رفع تعارض روایات به شکل گسترده و بیحساب مطرح کرد. صدها سال بعد نیز این رویه شیخ ادامه داشت و مثلا در وسائلالشیعه نیز پربسامد است.
/260/12/