موسوی

نقش عوام در واقعه کربلا

حادثه جانگداز کربلا به این دلیل واقع شد که مقدمات آن را پدر یزید چیده بود و مردم را به گونه ای همراه نمود که توده مردم از سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاصله گرفتند؛ کأنّ محوریت در جامعه را قدرت و ثروت قرار داده بود.

 

به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت آقا ابی عبدالله الحسین علیه الصلاة و السلام، استاد سید طالب موسوی از اساتید حوزه علمیه قم در موضوع «نقش عوام در ایجاد واقعه کربلا» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: ما می توانیم توده مردم را به انحاء مختلف تقسیم کنیم: عالم و جاهل، قوی و ضعیف، سرمایه دار و فقیر و تقسیمات دیگر؛ چون موضوع بحث ما این است که تقوای دینی انسان را در گمراهی ها حفظ می کند، از این رو ما بحث را از عوام شروع می کنیم و به خواص می رسیم و بعد از آن اخصّ الخواص را داریم.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: حادثه جانگداز کربلا به این دلیل واقع شد که مقدمات آن را پدر یزید چیده بود و مردم را به گونه ای همراه نمود که توده مردم از سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاصله گرفتند؛ کأنّ محوریت در جامعه را قدرت و ثروت قرار داده بود.

 

  1. سیاست های اقتصادی معاویه

استاد سید طالب موسوی در ادامه به بیان سیاست های اقتصادی معاویه پرداخت و در این راستا خاطرنشان کرد: معاویة بن ابی سفیان به تحریم اقتصادی اهل مدینه و مکه می پرداخت و اموال را به نفع خودش تملیک می کرد و خود را همانند پادشاه حساب می نمود.

 

وی افزود: افرادی که از محبّان امیرمؤمنان علیه السلام بودند، اما از ایمان ضعیفی برخوردار بودند، با پول ایمانشان را خرید و جزو افراد خودش کرد.

 

این استاد حوزه علمیه در همین راستا اضافه نمود: عموی فرزدق عده ای از اشراف و بزرگان عرب را که سابق بر این در خدمت امیر مؤمنان علیه السلام بودند و در کوفه و شهرهای مختلف سکونت داشتند، وعده داد و به هر کدام 100 هزار درهم عطا نمود تا آنها قبول کنند که معاویه خلیفه است؛ اما معاویه به خودِ عموی فرزدق، 70 هزار درهم داده بود. وقتی این فریب خوردگان را که ولایت امیر مؤمنان علیه السلام را فروخته بودند، از حضور معاویه رفتند، عموی فرزدق به معاویه گفت: چرا به آنها 100 هزار درهم عطا نمودی و به من 70 هزار درهم؛ در حالی که من بودم که واسطه شده ام. معاویه در جواب گفت: تو دین آنها را خریدی، در حالی که من دین تو را آزاد گذاشته ام. تو آزادی که شیعه بمانی.

عموی فرزدق گفت: دین من را بخر و جایزه ام را تمام بده.

و معاویه هم 30 هزار درهم باقیمانده را به او عطا کرد.

می بینید که دین فروشی در آن ایام آزاد شده بود.

 

استاد سید طالب موسوی در ادامه بیان سیاست اقتصادی معاویه خاطرنشان کرد: معاویه مالیات های بدعت گونه از مردم می گرفت؛ مالیات هایی که نه خمس و نه زکات بود؛ بلکه از خودش بدعت گذاشت و مالیات های گوناگون وضع کرد که به حدود 10 میلیون درهم رسیده بود؛ مالیاتی که در شریعت اسلامی نبوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: با این گونه سیاست های اقتصادی، به طور کلی مردم را سرکوب کرده بود. با این شیوه مردم را آماده کرده بود که فرزندش یزید علیه اللعنة به حکومت رسد.

 

  1. سیاست تفرقه

استاد سید طالب موسوی بعد از بیان سیاست های اقتصادی معاویه برای زمینه چینی واقعه کربلا، به سیاست تفرقه توسط معاویه اشاره نمود و در این راستا خاطرنشان کرد: سیاست تفرقه از معاویه مانده است؛ از این رو یکی از سیاستمداران اروپایی گفته بود که ما باید مجسمه معاویه را در خیابان های خود نصب کنیم؛ چون او باعث شده بود که امروز بتوانیم بر مسلمان ها تفوق داشته باشیم.

