به مناسبت فرا رسیدن سالروز میلاد پرنور و سرور رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، استاد محمد مهدی بحرینی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پراخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: به نظرم رسید یکی از ابعاد تربیتی و رفتاری امام صادق علیه السلام مورد توجه قرار بگیرد؛ البته موضوع مورد بحث، اختصاص به امام صادق علیه السلام ندارد؛ اما با توجه به ویژگی ها و شرایط اجتماعی زمانه امام صادق علیه السلام، تبلور بیشتری پیدا کرد. آنچه که شاید در جامعه امروزی ما نیز کمرنگ شده است و جامعه امروزی ما به دلایلی شاید ترجیح می دهد که آن را دنبال نکند، مسأله «تعصب بر حقّ» است.
وی افزود: اگر سه مرحله «دانش بر حقّ»، «معرفت بر حق» و «تعصب بر حق» بر حق را در نظر بگیریم، می بینیم که «تعصب» مرحله ای بالاتر از معرفت و دانش است. در لسان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هم مورد توجه قرار گرفته است که انسان مؤمن اگر بتواند تعصب بر حق پیدا بکند، به یکی از مراتب بالای کمال دست پیدا کرده است.
استاد بحرینی در ادامه بیان کرد: وجود مقدس امام صادق علیه السلام را به عنوان شخصیت عالم پرور می شناسیم و حضرت را محور انتشار معارف دین و مکتب حقّه اهل بیت علیهم السلام می دانیم؛
وی اضافه نمود: در روایات ما جایگاه عالم در جامعه به دو شکل معرفی شده است که قابل توجه است. در بعضی از روایات امام علیه السلام می فرماید: عالم، افضل از ده ها و هزارها عابد است؛ وقتی از حضرت علت این برتری را جویا می شوند، حضرت علیه السلام می فرماید: به این علت است که عالم تنها توجه به خودش ندارد؛ بلکه توجه به دیگران هم دارد؛ برعکس عابد که آخرین مرحله تلاشش این است که عابد تنها خودش را نجات داده است. به قول سعدی، جایگاه عالم، جایگاه نجات غریق است؛ یعنی هم نجات خودش قطعی است و هم این توان را دارد که دیگران را هم نجات بدهد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کردد: اما در اینجا نکته ای باید گفته شود؛ جایگاه نجات عالم، دو شکل دارد؛ یک جایگاه نجات عالم، آن است که عالم، سنگر مؤمنین می شود. در روایت است عالم، کاری که می کند آن است که شیطان را از حریم ایمان دور نگاه می دارد.؛ یعنی هر جا که مؤمنین دچار شیطان انسی و جنی می شوند، مؤمنین به عالم پناه می برند و عالم همانند مرد قدرقدرتی وارد میدان نبرد علمی و فرهنگی می شود و دشمن را شکست می دهد. در این شیوه خود عالم است که محور نجات است.
وی افزود: اما در گونه ای دیگر که مورد توجه روایات قرار گرفته است، عالم بجای اینکه سنگر دفاعی برای مؤمنین و شیعیان باشد، راه نجات را به خود شیعیان یاد می دهد؛ فرمان رهبری در مورد «آتش به اختیار» در همین راستا تعریف می شود. هر مؤمنی توسط علما، خودش را به سنگر معرفتی و دانش دینی برساند؛ اینگونه نباشد که هر کس در هر مسأله ای دچار مشکل بشود، بگوید: «من بلد نیستم؛ برو از عالم بپرس» عالم آن دانش را به مؤمنین انتقال می دهد و خودِ مؤمنین مدافع می شوند؛ نه آنکه دفاع مستقیما به عهده عالم باشد.
استاد بحرینی خاطرنشان کرد: شکل دوم، فضایی متفاوت ازشکل اول دارد. در شکل اول، اگر عالم از دست برود، مؤمنین بی پناه می شوند و پدر از دست می دهند و جامعه شان متلاشی می شود؛ اما در شکل دوم اگر خود مؤمنین نیروی دفاعی بشوند، با از دنیا رفتن عالم، خود مؤمنین توان دفاع را دارند.
وی اضافه نمود: در کتاب شریف منسوب به امام حسن عسگری علیه السلام این روایت از امام رضا علیه السلام آمده است: عالم شیعه، بهترین چیزی که پیش می فرستد، این است که در دنیا دست یکی ازشیعیانی که گرفتار دشمن خدا و پیغمبر شده است، می گیرد و در مقابل آن دشمن خدا نجاتش می دهد. آن شخص را کمک می کند تا از شرّ وساوس و شبهه ها نجات پیدا کند و دانش را انتقال می دهد.
