استاد محسن اکبری شاهرودی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به این موضوع «خاطراتی از آیت الله العظمی صافی گلپگایگانی رضوان الله علیه» پرداخت.
/270/260/20/
«برکت نوشتن روایات اهل بیت علیهم السلام»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در یکی از روزهایی که خدمت آقا (حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه) مشرّف بودم، فرمودند: یک وقتی مبتلا به درد چشمي شدم که طول کشيد و معالجات اثری نمي کرد. يک روز اتفاقاً حالات مرحوم محدّث حاج شيخ عباس قمی عليه الرحمة را در کتابي مي خواندم و به حکايتي از آن مرحوم برخوردم که دوایي را براي فرزند بيمارش درست کرده و با انگشت مبارکش هم زده بود. همسرشان گفته بودند قاشق بياورم؟ مرحوم محدث قمی گفته بودند که با اين انگشت، هزارها حديث اهل بيت عليهم السلام را نوشته ام، لازم نیست و همان دوا، موجب شفای آن بيماری شده بود.
وی در ادامه بیان کرد: آقا می فرمودند که در حال خواندن حکایت، سرکار علّیه علويه محترمه، متعلقه ایشان گفته بودند که شما هم این همه روایات و احادیث اهل بیت علیهم السلام را نوشته اید؛ انگشت خود را به همين قصد و نیّت به چشم بگذاريد. ایشان فرمودند: همین کار را کردم و از همان لحظه، ناراحتي شدید چشم که موجب ريزش دایمی آب از چشمم شده بود، کاملاً برطرف گردید. آقا تا آخر هم از جهت چشم، هیچ ناراحتی نداشتند.
یک ماه منبر از کتاب «مصباح الفلاح»
استاد اکبری شاهرودی خاطرنشان کرد: در یکی از روزها در محضر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رضوان الله علیه، ذکر خیر مرحوم آیت الله العظمی آقا سید صدرالدین صدر قدس سره بود. مرحوم آقا فرمودند: در یکی از روزهایی که مرحوم والد معظم ما آیت الله آخوند ملا محمد جواد صافی رحمة الله علیه به قم مشرّف شده بودند، با هم به منزل آیت الله آقای سید صدرالدین صدر رفتیم. واعظ شهیر مرحوم میرزا محمّد تقی اشراقی نیز آنجا بود. ایشان نقل کردند که آیت الله صدر خطاب به آقای اشراقی فرموده بودند که آقای صافی، حقّی به گردن ما دارند که خودشان نمی دانند. آقای اشراقی پرسیده بودند: چطور؟ آقای آقا سید صدرالدین فرموده بود در یک ماه مبارک که مشهد مشرّف بودم و اقامه جماعت داشتم، به اصرار آقایان، منبر هم بر عهده ام گذاشته شد. در همان ایام، یکی از آقایان علما، کتاب شریف مصباح الفلاح آیت الله آخوند ملامحمدجواد صافی را به ایشان هدیه داده بود. آقا نقل کردند که آیت الله آقای صدر در آن جلسه فرمودند کتاب را ملاحظه کردم و دیدم آنقدر مطالب خوب و عالی دارد که تمام آن ماه مبارک را از روی مصباح الفلاح منبر رفتم.
بیش از سی سال خادمی کشیک هشتم
این استاد حوزه علمیه قم عنوان داشت: روزهایی که نوبت خادمان کشیک هشتم می رسید، آیت الله العظمی صافی گلپایگانی- که بیش از سی سال است افتخار خادمی کشیک هشتم را داشتند- مشتاقانه «چوب پر» مرسوم خدام را به دست می گرفتند. سپس جلوی درب ورودی روضه منوره می ایستادند و در حالی که ذکری را زمزمه می کردند، با همان «چوب پر» خادمی، لحظاتی را به راهنمایی زایران و شیفتگان حضرتش می پرداختند. بعد از آن وارد دفتر خدام می شدند و پس از احوالپرسی و گفت و گویی کوتاه، دفتر بزرگی را که اسامی خادمان در آن ثبت شده باز می کردند و صفحه مربوط به خودشان را امضاء می نمودند.
