به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد مرتضی جوادی آملی در نشست مجازی گفتارهای علمی ماه مبارک رمضان که به همت موسسه مفتاح کرامت برگزار شد، ابراز داشت: رمضان ماهی است که انسان را در همه ابعاد وجودی خویش تقویت می کند و فرصتی است که انسان به توسعه وجودی خویش بپردازد و زمینه را برای ظهور حق در عرصه های مختلف وجودی خود فراهم سازد.
او تصریح کرد: درست است که انسان یک حقیقت است اما دارای مراتب و ابعاد و جنبه هایی است که اگر بخواهیم این جنبه ها را به فصول و دسته بندی های کلی تقسیم بندی کنیم، انسان قابل تقسیم به سه جنبه است؛ جنبه اول، بدن و جوارح انسان است که انسان را با حواس و ظاهری که در جوارح او تنیده شده است، می شناسند و این جنبه طبیعت و مادی اوست که نازل ترین مرحله هستی انسانی است.
استاد حوزه علمیه قم، مرحله دوم از وجود انسانی را، نفس انسانی دانست و ادامه داد: این مرحله ای است که جنبه میانی او شکل می گیرد یعنی جنبه های جوانحی دارند که در حوزه متوسط از وجود خودشان، ملکه وجودشان شکل می گیرد که اینها یک سلسله حقایق نادیدنی و غیبی هستند که انسان، آنها را در درون خود می بیند و از آنها حکایت می کند و اتفاقا هویت اصلی انسان را در این حدّ از وجود انسان ببینیم و مشاهده کنیم.
او اضافه کرد: یک گام بالاتر که از آن به نفس برابر تن یاد می کنند، این مرحله بسیار وسیع است و قوای نفسانی انسانی در این موطن جای می گیرد و انسان ها را به لحاظ جنبه های ملکوتی می شناسند و تقسیم انسان به بد و خوب یا زشت و زیبا، ورای از بدن و طبیعت آنهاست. اینها از مسائلی است که در حوزه نفس انسانی وجود دارد و اینها را انسان از جایگاه علم نفس و تامل در هستی خویش، آن را می یابد ضمن اینکه براهین فلسفی و کلامی در این بخش وجود دارد که براساس شواهد و آثار و نشانه ها حوزه نفس انسانی و جنبه های ملکوتی انسان شماره می شود، با قطع نظر از معرفتی که از بیرون حاصل می شود، از درون خود هم می تواند این جنبه های وجودی خود را بشناسد.
جوادی آملی ادامه داد: مرحله سوم وجود انسان را که مرحله کاملتر وجود انسانی است به «حقیقت انسانی» تعبیر می کنند که در بیان حکما، عقل می نامند، در بیان عرفا، عقل و در بیان وحیانی، عناوین دیگری چون ولایت می نامند، مسائلی است که براساس رویکردهای مختلف برای آن حدّ از وجود انسان نامگذاری می شود اما اصل این معنا که انسان دارای مرتبه عالی و کاملتری از دو مرحله پائین تر است، حقیقتی است که وجود دارد.
او ابراز داشت: این سه مرحله از وجود انسان را اگر با زبان دیگر بخواهیم یاد کنیم، به ترتیب، شریعت، طریقت و حقیقت می گویند که بخش اول وجود ما را شریعت تامین می کند و بخش دوم وجود ما را طریقت می سازد و بخش پایانی و نهایی هستی ما را که ما را به حق متصل می کند، حقیقت می گویند.
استاد حوزه علمیه قم در مورد ارتباط این سه طبقه وجودی انسان گفت: ما گمان نکنیم این سه طبقه از وجود از یکدیگر جدا هستند و ارتباطی به مافوق و مادون خود ندارند بلکه هرسه مرحله در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر هستند به گونه ای که هربخش از وجود انسانی به بخش دیگر از وجود انسانی ارتباط و وثاقتی دارد که اگر عمل صالحی انجام شود به حوزه طریقت او راه می یابد و از آنجا به طبقه ساخت حقیقت راه پیدا می کرد و اگر در روایات داریم که چنانچه عمل ناصالحی از انسان سر بزند، درون قلب او نقطه سیاهی ایجاد می شود یا اگر از انسان عمل صالحی سر بزند، در سرّ و سویدای وجود انسانی یک نورانیتی حاصل می شود، برای این است که مناسبات بین این سه مرحله، مناسبات تنگاتنگی است.
او با بیان اینکه هراتفاقی در هر بعدی از وجود انسانی بیفتد بر گستره وجودی او تاثیر می گذارد، افزود: این تاکیدی که در روایات داریم اگر عمل ناصالحی از ما سر زد، سریعا در کنار آن «استغفرالله ربّی و اتوب الیه» قرار دهید برای این است که این تواند بخش های دیگر را آلوده کند و با این استغفار، زنگار و جرم به وجودآمده زدوده شود، ظلمت لانه نکند و از آنجا به جای دیگر سرایت نکند و جان و حقیقت انسان را مکدّر نکند.