استاد بحرینی خاطرنشان کرد: حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: قیامت، ملائکه از کنار قبر این عالم، تا محلی که در بهشت، خدا برای او قرار داده، صف می بندند و این انسان عالم را روی بال خودشان می برند. روی زمین هم پا نمی گذارد؛ حساب و کتاب هم ندارد؛ بلکه روی بال ملائکه می رود؛ ملائکه در مقام خیر مقدم، وقتی می خواهد وارد بهشت شود، این تعبیر را می کنند که «مرحبا طوباک طوباک یا دافع الکلاب عن الابرار و یا ایها المتعصب للأئمه الاخیار»
«وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا علیهما السلام: أَفْضَلُ مَا يُقَدِّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ مُحِبِّينَا وَ مَوَالِينَا أَمَامَهُ- لِيَوْمِ فَقْرِهِ وَ فَاقَتِهِ، وَ ذُلِّهِ وَ مَسْكَنَتِهِ، أَنْ يُغِيثَ فِي الدُّنْيَا مِسْكِيناً مِنْ مُحِبِّينَا مِنْ يَدِ نَاصِبٍ عَدُوٍّ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ، يَقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ الْمَلَائِكَةُ صُفُوفٌ مِنْ شَفِيرِ قَبْرِهِ إِلَى مَوْضِعِ مَحَلِّهِ مِنْ جِنَانِ اللَّهِ- فَيَحْمِلُونَهُ عَلَى أَجْنِحَتِهِمْ، يَقُولُونَ: مَرْحَباً طُوبَاكَ طُوبَاكَ يَا دَافِعَ الْكِلَابِ عَنِ الْأَبْرَارِ، وَ يَا أَيُّهَا الْمُتَعَصِّبُ لِلْأَئِمَّةِ الْأَخْيَار» (حسن بن على، امام يازدهم عليه السلام، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409 ق؛ ص 350؛ عنه البحار: 7- 226 ضمن ح 143، و عنه في البحار: 2- 11 ح 21، و عن الإحتجاج: 1- 12)
وی افزود: در اینجا به عنوان یک مدال افتخار، بحث تعصب را شاهدیم. عالمی که تعصب دارد؛ یعنی حق را با آن غیرت و حمیت به مؤمنین انتقال می دهد.
استاد محمد مهدی بحرینی خاطرنشان کرد: در روایت دیگر که در مورد تعصب نسبت به دین و حق، است، به این روایت از بحارالانوار، جلد 9، صفحه 333 اشاره می کنیم؛ در بخشی از این روایت نسبتا بلند، می خوانیم، رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سعد بن معاذ را می ستایند و در بخشی از این تعریف، اشاره می کنند که او نسبت به حقّ تعصب داشته است:
«ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: يَا عِبَادَ اللَّهِ هَذَا سَعْدُ بْنُ مُعَاذٍ مِنْ خِيَارِ عِبَادِ اللَّهِ
آثَرَ رِضَا اللَّهِ عَلَى سَخَطِ قَرَابَاتِهِ وَ أَصْهَارِهِ مِنَ الْيَهُودِ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ غَضِبَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم رَسُولِ اللَّهِ وَ لِعَلِيٍّ وَلِيِّ اللَّهِ وَ وَصِيِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم أَنْ يُخَاطَبَا بِمَا لَا يَلِيقُ بِجَلَالَتِهِمَا
فَشَكَرَ اللَّهُ لَهُ لِتَعَصُّبِهِ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله و سلم وَ عَلِيٍّ وَ بَوَّأَهُ فِي الْجَنَّةِ مَنَازِلَ كَرِيمَةً وَ هَيَّأَ لَهُ فِيهَا خَيْرَاتٍ وَاسِعَةً لَا تَأْتِي الْأَلْسُنُ عَلَى وَصْفِهَا وَ لَا الْقُلُوبُ عَلَى تَوَهُّمِهَا وَ الْفِكْرِ فِيهَا وَ لَسَلْكَةٌ مِنْ مَنَادِيلِ مَوَائِدِهِ فِي الْجَنَّةِ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا فِيهَا وَ زِينَتِهَا وَ لُجَيْنِهَا وَ جَوَاهِرِهَا وَ سَائِرِ أَمْوَالِهَا وَ نَعِيمِهَا
فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ فِيهَا رَفِيقَهُ وَ خَلِيطَهُ فَلْيَتَحَمَّلْ غَضَبَ الْأَصْدِقَاءِ وَ الْقَرَابَاتِ وَ لْيُؤْثِرْ لَهُمْ رِضَا اللَّهِ فِي الْغَضَبِ لِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ لْيَغْضَبْ إِذَا رَأَى الْحَقَّ مَتْرُوكاً وَ رَأَى الْبَاطِلَ مَعْمُولًا بِهِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْهُوَيْنَا فِيهِ مَعَ التَّمَكُّنِ وَ الْقُدْرَةِ وَ زَوَالِ التَّقِيَّةِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ لَكُمْ عُذْراً عِنْدَ ذَلِكَ» (تفسير العسكريّ: ص 194- 196، و للحديث ذيل في عقاب تارك الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و غيره.
استاد محمد مهدی بحرینی خاطرنشان کرد: اخلاق اهل بیت علیهم السلام این است که مؤمنین را دعوت کند به تعصب بر حق می کردند؛ متأسفانه واقعیت این است که جامعه ایمانی ما و جامعه طلبه ها کمی با بی خیالی و با آرامش و کم تعصب بر حق کارها را پی می گیرند.
وی افزود: گاه گله می شود که چرا عده از از زنان مؤمنه حجابشان کم رنگ شده است؛ این مطلب درست است؛ اما فراموش کردیم که مردان مؤمن را نباید دید؟! آیا با یک نماز و روزه مردان مؤمن کار تمام است؟ چرا از این امر غافلیم که تعصب لازم روی حقیقت، در میان نیست؟ و نتیجه اش آن است که نسلمان مسیر دیگر را طی می کنند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام علما را دعوت می کند به انتقال معارف دین به خود مؤمنین و تبدیل مؤمنین به مدافعین؛ مدافع هم باید تعصب داشته باشد؛ اگر مدافع تعصب نداشته باشد، طبیعتا دفاع هم معنا پیدا نمی کند؛ کما اینکه در روایتی که خوانده شد، دیدیم که چگونه روی تعصب نسبت به حقیقت اصرار دارند. البته جلوه اکمل و اتمّ حقیقت، وجود مقدس اهل بیت علیهم السلام و در رأس آن بزرگواران، وجود نازنین امیرالمؤمنین علیه السلام است.
/270/260/21/