استاد باقریان ساروی مطرح کرد؛

امام مهدی (ع) در منابع اهل سنّت

استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «امام مهدی (ع) در منابع اهل سنّت» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد  ابن كثير دمشقى در كتاب «النهاية فى الفتن والملاحم» فصلى را در باره حضرت مهدى عليه ‌السلام گشوده است كه برخى از آنها در اينجا نقل مى کنیم. احمد حنبل با سندى از علی علیه السلام روایت کرده است که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاّ يَوْمٌ لَبَعَثَ اللّهُ رَجُلاً مِنّا يَمْلاُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا؛ اگر از دنيا باقى نماند جز يك روز خدا مردى از ما را بر مى‌انگيزد كه آن (دنيا) را پر از عدالت مى‌كند پس از اينكه از ستم پر شده باشد» (النهاية فى الفتن والملاحم، ص: 23 و سنن ابى داود، ج: 4، ص: 104، ح: 4283)

 

وی بیان کرد: احمد حنبل با سندى از على علیه السلام نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «اَلْمَهْدِىُّ مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ، يُصْلِحُهُ اللّهُ فى لَيْلَةٍ؛ مهدى از ما اهل بيت است، خدا كار او را در يك شب اصلاح مى‌كند». (النهاية فى الفتن والملاحم، ص:23، و مسند الامام احمد بن حنبل، ج:1، مسند على بن ابى طالب، ص:136، ح:646، و محمد بن سليمان در مناقب الامام امير المؤمنين عليه‌السلام، ج:2، ص:173، ح:649، و گنجى در كفاية الطالب، البيان فى اخبار صاحب الزمان، الباب الثانى، ص:487(

 

استاد باقریان ابراز داشت: ابو داوود با سندى از عبد اللّه (ابن مسعود) نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اَلْمَهْدىُّ مِنْ عِتْرَتى مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ؛ مهدى از من است، از فرزندان فاطمه» (النهاية فى الفتن والملاحم، ص: 24 و سنن ابى داود، ج: 4، ص: 104، ح: 4284)

 

وی اظهار داشت: ابن ماجه با سندى از عبد اللّه بن حارث بن جزء زبيدى نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «يَخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِىِّ يَعْنى سُلْطانَهُ؛ مردمى از مشرق بر مى‌خيزند و زمينه را براى مهدى آماده مى‌كنند، يعنى زمينه حكومت او را» (النهايه فى الفتن والملاحم، ص:25)

 

این استاد حوزه علمیه قم عنوان داشت: از (امام محمّد) باقر عليه ‌السلام، از پدرش، و از جدّش (امام حسين عليه ‌السلام) از على عليه ‌السلام نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اَلْمَهْدِىُّ مِنْ وُلْدى، تَكُونُ لَهُ غِيْبَةٌ، اِذا ظَهَرَ يَمْلَاُ اْلاَرْضَ قَسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛ مهدى از فرزندان من است، او غيبتى خواهد داشت، و آنگاه كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد كند آنگونه كه از ظلم و تجاوز پر شده باشد.» (ينابيع الموده، ج: 3، ص: 296، ح: 6)

 