جوادی آملی خاطرنشان کرد: اگر انسان ها خود را با این ویژگی ها در حوزه انسان شناسی نشناسند در کارها و ابعاد زندگی خود به گونه ای رفتار می کنند که به دیگر بخش های وجودی او سرایت کند.
او افزود: جوامع علمی باید تاکید کنند معارفی که ما در منابع وحیانی از انسان می بینیم براساس همین تقسیم بندی و شناختی است که نسبت به انسان حاصل می شود، این معرفت را بایستی نسبت به وجود انسان به عنوان یک حقیقت واقعی همه جانبه بشناسیم تا بعد بتوانیم آنچه را که از شریعت یا طریقت یا حقیقت مترتب می شود، بگوئیم که اینها به کدام جنبه های وجودی انسان مربوط است و نفس در کدام مرحله باید کدام حقیقت را بگیرد.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه احکام و اخلاق و عقائد بخش های وجودی انسان را شامل می شود، گفت: برخی به دنبال جدایی و گسست بین بایدها و نبایدهای فقهی وحقوقی با بایدها و نبایدهای اخلاقی هستند که این شدنی نیست، ممکن است انسان بخواهد درون خود را یک سلسله اصلاحاتی انجام بدهد اما این اصلاحات، پایبستی ندارد و قطعا فروخواهد ریخت.
او خاطرنشان کرد: اگر اخلاق و رفتاری بدون توجه به این بایدها و نبایدهای اخلاقی و حقوقی تعریف شود، بی پایه است همانگونه که انسان به حقیقت راه نمی یابد تا حوزه اخلاقیات و نفسانیات خود را نسازد.
جوادی آملی بیان کرد: تفاوت مرحله اخلاق با مرحله عرفان این است که در حوزه اخلاق، هنوز انسان جلوه ها و خواسته های انسانی دارد و پرده ای از حقیقت به نام اخلاق در اختیار او قرار می گیرد اما مرحله عالیه که مرحله حقیقت است، انسان از انسانیت تهی شده است و مرحله الهی را طی می کند و مجرای فیض الهی می شود و وقتی این مرحله اوج گرفت به حدی می رسد که خداوند در او تجلی می کند که این تجلی یا در قالب نبوت و رسالت یا در قالب امامت یا در قالب خلافت ظاهر می شود و اینها مواهب الهی اند.
او در مورد تفاوت عرفان و اخلاق هم تصریح کرد: ضمن اینکه عرفان درجه عالیه اخلاق است و وقتی اخلاق به کمال رسید، مراحل ابتدایی عرفان آغاز می شود، به گونه ای است که انسان از خود تهی است. سرّ اینکه آموزه های وحیانی از همین تقسیمات وجودی انسان شکل می گیرد.
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم بیان داشت: در شریعت هم براساس منابع وحیانی، آموزه های وحیانی یک سطح نیست و نمی توان آنچه برای اهل حق گفته شده برای اوساط مومنین بیان کنیم بنابراین ابوذر را در مرحله متوسطه دین و سلمان را در مرحله عالیه دین مشاهده کرد چون جنبه های توحیدی در او تقویت شده و قوت پیدا کرده و این شانیت را پیدا کرد که خداوند متعال در او تجلّی کند.
او در بخش دیگر سخنان خود به بخشی از کتاب ملاهادی سبزواری اشاره کرد و گفت: ایشان مساله تقوا و توبه را کنار هم ذکر می کند؛ برای توبه و تقوا سه مرتبه ذکر می کند و می گوید توبه دارای سه قسم عمومی، خصوصی و اخصّ است. توبه عمومی، توبه از گناهان و معاصی است، در توبه خصوصی نه تنها از حرام الهی پرهیز و واجب الهی را انجام می دهد بلکه اولی را هم ترک نمی کند.توبه اخصّ و توبه اهل الله، توبه از توجه به غیر خداست، مگر می شود، بخواهد ترک اولی انجام دهد و بعد بخواهد اشتغال بالله داشته باشد؟
جوادی آملی با بیان اینکه یکی از بزرگترین و برترین مواهبی که برای ما ذکر شده است، مساله تقواست، عنوان کرد: رمضان ماه تقواست اما تقوا دارای مراتبی است و تقوای عوام با تقوای خواص تفاوت دارد بنابراین چون نفس دارای حقیقت واحد بسیطه است دارای مراتبی است که لایه های عمیق در حوزه نفس انسانی اقتضا می کند آموزه های وحیانی هم به هوای همین نفس باشد.
او در بخش پایانی سخنان خود، دعا را عالی ترین جلوه ماه مبارک رمضان دانست و افزود: این دعاها که برای ما در این ماه از ناحیه ذوات قدسی فراهم آمده است به هر سه جنبه های وجودی ما توجه می کند بنابراین صحیفه دعا رابطه انسان با خود و با دیگران را در پرتو ارتباط یا خدا شکل می دهد و جوارح ما را سالم و پاک می کند.
استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: جنبه دیگر دعا، مربوط به مسائل اخلاقی و نفسانی است مانند دعای ابوحمزه ثمالی که از امام سجاد(ع) به ما رسیده و انسان ها را در حوزه ملکوت می سازد یا دعای سحر در حوزه معارف و جلوه های برتر هستند./260/12/