 

وی افزود: امروزه می بایست شاهد اتحاد مسلمان های کشورهای غرب آسیا می بودیم؛ اما تفرقه هایی که شاهد آن هستیم، از زمان معاویه آغاز شده است که سبب شد در امّت اسلامی به انحاء مختلف حکومت ایجاد شود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: معاویه بردگان را به ذلت و خواری کشیده بود و حتی برخی از آنها را می کشت. خودش بیان کرده بود که برخی از بردگان را خواهم کشت؛ برخی از بردگان را برای فروش و مسائل اقتصادی نگاه خواهم داشت؛ برخی از بردگان را برای ساختن کاخ ها و امارت ها به کار خواهم می گرفت؛ کأنّ اینها حیوان هستند و انسان نیستند.

 

وی اضافه نمود: از جمله کارهای تفرقه افکنانه معاویه آن بود که جریان اختلاف قبل از اسلام را دوباره زنده کرد؛ همانند اختلافات بین اوس و خزرج که دو قبیله قبل از اسلام بودند و به انصار نامیده می شدند.

 

  1. سیاست قلدرانه و دیکتاتوری

استاد سید طالب موسوی در ادامه به سیاست های قلدرانه معاویه اشاره نمود و در این زمینه خاطرنشان کرد: نباید فکر کرد که معاویه شخصیت آرامی داشت، بلکه او هم در مسند قدرت جلادانه رفتار می کرد.

 

وی افزود: در کتاب حیاة الامام الحسین علیه السلام آمده است که هر کس بر خلافت او طعنه می زد، حتی در حرم الهی او را به اعدام محکوم می کرد.

 

  1. از بین بردن ارزش های دینی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان از سیاست های معاویه به از بین بردن ارزش های دینی توسط او اشاره کرد و بیان نمود: معاویه در این زمینه برخی از ارزش های دینی معکوس شدند و بد جلوه کردند.

 

وی در ادامه افزود: این سیاست ها برای توده مردم بود؛ یعنی کسانی که عموما علم، بصیرت کافی، تعمق و تفکر ندارند و شاید با اندکی از مشکلات اقتصادی خودشان را گم کنند و اصلا نفهمند که دین چیست و آخرت چیست؟ و الا کسانی که جزء اولیای الهی بودند، آنها از بحث خارج اند و اخص الخواص هستند؛ البته باید دانست که عامی بودن، ربطی به سواد و علم ندارد و یک شخص با سواد هم می تواند از عوام بوده باشد.

 

  1.  دشمنی با اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
  2. تهدید و قتل شیعیان اهل بیت علیهم السلام همانند به شهادت رساندن حجر بن عدی
  3. تقویت بیعت با یزید بن معاویه

 

استاد سید سید طالب موسوی در علت انعطاف مردم نسبت به این گونه سیاست ها به آیه 11 از سوره مبارکه حج اشاره نمود:

«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ» (و از مردم کس هست که خدا را به زبان و به ظاهر می ‌پرستد (نه از باطن و حقیقت) از این رو هرگاه خیر و نعمتی به او رسد اطمینان خاطر پیدا کند و اگر آزمونی (از شر و فقر و آفتی) به او رسد (از دین خدا) رو بگرداند. چنین کسی در دنیا و آخرت زیانکار است و این (نفاق و دورویی) زیانی است که بر همه کس آشکار است.)

 

وی افزود: مردم افرادی هستند که خداوند را عبادت می کنند، البته به هر طرفی که بشود؛ می روند؛ اگر خیر باشد و مطابق دنیا و آخرتشان باشد، خوششان می آید؛ اما اگر زمانی بحث در انتخاب بین دنیا و آخرت باشد، آن زمان است که انتخاب برای مردم دشوار می شود و باید دید که آیا طرف دین را می گیرند یا دنیا را انتخاب می کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر چه بی وفایی توده مردم کوفه از زمان امیرمؤمنان و امام مجتبی علیهما السلام ثابت شده بود، اما برای اتمام حجت نسبت به نامه های فراوانی که ارسال شده بود و اینکه در تاریخ گفته نشود شیعیان نامه نوشتند و امامشان اجابت ننمود، آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام راهی کوفه شدند؛ غیر از موارد بیان شده، امنیت مکه و قداستش هم از بین نرود؛ و از این رو حضرت علیه السلام راهی کوفه شدند.

 

طعام حرام

استاد سید طالب موسوی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: عامل اصلی در این انتخاب، طعام است؛ طعام مادی و معنوی؛ آنچه که موجب اخراج آدم و حوا از بهشت گردید، طعام بود که ابتدا حضرت حوا سلام الله علیها از آن خورد و سپس آدم صفی الله از آن شجره ممنوعه خورد و از بهشت رانده شد؛

 

وی افزود: اباعبدالله الحسین علیه السلام منشأ این مسأله را در بطونی می داند که از حرام پر شده است./270/260/21/

 

ج, 05/31/1399 - 12:46