وی در ادامه بیان کرد: ابن صباغ از طريق دارقطنى صاحب جرح و تعديل از ابن هارون نقل كرده است كه گفت: من نزد ابوسعيد خدرى رفتم، و به او گفتم: «آيا در جنگ بدر حضور داشته‌اى؟»، گفت: «آرى»، گفتم: «آيا از آنچه از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  در باره على صلی الله علیه و آله و سلم  و فضيلت او شنيده‌اى براى ما حديث نمى‌گويى؟»، گفت: به تو خبر مى ‌دهم كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به بيمارى دچار شد كه از آن رهايى پيدا كرد، فاطمه عليها السلام نزد او آمد، و من در سوى راست پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  نشسته بودم، آنگاه كه فاطمه عليها السلام ضعف پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به سبب بيمارى را ديد، به گريه افتاد تا آنجا كه اشكهاى او بر گونه‌اش غلطيد، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  از او پرسيد: «چرا گريه مى‌كنى؟»، گفت: «مى ‌ترسم از اينكه از دست بروى»، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «يا فاطِمَةُ! اِنَّ اللّهَ تَعالى اَطَّلَعَ عَلَى الاَرْضِ اِطِّلاعَةً عَلى خَلْقِهِ فَاخْتارَ مِنْهُمْ أَباكِ، فَبَعَثَهُ نَبِيّا، ثُمَّ اطَّلَعَ ثانِيَةً، فَاخْتارَ مِنْهُمْ بَعْلَكِ، فَأَوْحى اِلَىَّ أَنْ أُنْكِحَهِ فاطِمَةَ، فَأَنْكَحْتُهُ اِيّاكِ، وَ اِتَّخَذْتُهُ وَصِيّا، أَما عَلِمْتِ أَنَّكِ بِكَرامَةِ اللّهِ اِيّاكِ زَوْجُكِ أَغْزَرُهُمْ عِلْمَا، وَ أَكْثَرُهُمْ حِلْما، وَ أَقْوَمُهُمْ سِلْما؛ (اى فاطمه! خداوند توجهى ويژه به خلق خود كرد، و از ميان آنان پدرت را بر گزيد، و او را پيامبر قرار داد، سپس براى بار دوم توجهى ويژه كرد، و از ميان آنان شوهرت را بر گزيد، و به من وحى فرستاد تا او را شوهر فاطمه قرار بدهم، و او را وصى خود بگيرم، مگر نمى‌دانى كه خدا به تو كرامت بخشيد از اينكه شوهر تو در دانش از آنان فزونتر، و در بردبارى بردبارتر از آنان، و نيرومندترين اسلام را دارد) فاطمه با اين بشارت شاد شد، و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  خواست از آنچه خدا براى محمد صلی الله علیه و آله و سلم در نظر گرفت بيشتر براى فاطمه بگويد، به او گفت: «يا فاطِمَةُ لِعَلِىٍّ ثَمانِيَةُ مَناقِبَ: ايمانٌ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ حِكْمَتُهُ، وَ زَوْجَتُهُ، وَ سِبْطاهُ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ، وَ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهْيُهُ عَنِ الْمُنْكَرِ، يا فاطِمَةُ اِنّا أَهْلُ بَيْتٍ أُعْطينا سِتَّ خصالٍ، لَمْ يُعْطِها أَحَدٌ مِنَ اْلاَوَّلينَ، وَ لا يُدْرِكُها أَحَدٌ مِنَ الاخَرينَ غَيْرُنا: نَبِيُّنا خَيْرُ الاَنْبِياءِ، وَ وَصيُّنا خَيْرُ الاَوْصِياءِ، وَ هُوَ بَعْلُكِ، وَ شَهيدُنا خَيْرُ الشُّهَداءِ، وَ هُوَ عَمُّ أَبيكِ، وَ مِنّا مَنْ لَهُ جَناحانِ، يَطيرُ بِهِما فِى الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشاءُ، وَ هُوَ جَعْفَرُ، وَ مِنّا سِبْطا هذِهِ الاُمَّةِ، وَ هُما اِبْناكِ، وَ مِنّا مَهْدِىُّ الاُمَّةِ الَّذى يُصَلّى خَلْفَهُ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ»(اى فاطمه! براى على هشت منقبت است: ايمان به خدا و پيامبرش، و حكمت او، و همسر او، و دو سبط او حسن و حسين، و امر به معروف او، و نهى از منكر او، اى فاطمه! ما اهل بيتى هستيم كه شش خصلت به ما داده شده است، كه به هيچ يك از پيشينيان داده نشد، و هيچ يك از آيندگان به آن نمى‌رسند جز ما: پيامبر ما بهترين پيامبر است، و وصى ما بهترين وصيها است، و او شوهر تو است، و شهيد ما بهترين شهيدان است، و او عموى پدرت است، و از ما كسى است كه دو بال دارد با آن دو در بهشت هر جا بخواهد پرواز مى‌كند، و او جعفر است، و از ما دو سبط اين امّت مى‌باشند، و آن دو دو پسر تو مى‌باشند، و از ما مهدى اين امّت است كه عيسى بن مريم در پشت سر او نماز مى‌خواند) سپس بر روى شانه حسين زد، و گفت: «مِنْ هذا مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ» (الفصول المهمه، ص:281) «مهدى اين امّت از نسل او است».

گنجى شافعى نيز حديث ياد شده را از طريق حافظ ابو نعيم در كتاب «حلية الاولياء»، و با سندى از سفيان بن عيينه، از على هلالى، از پدرش، و نيز از طريق دارقطنى با سندى ابو سعيد خدرى روايت كرده است(كفاية الطالب، البيان فى اخبار صاحب الزمان، ب:1، ص:478 - 479، و ص:502 – 503).

محب طبرى نيز حديث ياد شده را از على بن (على) هلالى روايت كرده و به جاى «مِنْ هذا مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ» آورده است: «اِنَّ مِنْهُما مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ»(مختصر ذخائر العقبى، ص:230 231).

