استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «سه حدیث و چند پیام» پرداخت.
/270/260/20/
حدیث اول: (حقوق مسلمان بر مسلمان)
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در کتاب شریف کافی روایت آمده است: «عن معلى بن خنيس، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت له: ما حق المسلم على المسلم؟ قال له؟ «سبع حقوق واجبات ما منهن حق إلا وهو عليه واجب، إن ضيع منها شيئا خرج من ولاية الله وطاعته ولم يكن لله فيه من نصيب»، قلت له: جعلت فداك و ما هي؟ قال: «يا معلى، إني عليك شفيق أخاف أن تضيع ولا تحفظ وتعلم ولا تعمل، قال: قلت له: لا قوة إلا بالله، قال: أيسر حق منها أن تحب له ما تحب لنفسك وتكره له ما تكره لنفسك، والحق الثاني أن تجتنب سخطه وتتبع مرضاته وتطيع أمره، والحق الثالث أن تعينه بنفسك ومالك ولسانك ويدك ورجلك ، والحق الرابع أن تكون عينه ودليله ومرآته، والحق الخامس [أن] لا تشبع ويجوع ولا تروى ويظمأ ولا تلبس ويعرى، والحق السادس أن يكون لك خادم وليس لأخيك خادم فواجب أن تبعث خادمك فيغسل ثيابه ويصنع طعامه ويمهد فراشه، والحق السابع أن تبر قسمه وتجيب دعوته، وتعود مريضه، وتشهد جنازته، وإذا علمت أن له حاجة تبادره إلى قضائها ولا تلجئه أن يسألكها ولكن تبادره مبادرة، فإذا فعلت ذلك وصلت ولايتك بولايته وولايته بولايتك». (کلینی، الکافی، ج 2، ص 169، ح 2).
معلمی بن حُنَیس می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟
فرمود: «هفت حق واجب دارد، هیچ حقی از حقوق نیست جز اینکه بر او واجب است، اگر چیزی از آنها را تباه گرداند از ولایت خدا و اطاعت از او بیرون می رود و از آن بهره ای ندارد».
گفتم: من فدایت گردم، آنها [حقوق مسلمان بر مسلمان] چیستند؟
فرمود: «ای معلّی، من تو را دوست دارم، میترسم آنها را تباه گردانی و از آنها محافظت نکنی و بدانی و عمل نکنی».
معلّی گفت: من گفتم: توانایی نیست جز با خدا.
امام علیه السلام فرمود: «آسانترین حق از آنها این است که آنچه را برای خود دوست داری، برای او نیز دوست بداری و ناخوشایند بدانی برای او آنچه را برای خودت ناخوشایند می دانی.
حق دوم این است که از خشم او دوری نمایی و رضایت او را بخواهی و از فرمان او پیروی کنی.
حق سوم این است که با جانت و مالت و زبانت و پایت او را یاری برسانی.
جق چهارم این است که چشم و راهنما و آینه او باشی.
حق پنجم این است که اینگونه نباشد که تو سیر باشی و او گرسنه؛ و تو سیراب باشی و او تشنه؛ و تو پوشاک داشته باشی و او برهنه باشد.
حق ششم این است که اگر تو خادم داری و برادرت خادم ندارد، خادم خود را نزد او بفرستی تا لباس او را بشوید و برای او خوراک بپزد و بستر خواب او را اماده کند.
حق هفتم این است که سهم او را بپردازی و به دعوت او پاسخ بدهی و در هنگام بیماری از او عیادت کنی و هنگام مرگش جنازه او را تشییع کنی و آنگاه که دانستی او نیازی دارد، در نزدیکترین زمان برای برآورده شدن آن گام برداری و او را وادار نکنی که آن را از تو درخواست کند، بلکه خودت فورا اقدام نمایی.
آنگاه که چنین کردی ولایت خودت را به ولایت او و ولایت او را به ولایت خودت متصل نمودی».
پبام حدیث
استاد باقریان ساروی در ادامه بیان کرد: پیام این حدیث این است که مسلمانان نسبت به یکدیگر خقوقی دارند که لازم است رعایت شود. خداوند در مواردی به این حقوق اشاره فرمود؛ چنانکه فرمود: (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ) «و مردان و زنان مؤمن همه ياور و دوستدار يكديگرند، خلق را به كار نيكو وادار و از كار زشت منع مىكنند و نماز به پا مىدارند و زكات مىدهند و حكم خدا و رسول او را اطاعت مىكنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانيد، كه خدا صاحب اقتدار و درست كردار است». (سوره توبه: 71).