وی افزود: نکته حایز اهمیت این بود که ایشان در هنگام ثبت تاریخ، آن را به قمری می نوشتند و به آقایانی که آنجا حضور داشتند، یادآوری می کردند که تاریخ اسلامی، تاریخ قمری است و نباید فراموش شود.
همواره در یادِ یار
استاد محسن اکبری شاهرودی خاطرنشان کرد: آیت اللّه العظمی صافی گلپایگانی اعلی اللّه مقامه، اشعار ناب توحیدی را مصداق ذکر خدا می دانستند. خاطرم هست در سال های آخر عمر شریفشان، یک بیت را در مواقع مخالف تکرار می کردند که از فرط علاقه شان، آن را به یک خوشنویس دادم، نوشت و روبروی محلّ جلوس ایشان گذاشتیم، که هر کسی می آمد، آقا او را میهمانِ خواندن این شعر الهی می کرد و محفل را لبریز می نمود از عِطر خدا:
«سحر گنجشککان در جیک جیکند به تسبیح خدای لا شریکند»
وی افزود: همین معرفت ناب خدا باعث شده بود از هیچ احدی خوف و ترس نداشته باشد، مگر خداوند متعال؛ و مصداق کاملی از آیه شریفه «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً» شده بودند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این چند مصرع شعر را نیز بسیار دوست می داشتند؛ با گوشت و پوست و خونشان آمیخته شده بود و زیاد تکرار می کردند:
موحّد چو در پای ریزی زَرَش چو شمشیر هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس بر این است بنیاد توحید و بس
برگی از خاطرات سامرا
استاد محسن اکبری شاهرودی خاطرنشان کرد: روزی از روزها که حسب المعمول خدمت مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه مشرّف بودم، ایشان رسیدِ منزلگاه آيت الله العظمی بروجردی أعلی الله مقامه که در سال ۱۳۸۶ قمری به سامرا مشرّف شده بودند را به حقیر نشان دادند و جریان شعری که پشت آن مرقوم فرموده را اینگونه بیان کردند: قديم ها كه حدود ده روز در سامرا مشرف مي شدم، در حسينيه مرحوم آيت الله العظمی بروجردي اعلی الله مقامه با سنّی ها در تماس بودم و معلوم بود كه اينها معاند نبودند؛ حتی در يكی از سفرها هنگام مراجعت، سوار ماشينی شدم كه دو نفر جلو سوار شده بودند؛ يكي از روحانيون اهل سنت و ديگری افندی بود. آن شخص از من معنای شعري را پرسيد و من طوري جواب دادم كه خوشحال شد. از مشهد و ارادت خودش به حضرت رضا عليه السلام صحبت كرد. آن وقت از يكي از علماي اهل سنت كه در نزديك سامرا دفن است و ما هم او را مي شناسيم، گفت كه به ايران آمده بود و به حضرت رضا عليه السلام ارادت زيادي داشت، و قصيده اي هم در مدح دوازده امام عليهم السلام گفته بود كه من دو بيت آن را پشت همین برگه يادداشت كردم:
جثث بطيبة و الغـريّ وكربلاء و الطوس و الزوراء و سـامراء
ما جئتهم في حاجة الّا انقضت و تـبـدل الضـراء بـالـسراء
عرض مي كند كه اينها مقامات و مشاهدي هستند كه براي هيچ حاجتی متوسل به اينها نشدم مگر اينكه حاجت من برآورده، و غصه و اندوه من برطرف شد.