 

15. البانى پژوهشگر اهل سنّت با اينكه برخى از احاديث مربوط به مهدىعليه‌السلام را تضعيف كرده، از ابن مسعود نقل كرده است كه پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ لَيْلَةٌ لَمَلَكَ فيها رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتى، يُواطِى‌ءُ اِسْمُهُ اِسْمى».

و اين چيزى است كه از عاصم حفظ شده است، به خاطر روايت گروهى از او(سلسلة الاحاديث الضعيفه والموضوعه، ج:13، قسم دوم، ص:1096، ذيل حديث:6485).

البانی در باره کسی که عقیده به خروج مهدی (علیه السلام) را قبول نداشته باشد و منکر شود گفته است: مثال اینان مانند کسی است که عقیده نزول عیسی (علیه السلام) در آخر الزمان را – که احادیث صحیح درباره آن به تواتر رسیده است – را منکر شود... مطمئنا و قطعا میگویم که هر کس عقیده مهدی را ناخواسته (بر اثر لغزش) بیان کرده،  (سلسلة الاحادیث الموضوعه جلد 4 ص 43).  

16. محب طبرى از طريق ابوحاتم بن حِبّان و ابن السّرى با تفاوتى در بعضى از الفاظ، از عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «اِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ اخْتارَ اللّهُ لَنا اْلاخِرَةَ عَلَى الدُّنْيا، وَ اِنَّ اَهْلَ بَيْتى سَيُلْقَوْنَ بَعْدى اثْرَةً وَ شِدَّةً وَ تَطْريدا فِى الْبِلادِ حَتّى يَاْتِىَ قَوْمٌ مِنْههُنا - وَ اشارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ - اصحابُ راياتِ سُودِ، فَيَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلايُعْطُونَهُ (مَرَّتَيْنِ اَوْ ثَلاثا)، فَيُقاتِلُونَ فَيُنْصَرُونَ، وَ يُعْطُونَ ماشاؤُا فَلايَقْبَلُونَهُ، حَتّى يَدْفَعُوها اِلى رَجُلٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتى، فَيَمْلَؤُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْما...» (مختصر ذخائر العقبى، ص:29). «ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما برگزيده است، و اهل بيت من پس از من با دشوارى و سختگيرى و در بدرى رو برو مى ‌شوند، تا اينكه مردمى از اين سوى بيايند - با دست خود به جانب مشرق اشاره كرد - دارندگان پرچم سياهرنگ، (دو يا سه بار) براى گرفتن حق تلاش مى ‌كنند، به آنان داده نمى ‌شود، پس جنگ مى‌ كنند و پيروز مى ‌گردند، و هر چه بخواهند به آنان مى ‌دهند (تا از حق جويى خود دست بشويند)، آنان نمى ‌پذيرند، تا اينكه آن را به مردى از اهل بيت من مى ‌سپارند، و آن مرد زمين را پر از عدالت مى ‌كند، پس از اينكه از ستم پر شده باشد...»

 

وی افزود: از حُذيفه نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَبْعَثَ رَجُلاً مِنْ وُلْدى اِسْمُهُ كَاِسْمى»، سلمان پرسيد: «از نسل كدام يك از فرزندانت است؟» پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمود: «مِنْ وَلَدى هذا» و در آن حال دست خود را بر حسين زد. محب طبرى پس از نقل اين حديث گفت: «روايات مطلق كه پيش از اين نقل شده است بر اين مقيَّد حمل مى‌شود (مختصر ذخائر العقبى، ص:232). به عبارت دیگر، با اين روايت مى ‌گوييم مقصود از آن مهدى عليه ‌السلام كه از نسل پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم  و از على و فاطمه عليهما السلام است از نوادگان حسين عليه ‌السلام مى‌باشد.

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: البته از برخى از روايات پيشين استفاده مى‌شود كه مهدى عليه‌السلام از نسل حسن و حسين عليهما السلام است، جمع ميان اين روايات اين است كه او از نسل پسرى امام حسين عليه ‌السلام و از نسل دخترى امام حسن مجتبى عليه‌ السلام است، زيرا امام على بن حسين عليه ‌السلام با دختر امام مجتبى عليه ‌السلام ازدواج كرده بود، و از امام پنجم تا امام دوازدهم از جهت پدر به امام حسين عليه‌السلام و از جهت مادر به امام حسن مجتبى عليه‌ السلام مرتبط مى ‌شوند.

 

د, 11/27/1404 - 16:50