استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «برخی صفات مؤمنین، بر اساس آیات معارج» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه معارج می خوانیم: إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً (19) إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً (20) وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً (21) إِلاَّ الْمُصَلِّينَ (22) الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ (23) وَ الَّذينَ في أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24) لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (25) وَ الَّذينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (26) وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (27) إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (28) وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (29) إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (30) فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (31) وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (32) وَ الَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ (33) وَ الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (34) أُولئِكَ في جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ (35)
استاد خادم الذاکرین افزود: در این آیات به صورت استثناء، اوصاف انسان های شایسته را ذکر می کند؛ و 9 صفت از صفات برجسته را یادآوری می نماید. در این آیات، صلات بر سایر اعمال مقدم شده است، چون خیر الاعمال، اشرف الاعمال است؛ و تأثیر بارزی در دفع رذیله «هلع» و حرص دارد. زیرا «انّ الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر»
وی در ادامه بیان کرد: آیه 23 اشاره به مداومت بر صلات است و اشاره به اینکه اثر یک عمل، با مداومت حاصل می شود. در حدیث نبوی است که «انّ احبّ الاعمال الی الله ما دام و ان قلّ» (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 415) و در روایت کافی آمده که فضیل بن یسار از امام باقر علیه السلام راجع به «والذین هم علی صلاتهم یحافظون» سؤال کرد؛ حضرت فرمود: «هی الفریضة». و درباره «والذین هم علی صلاتهم دائمون» پرسید؛ حضرت فرمود: «هی النافلة». «وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ «الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ» (المؤمنون: 9) قَالَ هِيَ الْفَرِيضَةُ قُلْتُ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ» (المؤمنون: 23) قَالَ هِيَ النَّافِلَةُ» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 3؛ ص 269)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی نسبت به آیات 24 و 25، تفسیر به زکات واجب کرده اند. در حالی که در حدیث امام صادق علیه السلام است که «منظور از حقّ معلوم، زکات نیست. «و انّما هو مقدار معلوم ینفقونه للفقراء». در قرآن از زکات، تعبیر به صدقه می شود. که صدقه واجبه هم می گویند. اینکه می گویند صدقه بر سادات، حرام است، منظور، صدقه واجبه است. و اینکه بعضا در مساجد، پول جمع می کنند و به سیدی نیازمند می دهند، صدقات مستحبه است و اشکال ندارد که به آن سید داده شود؛ آن صدقه واجبه است که دادن آن، به سادات، حرام است. بر اساس این آیات، می گوییم هر کسی باید پولی کنار بگذارد و به فقرا بدهد؛ چرا که حقّ فقرا است. «السائل، هو الفقیر الذی یسأل و المحروم الفقیر الذی یتعفّف و لا یسأل» محروم، عفت نفس دارد. باید به دنبال این افراد بود؛ و الا آن کس که از همه کمک می خواهد، بالاخره کمکی تهیه می کند.
وی افزود: مؤید مفاد حدیث امام صادق علیه السلام، این است که مصرف زکات اصطلاحی، مختصّ به سائل و محروم نیست. بلکه 8 مورد است. در آیه 60 توبه می خوانیم: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ» (توبه: 60). در کافی آمده است: «وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ قَالَ الْمَحْرُومُ الْمُحَارَفُ الَّذِي قَدْ حُرِمَ كَدَّ يَدِهِ فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ» در ادامه همین روایت می خوانیم: وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا الْمَحْرُومُ الرَّجُلُ الَّذِي لَيْسَ بِعَقْلِهِ بَأْسٌ وَ لَمْ يُبْسَطْ لَهُ فِي الرِّزْقِ وَ هُوَ مُحَارَفٌ» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 3؛ ص 500)
استاد اکبر خادم الذاکرین خاطرنشان کرد: در مورد «حق معلوم» در روایت آمده، آن چیزی است که «ان تصل القرابة و تعطی من حرمک و تتصدّق علی من عاداک». پس دریافتیم که مراد از این آیه، زکات نیست؛ بلکه انسان در اموالش مبلغی را بگذارد تا به نیازمندان برسد؛ چه سائلی باشد که دستش را برای دریافت کمک، دراز کرده، یا عفیف است و نمی تواند کمکش را درخواست کند. با اینکه کاسبی دارد، اما کارش نمی گردد. چه به کسی که ما را محروم کرده، و چه کسی که با ما دشمنی نموده است.
وی اضافه نمود: در آیه 26 به کسانی اشاره شده که ایمان به روز جزا دارند؛ و آن را تصدیق می کنند. تصدیق مطلق است؛ چه تصدیق علمی و اعتقادی، و چه تصدیق عملی. یعنی هم معتقد به قیامت هستند؛ و هم در عمل نشان می دهند که حساب و کتاب و پاداش و عقابی در قیامت هست. «یصدّقون» دلالت بر استمرار می کند؛ چون فعل مضارع است. یعنی آنها دائما مراقبت به ذکر خداوند دارند. و در هر عملی به یاد خدا هستند. آنچه را او می پسندد، می آورند و از هر چه خداوند بیزار است، دوری می جویند. تصدیق اعتقادی و علمی نسبت به قیامت دارند؛ هم از نظر عمل، مستمرّاً مراقب هستند.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: صفت دیگر مؤمنان را در آیه 27 می بینیم؛ آنها از عذاب خداوند متعال، خائف هستند؛ چرا که «مشفقون» یعنی «خائفون». در آیه 28 می خوانیم که آنها خود را از عذاب الهی ایمن نمی دانند. این عبارت اخیر، تعلیل برای اشفاق آنها از عذاب پروردگار است. خائف هستند، چون حاشیه امنیت ندارند و مأمون از عذاب نیستند. حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «خف الله خوفا انّک لو أتیته بحسنات اهل الأرض لم یقبلها منک و ارجُ الله رجاء انّک لو أتیته بسیئات اهل الأرض غفرها لک» (جامع الاخبار؛ ص: 113). در حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است «لن یُدخِل الجنةَ احداً عملُه. قالوا و لا أنت یا رسول الله؟ قال و لا أنا إلا أن یتغمّدنی الله برَحمَتِه». رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید به اینکه دختر من هستی، امید نداشته باش؛ بلکه خدا عمل می خواهد. اگر عمل هم داریم، باز باید رحمت الهی شامل ما بشود؛ چرا که عاقبت به خیری اصلی با اوست.
وی افزود: در آیه های 29 تا 31 به صفتی دیگر اشاره شده است. اسلام، دین منطق است و هرگز، غریزه شهوت را به کلّی از بین نبرده؛ چنانکه راهبان و کشیشان مسیحی، به طور رسمی ازدواج نمی کنند؛ چرا که می گویند عیسی علیه السلام ازدواج نکرده است و ما هم ازدواج نمی کنیم؛ ولی به انحرافات جنسی کشیده می شوند. مورخان مسیحی، مانند ویل دورانت از این رسوایی ها پرده برداشته است. عده ای از این کشیشان مبتلای به هم جنس بازی می شوند؛ که در رسانه ها ذکر می شود. ولکن، اسلام، این غریزه شهوت را تعدیل کرده است. می گوید با ازواج خود، که شامل عقد دائم و موقت است، و نیز با کنیزان خود، ارتباط داشته باشید و از غیر اینها خود را حفظ نمایید. کسانی که ماورای این را طلب کنند، متجاوز و خارج شونده از مرزهای الهی هستند. از این رو فقها استمناء و لواط و زنا را به عنوان تجاوز می دانند و به این آیه تمسک می کنند.