ساعتی در مقبره بزرگان
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بارها و بارها در محضر فقیه عالیقدر و مرجع ولایی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه به قبرستان آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری اعلی الله مقامه (قبرستان نو) رفته بودم. از ورودی خیابان اراک، حجره اول و دوم از سمت چپ، از جمله مکان هایی بود که معظم له وارد می شدند و فاتحه می خواندند؛ حجره اول، مقبره حاج شیخ احمد شاهرودی صاحب آن کتاب ارزشمند در ردّ فرقه ضالّه بهائیت بود که مرحوم آقا تقریظی هم بر طبع جدید آن نوشته بودند. از آرزوهای ایشان این بود که مقبره آن مرحوم توسط بیت مکرّمشان بازسازی و محل رفت و آمد دانشمندان و مردم قرار گیرد. قبر دومی که در این حجره بسیار مورد توجه بود متعلّق به دایی معظّم آقا مرحوم آیت الله آقا میرزا محمد باقر امامی است؛ همو که استاد جامع علوم معقول و منقول بود و مرحوم امام خمینی از استعداد و علمیت و خوش بیانی او، خاطره ای را همیشه بازگو می کردند. سپس فاتحه ای بر قبر پسر دایی عزیزشان آقای میرزا محمد امامی – که مدتی در اوایل شریک بحث مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی بود و عنایت الهی در شعر سراییشان مشهور و مورد توجه مرحوم آقا – می خواندند. و اما حجره دوم، متعلق بود به قبر والده فاضله عابده شان که عجیب بانویی بوده در عبادت و تهجّد و اخلاق و مرحوم آقا خاطرات معرفت بخش زیادی از ایشان در حافظه داشتند. در همین حجره، تصویر تابلوی نقاشی شده عالمی بزرگ از شاگردان مبرّز میرزای بزرگ شیرازی ره و دوستان صمیمی حاج شیخ عبدالکریم حائری ره، نظر انسان را جلب می کرد. آن تصویر مربوط بود به دایی دیگر مرحوم آقا یعنی آیت الله حاج شیخ محمد سعید امامی که در فضل و زهد و تقوایش حکایات بسیاری می فرمودند. سپس به زیارت برخی قبور ارحام خویش می رفتند و در همان اثناء خاطراتی درس آموز از زندگی آنها بیان می کردند.
وی افزود: شاید آخرین فاتحه ای که تلاوت می فرمودند، برای مرحوم میرزا عبدالحسین آیتی صاحب کتاب گرانسنگ «کشف الحیل» بود. همان قبری که در سال های اخیر به امر ایشان احیا شد و این مصرع که از شعر سنگ قبر حدود ۷۰ سال پیش در خاطرشان مانده بود روی سنگ جدید حک شد: (رخت بر بست از جهان عبدالحسین آیتی) و هنگام خروج از قبرستان نو، از احیا و بازسازی قبور برخی افراد در آنجا، اظهار ناراحتی و تاسف می فرمودند. رضوان الله تعالی علیه و اعلی الله مقامه الشریف
خواب عجیب
استاد محسن اکبری شاهرودی خاطرنشان کرد: به خط آيت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره حکایت دیدم که عالم جلیل آخوند ملا غلام رضا آرانی ره در پایان کتاب "جوامع الكلم و معادن الحكم" به این عبارت حکایت فرموده است و خواب را وصف و شرح داده است: «و لعمرى أنّه كالوحى المنزل و أنّه من أعجب العجاب»
وی افزود: یکی از شاعران گفت: «می خواستم ماده تاریخی برای مرحوم حاجی قاسم کاشانی مرثیه سرای امام حسین علیه السلام که به تازگی وفات یافته بود بگویم. همان طور که مشغول فکر بودم به خواب رفتم. در عالم رؤیا مرحوم حاج سلیمان صباحی بیدگلی را که سالها پیش وفات یافته بود دیدم. گفت: میخواهی ماده تاریخی فلان کس را بگویی؟ گفتم: آری. گفت: به صفحه این دیوار نگاه کن؛ ماده تاریخ او آمده است. نگاه کردم؛ نوشته بود: (هست محشور با امام حسین) علیه السلام. از خواب بیدار شدم. حروف آن را حساب کردم؛ دقیقاً ۱۲۳۲ مطابق با سال وفات آن مرحوم بود.
