استاد کفیل مطرح کرد؛

آسیب شناسی نماز

استاد محمد ابراهیم کفیل از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «آسیب شناسی نماز» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: همانگونه كه در بُعد معرفت و شناخت، «انديشه و تفكر» ويژگي‌اي است كه موجب امتياز انسان از ساير حيوانات مي‌شود، شايد بتوان گفت: در بُعد «عمل» هم «اطاعت و عبادت آگاهانه و توأم با اختيار انسان» او را از بقية حيوانات جدا مي ‌سازد. انديشه و تفكر، عقل نظري را كامل ‌مي ‌كند. و عبادت، كمال عقل عملي را به همراه دارد، و به دنبال آن، كمال عقل نظري را؛ چرا كه انسانيت او را همين عبادت آگاهانه تأمين‌ مي‌ كند. انسان در رحم مادر، از حيات «گياهي» برخوردار است؛ جذب دارد و رشد. وقتي از نظر گياهي كامل و بالغ شد، پا به مرحلة «حيواني» مي‌ گذارد؛ متولدمي‌ شود و رشد و نمو مي ‌نمايد، تا اينكه از قواي حيواني بهره ‌مند مي ‌شود؛ واجد شهوت و غضب مي‌ گردد و در اين مرحله هم بالغ مي ‌گردد، و از اينجا به بعد مكلّف مي ‌شود؛ مكلّف به تحصيل حيات انساني. و اگر در تكوّنِ مراحل سابق هستيِ خود، دخالتي نداشت، و دست تكوين او را به اين حد مي‌ رساند. ولي تحصيل مرحله يا مراحل بعدي، به عهدة خود اوست؛ اوست كه بايد با استفاده از امكاناتي كه خداوند متعال در مراحل سابق به او ارزاني داشته، كسب انسانيت كند؛ چرا كه در اين مرحله تقريباً حيوان بالفعل است و انسان بالقوه. لذا بايد در صدد فعليت بخشيدن به خود باشد تا رستگار شود و نه زيانكار. اما چگونه؟

 

وی افزود: اگر پرسیده شود از كدام طريق انسان بايد خودش را به فعليت برساند، در پاسخ می گوییم از طريق عبادت؛ عبادت خداوند، صراط مستقيمي است كه او را به سرمنزل مقصود مي ‌رساند. در قرآن کریم می خوانیم: «اَلَمْ اَعْهَدْ إلَيْكُمْ ... وَ اَن اعْبُدُونِي، هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ.» (یس: 60 و 61). پس بي‌ جهت نيست كه خداوند متعال غایت آفرینش انسان را عبادت دانسته: «وَ مَاخَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ إلا لِيَعْبُدُونِ»،و تنها مأموریت و وظیفه اورا بندگی خالصانه برشمرده است: «وَ مَااُمِرُوا إلا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ.» و شکی نیست که ستون خیمه بندگی و محور اساسی آن، نماز است. در قرآن کریم می خوانیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1)الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ (2) وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)

 

استاد کفیل در ادامه بیان کرد: آیت الله العظمی بهجت ره در فرمایشی حکیمانه با دریافت از این آیات می فرمایند: "اگر بدانیم اصلاح همه امور به اصلاح عبادت و در رأس آن به اصلاح نماز است که آن هم با خشوع محقق می شود و خشوع با اعراض از لغو، کار تمام است."

 

وی افزود: امیر مؤمنان علیه السلام هم همه امور را تابع و وابسته به نماز دانسته اند؛ «وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ فَمَنْ ضَيَّعَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهُ لِغَيْرِهَا أَضْيَعُ.» (وسائل‏الشيعة4، 161؛ 10- باب أوقات الصلوات الخمس) بقیه اولیای دین علیهم السلام هم نسبت به نماز قولا و عملا اهتمام و توصیه ویژه داشته اند؛ ولی با این همه در سطوح مختلف جامعه نسبت به نماز آن عنایت جدی مشاهده نمی شود و نماز در بین اهل نماز هم جایگاه مطلوب و بایسته خود را نیافته است و به گونه ای نیست که نماز اهل نماز از افراد بی نماز دلبری کند و...

 

دو مشكل اساسي راجع به نماز

1- نمازهاي ما ناقص است

استاد کفیل خاطرنشان کرد: کمال و نقصان هر چیز حداقل از دو جهت قابل ارزیابی است؛ یکی با بررسی حقیقت آن و دیگری با توجه به آثارآن و نمازهاي ما با هر دو نگاه، ناقص است؛ چون:

الف) نماز ما، با غفلت همراه است؛ در حالی که حقیقت نماز و عیار اصلی آن به فرموده خداوند متعال، «ذکر»است: «إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري».

ب) نماز ما، بازدارنده از تمام گناهان نيست؛ قرآن کریم نماز را فریادگری می داند که نمازگزار را به پرهیز از گناه دعوت می کند. «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»، و حال آنكه ما نماز مي ‌خوانيم ولي مرتكب گناه هم مي ‌شويم. معلوم مي ‌شود نماز ما كارايي لازم را ندارد و فریادش آنقدر بلند نیست که ما را در مواجهه با گناه سرجایمان میخکوب کند؛ پس درجه مطلوب کمال را ندارد؛ چرا كه اگر كامل بود، كارايي‌اش هم كامل بود. در علم منطق گفته شده است که: اگر گزاره ای صحیح و صادق بود، عكس نقيض آن هم صحیح و صادق خواهد بود؛ مثلا گزاره "آتش سوزنده است" گزاره ای است درست؛ بنا براین گزاره "آنچه سوزنده نیست، آتش نیست"هم (که عکس نقیض آن است) صحیح است؛ بر این اساس چون آیه شریفه ای که ذکر شد بلا شبهه صادق است، عكس نقيض آن هم صادق است؛ يعني «ما لاينهي عن الفحشاء و المنكر‍ فليس بصلوة»، و از آنجا كه آنچه ما به عنوان نماز انجام مي ‌دهيم بازدارندة از گناه نيست (يا لااقل بازدارنده از همة گناهان نيست)، معلوم مي ‌شود در همان محدوده نماز هم نيست (يعني ناقص است).

 

2- نماز، براي ما كار مهمي نيست

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مشكل دوم اين است كه به نمازمان اهميت نمي ‌دهيم و عملاً قبول نداريم نمازمان ناقص است؛ چرا كه براي برطرف ‌شدن نقصش تلاشي نمي ‌كنيم. شاهدش اين است كه نمازهاي ما از اول تكليف تا كنون، تغييري نكرده‌است و در نمازمان پيشرفتي نكرده‌ ايم، حتي شايد كيفيتش پايين ‌تر هم آمده ‌باشد! و همين، شاهد اندك‌ بودن اهتمام ما به نماز است. كودكي را در نظر بگيريد كه چند ماه به طور مستمر و مرتب در كلام آموزش خط حاضر شده، ولي بجز حضور در کلاس کار ویژه ای انجام نداده است و در نتیجه خطش هيچ تغييري نكرده؛ هنوز مثل اولْ بدخط مي ‌نويسد. در چنين حالتي به او گفته ‌مي‌شود: «چرا به كلاس و درست اهميت نمي ‌دهي؟!»، يعني عدم حصول پيشرفت، شاهد عدم اهتمام او به كلاس و درس تلقي مي‌شود، اگر چه هر روز در كلاس حاضر شده ‌باشد.

 

س, 11/02/1403 - 12:53