و نیز فرمود: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيم) «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از بسيارى از گمان [ها] بپرهيزيد كه برخى گمان [ها] گناه است. و خبر جويى مكنيد، و برخى از شما از برخی دیگر غيبت نكند. آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادرش را مرده بخورد؟ شما آن را ناخوش دانيد. پس از [خشم] خدا بپرهيزيد كه خدا توبه پذير مهربان است» (حجرات: 12).
حدیث دوم: (ارزش علم با عمل)
استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: «العلماء رجلان: رجل عالم آخذ بعلمه فهذا ناج، و عالم تارك لعلمه فهذا هالك. و أن أهل النار ليتأذون من ريح العالم التارك لعلمه، و أن أشد أهل النار ندامة و حسرة رجل دعا عبدا إلى الله فاستجاب له و قبل منه فأطاع الله، فأدخله الله الجنة و أدخل الداعي النار بتركه علمه و اتباعه الهوى و طول الأمل، أما اتباع الهوى فيصد عن الحق، و طول الأمل ينسي الآخرة». [کلینی، الکافی (دار الحدیث) ج 1 ص 108 باب استعمال العلم حدیث 1].
«عالمان و دالنشمندان دو گونه اند: دانشمندی که با دانش خود عمل می کند، او نجات پیدا می کند، و دانشمندی که دانش خود را رها می کند (به آن عمل نمی کند) او هلاک می شود، و دوزخیان از بوی بد دانشمند رها کننده دانش خود آزرده میشوند، و سختترین پشیمانی و حسرت برای کسی است که بنده ای را به سوی خدا دعوت کند و آن بنده به دعوت او پاسخ بدهد و دعوتش را بپذیرد و از خدا پیروی کند، پس خدا این بنده را به بهشت می برد و آن (دانشمند) دعوت کننده را به سبب رها کردن دانشش و پیرویش از هوای نفس و داشتن آروزهای طول و دراز در دوزخ داخل می کند، اما پیروی کردن از هوای نفس انسان را از حق باز می دارد، و اما آرزوهای دراز آخرت را به فراموشی می سپارد».
پیام حدیث:
استاد باقریان خاطرنشان کرد: مهمترین پیام این حدیث، لزوم عمل دانشمندان به اندوخته علمیشان است، و چنین افرادی در پیشگاه خدا بسیار ارزشمند هستند و خداوند از این جهت دانشمندان را بر غیر آنان برتری بخشید و به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد تا به مردم به صورت استفهام انکاری بگوید: (هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب) (سوره زمر: 9) «آيا آنان كه اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان يكسانند؟ فقط خردمندان متذكراین مطالب می شوند».
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در مقابل، دانشمندان بی عمل فاقد ارزش هستند، چنان که در قران در داستان دانشمند بنی اسرائیل عالمان رها کننده علم خود به سگ مانند شدند، خداوند فرمود: (وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون)، (اعراف:175 - 176).
«و بر آنان بخوان خبر آن كس را كه آيات خود را به آنان داديم و [او] از آن سرپيچى كرد، او را شيطان به دنبال خود برد و [او] از گمراهان شد * و اگر مىخواستيم [به واسطه آن آيات، مقام] او را بالا مىبرديم، ولی او در زمين مقام و خواهش نفس را پيروى كرد، پس مانند او مانند سگ است كه اگر بر او حمله كنى، زبان از دهان بيرون آورد، و اگر رهايش كنى، زبان از دهان بيرون آورد. اين داستان گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند، پس قصهها به آنان بازگوى، باشد كه بينديشند».
وی افزود: در باره این شخص دانشمند بنی اسرائیلی که به انحراف کشیده شد، گفتهاند: او بلعم بن باعور بود که دین موسی (ع) را داشت و اسم اعظم خدا را میدانست و مستجاب الدعوه بود، ولی به انحراف کشیده شد و پیرو خواستههای نفس خود شد و خداوند او را – از جهت بی اثر بودن تبلیغ در او - به سگ مانند کرد. (ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج 4 ص 768).
و نی خداوند علمای یهود را که به تورات عمل نمی کنند به الاغ مانند کرده و فرمود (مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمار) [سوره جمعه: 5].
«وصف حال آنان كه علم تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مكلف شدند) ولى آن را حمل نكردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به حمارى ماند كه بار كتابها بر پشت كشد (و از آن هيچ نفهمد و بهره نبرد)،».
سعدی در گلستان گفته است: دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر که بر او هیزم است یا دفتر
حدیث سوم: (کیفر دنیا سبب کاهش کیفر آخرت)
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «إذا أراد الله بعبده الخير عجل له العقوبة في الدنيا، وإذا أراد الله بعبده الشر أمسك عنه بذنبه حتى يوافي به يوم القيامة». (نهج الفصاحه صفحه 181 حدیث 145).
