اگر انسان بخواهد سیر الی الله داشته باشد، باید هدفش فقط خداوند باشد، اگر چیز دیگری در کنارش آمد شرک است گرچه شرک خفی است. انسان بنده است و باید بندگی کند. اگر بخواهیم سیر و سلوک مورد نظر اسلام را داشته باشیم هدف باید تقرب و راه باید بندگی باشد. اگر غیر اینها باشد، انحراف از راه انبیا است البته شاید یک تاثیر ظاهری هم داشته باشد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، درس اخلاق هفتگی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، چهارشنبه شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار گردید.
در این جلسه بعد قرائت آیاتی از قرآن مجید، بیانات زیر از سوی این استاد برجسته اخلاق حوزه علمیه ایراد شد:
انسان برای اینکه تصمیم بگیرد باید اطلاعاتی داشته باشد و تجزیه و تحلیل کند. این تصمیم گیری در مورد چیزهایی که به عنوان یک فرایند زمانبر هستند مهمتر است. یکی از این چیزها، کار تهذیب نفس است. این کار یک روز و دو روز نیست بلکه یک کار عمری است و تا آخرین نفس انسان هم طول می کشد. یک کار طولانی است که طولش ظرف عمر انسان است.
کار تهذیب نفس یک کار اختیاری است که انسان باید برای انجام دادنش انگیزه داشته باشد. مگر آدم هایی که تهذیب نفس نمی کنند، کار خیر نمی کنند یا به مردم کمک نمی کنند یا نماز نمی خوانند؟ این به عنوان یک کار اختیاری احتیاج به علاقه و محبت دارد.
در جلسات قبل گفتیم که هم شناخت های انسان و هم امیال انسان دو دسته است. یک سری شناخت ها خود به خود ایجاد می گردد، مثل شیر خوردن بچه یا بازی کردن بچه. البته میلی که بچه به این کارها پیدا می کند یک میل ناآگاهانه است. تا می رسد به زمان نوجوانی که یک میل تقریباً آگاهانه در انسان پیدا می شود و شناخت آگاهانه حاصل می شود. گفتیم که سه چیز اساسی که انسان در کارهای اختیاری باید بداند، یکی هدف است و دیگری راه است و سومی آسیب ها و لغزش گاهها است.
اهداف کسانی که به دنبال تهذیب نفس و ریاضت کشیدن هستند مختلف است. شاید باشند کسانی که می گویند که وقتی انسان سیر و سلوک می کند و سیر عرفانی را می رود، از دنیای غیبی مطلع می شود، می فهمد که در گذشته چه بوده و در آینده چه خبر خواهد شد. این چیزهایی که نادر است باعث اشتیاق بیشتر خواهد شد. آدمها دوست دارند تا از گذشته و آینده بدون واسطه مطلع باشند، این یک نوع هدف از این کارها است.
یک جور هدف دیگر این است که انسان هایی که به دنبال این چیزها هستند غیر از اینکه یک چیزهایی را می فهمند، می توانند در اراده دیگران وارد شوند و در آن تصرف کنند. این هم یک کار مهم و ممتازی است و چیز ساده ای نیست، این هم یک هدف دیگر برای تقویت روح و تهذیب نفس و ریاضت است.
برخی دیگر می گویند که وقتی انسان برنامه های تهذیب نفس را انجام می دهد می تواند با موجودات دیگر مانند جنیان رابطه داشته باشد و آنها کارهایی را برای او انجام دهند. برخی دیگر هم هدفشان ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که برخی اوقات شاید یک نوع خود خواهی هم باشد و افراد به دنبال باز کردن دکان باشند.
و بالاخره یکی از اهدافی که در این زمینه مطرح می شود آرامش است. انسان در معرض ناآرامی های زیادی است خصوصا این پیشرفت هایی که انجام شده این ناآرامی ها را بیشتر کرده است. این به حدی رسیده است که برخی فیلسوفان غربی اضطراب را به عنوان فصل مقوم انسان گرفته اند. یعنی به انسان به عنوان حیوان ناطق او را به عنوان حیوان مضطرب تعریف کرده اند. انسان به دنبال این می گردد که آرامش پیدا کند. مصداق اتم این نظر بودیسم است که می خواهد به نیروانا یا همان آرامش کامل برسد.
اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند که «إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ» برای این است که با جن ارتباط برقرار کنیم یا در اراده دیگران تصرف کنیم و یا اینکه خیر، یک چیز بالاتری وجود دارد. بزرگانی بوده اند که روزی نبوده که از آنها کرامتی سر نزده باشد، آیا ما باید سیر و سلوک کنیم که کرامت از ما سر بزند؟
تعبیرات مختلفی در مورد تهذیب نفس است، برخی گفته اند واجب است، برخی دیگر گفته اند که اوجب واجبات است و برخی هم آن را مقدمه برای ترک گناه دانسته اند و نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد. در هیچ آیه و روایتی نداریم که انسان باید به دنبال این مسائل برود و گاهی هم حتی ضدش آمده است که دنبال این نروید مخصوصا در مورد جایی که احکام شرعیه را رعایت نمی کنند.