نصایح اخلاقی استاد به شاگرد
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آیت الله العظمی آقای حاج آقاسید جمال الدین گلپایگانی رضوان الله علیه به شاگردش مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به تاریخ محرم الحرام ۱۳۶۵ ق نامه ای نوشتند؛ که بیان می شود.
متن روی پاکت:
«جناب مستطاب علم الاعلام عماد الافاضل العظام و نخبة العلماء الفخام ثقة الاسلام المؤید المسدد آقای آقا لطف الله صافی گلپایگانی (دامت توفیقاته)»
متن نامه:
«به عرض می رساند انشاء الله تعالی وجود محترم از جميع مکاره، مصون و محروس است ولا زال در استکمال قوه علمیه و عمليه و جدّ و جهد در تحصيل علم و تهذيب اخلاق و ترويج شرع، مؤيّد و منصورند.
ضمناً مرقومه محترمه زيارت شد. ممنون مراحم و متشکر الطاف قرة العين معظم بوده و هستم. از حالم خواسته باشيد اين حياة مستعار باقی و بی حالی و ضعف مزاج از جهت پيری و عارضه در ماه مبارک مرا از کار باز داشته؛ أسئل الله العفو و العافية و حسن العاقبة.
عزيزا. اين حال جوانى را مغتنم بشمار و از بذل جهد در تحصيل علم کوتاهى نکن ؛ و تقوی که ترک معاصى باشد کمال اهتمام را به او داشته باش که اصل و اساسِ بلوغِ بهر سعادتى است، يعنى بدانيد که بدون ملکه تقوی امکان ندارد حصول حقيقت علم که «نور يقذفه الله في قلب من يشاء» سواء کان متعلقاً بالاعتقاد أو بالعمل.
تقوی، قلب را پاک مى کند از همه ارجاس و تهذيب مى کند نفس را از مهلکات خبیثه و تصفيه مى کند از کدورات و پردههایى که مانع از ادراک حقائق است و جلا می دهد به نور قلب و کم کم انسان به نظر در آثار و آفاق و انفس، آيات الهى و دلائل ربوبى مکنونه در آنها را مشاهده مى کند ؛ و بر اثر نظر در آفاق و انفس و تفکّر در آنها را درک مى کند «إن في خلق السموات و الأرض..»؛ «و سنريهم آياتنا في الافاق و في أنفسهم...».
امیّد است که خداوند، يقين صادقى و ايمان کاملى موهبت فرمايد ؛ که از آلايش و آلام و اسقام اين عالم طبيعى منتزع شود.
جان جنابعالى را دوست مي دارم و قابل ديدم، لذا زياد مصدع شدم. در تحصيل اهتمام کن، وقت را غنيمت بدان که از کف مى رود و ديگر به دست نمى آيد.
عالم بعد که به اصطلاح عالم برزخ است که عالم حسرت و مذمت است از مهملین و معطلین و عالم فوز به نتايج اعمال حسنه از براى عاملين و اولياء خدا.
ديگر حال ندارم، باقى طلب شما؛ أسئل الله أن يوفقنا لتحصيل مراضيه خالصاً لوجهه الکريم ؛ بحق محمد و آله والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته.
سلام مخصوص به حضرت حجة الاسلام آقاى حاج سيد محمد رضا، رکن الاسلام آقاى حاج ميرزا مهدى (دامت برکاتهما) مى رسانم؛ و التماس دعا از همه دارم. باقى حجج و ارکان الاسلام از آقايانى که اظهار لطف فرمايند به حقير، سلام به آنها و التماس دعاى مخصوص از آنها در عهده حضرتعالى است ؛ و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته.الأحقر جمال الدين الگلپايگاني»