«آنگاه که خدا برای بندهاش خیر و خوبی بخواهد کیفر رساندن او را با عجله در دنیا قرار میدهد و آنگاه که برای بندهاش بدی بخواهد کیفر او در برابر گناهش را نگاه میدارد تا در روز قیامت کلمب گرداند».
وی افزود: در حديث دیگر فرمود: «إذا أحب الله عبدا ابتلاه ليسمع تضرعه» «آنگاه که خدا بنده ای را دوست داشته باشد او را گرفتار میکند تا زاری و ناله او را بشنود». [صالحی شامی، سبل الهدی والرشاد ج 12، ص 17].
پیام حدیث:
استاد باقریان خاطرنشان کرد: گرچه گرفتار شدن به انواع بلا و بیماری برای هیچ کس مطلوب نیست، ولی گرفتاری به آتش دوزخ بدترین نوع آن است، به گونه ای که گرفتاریهای دنیا در برابر آن ناچیز است، چنانکه در دعای کمیل پس از اشاره به گرفتاریهای دنیا آمده است:
عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ يَسيرٌ بَقائُهُ قَصيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ الآخِرَةِ وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُهُ وَ لا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ، وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَرْضُ يا سَيِّدِى فَكَيْفَ لى وَ اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ».
«با اینكه اين غم و اندوه و ناگوارى درنگش ناچیز، بقايش اندك و مدّتش كوتاه است. پس چگونه خواهد بود تاب و توانم در برابر بلاى آخرت، و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم، در حالی كه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى اهل آن بلا نخواهد بود، زیرا مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست، و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين، اى سرور من تا چه رسد به من، در حالی كه من بنده ناتوان، خوار و كوچك، زمينگير و درمانده توأم».
وی افزود: حدیث ذکر شده از پیامبر صلی الله علیه وآله با دو عبارتش بیانگر این است که گرفتاریهای دنیا برای مؤمن بهتر از گرفتاری و کیفر آتش دوزخ در روز رستاخیز است.
این استاد حوزه علمیه قم عنوان داشت: در روایت اول بیان شده است که بلا و گرفتاری مؤمن در دنیا گاهی در برابر گناهان و معاصی او و به جای کیفر روز رستاخیز و سبک کردن ان است و چون بلا و گرفتاری دنیا در برابر کیفر آخرت ناچیز است، خدا آن را برای بندهی مؤمن خود بر میگزیند، از این جهت انسان مؤمن گناهکار در هنگام گرفتاری و بلا از رحمت خدا نا امید نگردد و به جای آن به درگاه خدا استغفار و توبه نماید و رفع ان را از خدا درخواست کند.
وی خاطرنشان کرد: در روایت دوم بیان می کند که رساندن بلا و گرفتاری به انسان مؤمن از سوی خدا گاهی به سبب گناه و به عنوان کیفر او نیست، بلکه چون خدا او را دوست دارد، او را گرفتار میکند تا زاری و ناله او را در پیشگاه خود بشنود و از این راه آن بنده به کمال بیشتر نایل گردد.
استاد باقریان ساروی تأکید کرد: به دیگر سخن، بلاها و گرفتاری های مؤمن در دنیا گاهی در برابر گناهان او و برای تخفیف عذاب آخرت او است و گاهی در برابر گناهان او نیست، بلکه برای به کمال بیشتر رسیدن او است، چنانکه گرفتاریهای پیامبران الهی و پیشوایان معصوم از نمونه دوم است. «سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا؟ فَقَالَ عليه السلام: النَّبِيُّونَ، ثُمَ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ، وَ يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ؛ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلَاؤُهُ، وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ». (الکافی (دار الحدیث ج 3 ص 634 باب شدة ابتلاء المؤمن حدیث 3)
از پیامبر صلی الله علیه وآله پرسیدند: «کدام مردم سختترین بلاها را می کشد؟».
در پاسخ فرمود: «پیامبران، و سپس هر کس که به آنان نزدیکتر باشد، و مؤمن به میزان ایمان و اعمال خوبش گرفتار می شود، پس کسی که ایمانش درست و عملش خوب باشد بلایش سختتر می شود، و کسی که ایمان و عملش ضعیف باشد بلایش کمتر می شود».
وی افزود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره گرفتاری های خودش فرمود: «مَا أُوذِيَ نَبِيٌ مِثْلَ مَا أُوذِيت». (ابن شهر آشوب، المناقب ج 3 ص 247 و اربلی، کشف الغمه ج د2 ص 537). «هیچ پیامبری مانند انچه به من آزار رسید به آنان آزار نرسید». شاعر پارسی در این باره سروده است:
هرکه در این بزم مقرَّبتر است جام بلا بیشترش میدهند