حالا باید ببینیم که آیا تهذیب نفس یک میل فطری است یا خیر. همانطور که گفتیم، ما یک سری هدف میل داریم مثل میل جنسی یا میل به محبوب دیگران بودن که در همه افراد هست. باید بگوییم که اینطور نیست که ما فطرتا به این سمت برویم، هیچ عامل فطری که ما را به سمت این امور بکشاند سراغ نداریم.
شاید به همین دلیل عده ای این امور را اوهام دانسته اند، ما یک واجبات و محرمات داریم که باید انجام دهیم و ترک کنیم، سیر و سلوک را هم دیگران درست کرده اند. اینکه یک چیز دیگری با یک برنامه طولانی باشد که تدریجا تکامل پیدا کند و متوجه هدفی باشد، یک گرایش صوفیانه است. در جواب باید گفت که بدون شک باید به احکام شرع عمل کنیم، اما چیزی از این هم هست که به دنبال این رفتارهای ظاهری و عینی می آید. فرض کنید انسان در دلش متوجه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، در هیچ رساله عملیه ای نگفته اند که این از مستحبات است.
هیچ کدام از اهدافی که برای سیر و سلوک گفتیم، دلیل عقلی و دلیل نقلی ندارد. ما اگر می خواهیم چیزی را مبنا قرار دهیم یا عقل باید اثبات کند و یا قرآن و حدیث باید با یک دلالت روشن و دفاع بیان کرده باشد، باید جوری باشد که آدم بتواند به آن استدلال کند. به هر حال دلالت محکمی می خواهیم مخصوصا این امر که باید عمری را برایش صرف کرد. یک برنامه طولانی دارد که گاها محدودیت هایی را برای درسمان، خانواده مان و یا کارمان ایجاد می کند.
گفتیم که بسیاری از شناخت های انسان فطری نیست و شناخت های غریزی خیلی کم است. در مورد انگیزه ها هم همینطور است، بسیاری از انگیزه ها را باید کسب کرد. نه علم غریزی داریم که باید سیر و سلوک کرد و نه یک میل غریزی و فطری، پس ناچاریم از راههای صحیح کسب علم کنیم. معتبرترین سند برای ما قرآن است و بعد احادیث ائمه علیهم السلام و در کنارش هم عقلمان است که خود ائمه علیهم السلام دستور داده اند.
همه ما می دانیم که در قرآن و کلمات اهل بیت علیهم السلام هدف انسان تقرب ذکر شده است. «تقربا الی الله» حتی بت پرست ها هم می گفتند ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله» بالاترین هدف قرب الهی است. ما اجمالاً می فهمیم که یک چیز مهمی است که انسان را با خدا مقایسه می کنند و می گویند که این انسان نزدیک خدا است، در قرآن کریم هم داریم که « فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ» و «رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ».
البته معنای مجازی قرب مد نظر است. به هر حال ما این را می فهمیم که قرب مرتبه عالی از کمال است که نزدیکی خداوند است. در فرهنگ ما هم وجود دارد که مثلا می گوییم که فلان کار را قربتا الی الله انجام دادم.
تقرب راهی ندارد جز بندگی و عبادت خداوند، «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» هدف قرب است و راهش هم عبادت است، انبیا برای همین آمدند. انگیزه های دیگری که ذکر کردیم نوعی شرک است. انسان اگر بخواهد سیر الی الله داشته باشد، باید هدفش فقط خداوند باشد، اگر چیز دیگری در کنارش آمد شرک است گرچه شرک خفی است. انسان بنده است و باید بندگی کند. اگر بخواهیم سیر و سلوک مورد نظر اسلام را داشته باشیم هدف باید تقرب و راه باید بندگی باشد. اگر غیر اینها باشد، انحراف از راه انبیا است البته شاید یک تاثیری ظاهری هم داشته باشد.
در روایتی داریم که معصوم علیه السلام وارد مسجد شدند و دیدند که عده ای دور یک نفر جمع شده اند، حضرت پرسیدند که چه خبر است، می گویند که این مرد کار عجیبی می کند، هر چیزی در دست مردم باشد را می گوید. امام جلو می روند و به آن شخص می گویند که در دستان من چیست؟ آن فرد متحیر می شود، حضرت می گوید که نمی دانی؟ می گوید می دانم. من نسبت به چند لحظه پیش که همه عالم را نگاه کردم همه چیز در سر جای خودش است، فقط تخم یک پرنده ای در یک جزیره در جای خودش نیست نمی دانم که چطور در دست شما آمده است. حضرت دستشان را باز می کنند و مردم می بینند که درست است. بعد حضرت می پرسند که چگونه به اینجا رسیدی، جواب می دهد که بنا را بر مخالفت با نفس خودم قرار دادم. بنا بر این روایت می بینیم که برخی از کارهای ریاضتی می تواند آثاری داشته باشد، اما نمی تواند دلالت کند که مرضی خداوند است./250/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید